چاپگر ریال دوشیفته کار میکند! | رگبار بیسابقه پول به اقتصاد جنگزده
بانک مرکزی در هشت ماه گذشته، با چاپ ۴۱۷ هزار میلیارد تومان پول، رکوردی بیسابقه در افزایش پایه پولی به ثبت رسانده است. در این مدت حدودا ۳۰.۷ درصد حجم پایه پولی کشور بیشتر شده که این رقم نه تنها از رشدهای مشابه در سالهای قبل پیشی گرفته، بلکه بالاترین میزان از ابتدای سال ۱۳۵۲ تاکنون را نشان میدهد. یعنی از دوران انقلاب و جنگ هم بیشتر؛ اما عامل اصلی این اتفاق چه بوده و آینده اقتصاد را چگونه تحت تاثیر قرار خواهد داد؟
دولت؛ متهم شماره یک چاپ پول
بررسی دقیق آمار نشان میدهد که خالص مطالبات بانک مرکزی از بخش دولتی، با رشد حدود 253 همتی، سهم غالب در افزایش پایه پولی داشته است. این بدهیها میتواند مربوط به وامهای دوران جنگ و سایر هزینههای دولتی باشد که از طریق استقراض از بانک مرکزی تامین شدهاند. به عبارت دیگر، دولت با دریافت پول از بانک مرکزی، بهطور مستقیم به حجم نقدینگی کشور افزوده و زمینه را برای تورم فراهم کرده است.
بانکها؛ همراهان ناخواسته در افزایش پایه پولی
در گذشته، بانکها بهعنوان اصلیترین عامل چاپ پول شناخته میشدند. اما در هشت ماه گذشته، خالص بدهی بانکها به بانک مرکزی تنها با رشد ۱.۹ درصدی مواجه بوده است. این نشان میدهد که فشار اصلی بر بانک مرکزی از سمت دولت و نیاز آن به تامین مالی بوده است. در حالی که بدهی بانکها به بانک مرکزی حدود ۶۷ درصد کل پایه پولی را تشکیل میدهد، اما نقش آن در افزایش اخیر کمتر از گذشته بوده است.
چاپ پول در ازای دلارهای ندیده
خالص دارایی خارجی بانک مرکزی نیز رشدی معادل ۷ درصد (حدود ۲۲ همت) را ثبت کرده است. این شاخص نشاندهنده پولی است که بانک مرکزی در ازای ارزهای نفتی و سایر داراییهای خارجی چاپ میکند. با توجه به کاهش درآمدهای نفتی و واردات طلا، بهنظر میرسد بخش قابل توجهی از افزایش دارایی خارجی مربوط به دلارهای بلوکه شدهای باشد که هنوز به دست بانک مرکزی نرسیدهاند اما ریال آنها نقد شده و احتمالا به دست دولت رسیده است. این موضوع مستقیما نشاندهنده تاثیر سیاست خارجی بر حجم نقدینگی کشور است که دسترسی ایران به درآمدهای نفتی را محدود کرده است.
در مجموع، میتوان گفت بدهی دولت به بانک مرکزی، بههمراه چاپ پول در ازای دلارهای بلوکه شده، مهمترین عوامل رشد بیسابقه پایه پولی در هشت ماه گذشته هستند. در هر صورت می توان در این اتفاق نقش دولت را مهم دانست. برخی پایه پولی را زمانی خطرناک می دانند که از سمت بانک ها زیاد شده باشد اما حالا که نقش اصلی را دولت بازی کرده چه؟ آیا این رشد می تواند به رشد نقدینگی و در ادامه تورم دچار شود؟ اکنون سوال اصلی این است که چگونه میتوان جلوی ادامه این روند را گرفت و از آسیبهای تورمی بیشتر جلوگیری کرد؟