دنیا دیگر مثل قبل برای ترس، طلا نمی‌خرد

جمعه 5 تیر 1405 - 13:30
مطالعه 3 دقیقه
طلا
جنگ ایران انتظار جهش طلا را ایجاد کرد، اما بازار مسیر دیگری رفت؛ آیا تعریف «پناهگاه امن» در اقتصاد جهانی در حال تغییر است؟
تبلیغات

دنیا دیگر مثل قبل برای ترس، طلا نمی‌خرد:وقتی درگیری نظامی میان ایران با اسرائیل و آمریکا آغاز شد، یکی از بدیهی‌ترین پیش‌بینی‌های بازار این بود که طلا دوباره نقش همیشگی خود را بازی خواهد کرد؛ دارایی‌ای که در هر بحران، سرمایه‌ها را به سمت خود می‌کشد. اما تنها چند هفته بعد، تصویر کاملاً متفاوت شد. قیمت طلا نه‌تنها نتوانست روند صعودی خود را حفظ کند، بلکه همزمان با فروکش کردن تنش‌ها به زیر چهار هزار دلار عقب نشست. در مقابل، دلار آمریکا تقویت شد، بازار سهام بخشی از زیان خود را جبران کرد و نفت نیز به محدوده پیش از جنگ بازگشت.

شاید مهم‌ترین اتفاق این روزها، کاهش قیمت طلا نباشد؛ بلکه این پرسش باشد که آیا رفتار سرمایه‌گذاران جهانی در حال تغییر است؟

سه روایت برای یک سقوط

در ظاهر همه درباره افت طلا حرف می‌زنند، اما پشت این افت، دست‌کم سه روایت متفاوت وجود دارد.

روایت نخست به داده‌های اقتصاد آمریکا بازمی‌گردد. تازه‌ترین آمار تولید ناخالص داخلی نشان داد اقتصاد این کشور در سه‌ماهه نخست سال با نرخ ۲.۱ درصد رشد کرده؛ رقمی که بالاتر از برآوردهای قبلی بود. همزمان، شاخص تورم هسته مصرف شخصی نیز مطابق انتظار بازار منتشر شد. ترکیب این دو داده، این پیام را به سرمایه‌گذاران داد که اقتصاد آمریکا هنوز آن‌قدر مقاوم هست که فدرال رزرو برای کاهش سریع نرخ بهره تحت فشار قرار نگیرد. در چنین شرایطی، دلار تقویت شد و بخشی از سرمایه‌هایی که می‌توانستند راهی بازار طلا شوند، به سمت دارایی‌های دلاری حرکت کردند.

روایت دوم را بانک فرانسوی سوسیته ژنرال مطرح می‌کند. تحلیلگران این بانک معتقدند معامله‌ای که طی ماه‌های گذشته بر پایه تضعیف ارزش دلار شکل گرفته بود، اکنون به پایان رسیده است. از نگاه آنها، بازار دیگر مانند گذشته انتظار کاهش مداوم ارزش دلار را ندارد و همین موضوع یکی از مهم‌ترین موتورهای رشد طلا را خاموش کرده است.

اما روایت سوم، شاید بحث‌برانگیزترین باشد. رابین بروکس، اقتصاددان ارشد پیشین مؤسسه مالی بین‌المللی و اقتصاددان سابق گلدمن ساکس، معتقد است اتفاق مهم‌تر، تغییر رفتار خود طلاست. به باور او، در جریان جنگ ایران، طلا رفتاری شبیه یک دارایی پرریسک پیدا کرد؛ در مقاطعی که بازار سهام افت می‌کرد، طلا نیز همزمان کاهش یافت. اگر این الگو ادامه پیدا کند، بخشی از جایگاه سنتی طلا به‌عنوان «پناهگاه امن» زیر سؤال خواهد رفت.

جنگی که قواعد قدیمی را تکرار نکرد

سال‌ها یکی از قواعد نانوشته بازارهای مالی این بود که هرچه نااطمینانی سیاسی بیشتر شود، تقاضا برای طلا نیز افزایش می‌یابد. بحران مالی ۲۰۰۸، همه‌گیری کرونا و حتی بسیاری از درگیری‌های ژئوپلیتیکی همین الگو را تقویت کرده بودند.

اما جنگ اخیر خاورمیانه تصویر متفاوتی ساخت. سرمایه‌گذاران بیش از آنکه روی ادامه بحران شرط ببندند، به این نتیجه رسیدند که اختلال در عرضه انرژی محدود خواهد بود و اقتصاد آمریکا همچنان قدرت خود را حفظ می‌کند. نتیجه آن بود که دلار دوباره جایگاه خود را به‌عنوان مقصد اصلی سرمایه حفظ کرد.

البته این به معنای پایان نقش طلا نیست. بانک‌های مرکزی جهان همچنان طی سال‌های اخیر یکی از بزرگ‌ترین خریداران این فلز بوده‌اند و بسیاری از اقتصاددانان معتقدند کسری بودجه سنگین دولت‌ها و بدهی رو‌به‌رشد اقتصادهای بزرگ، در بلندمدت همچنان از طلا حمایت خواهد کرد.

بازار هنوز به جمع‌بندی نرسیده است

نکته جالب اینجاست که برخلاف تحلیلگران اقتصاد کلان، بسیاری از تحلیلگران تکنیکال معتقدند افت اخیر ممکن است به مراحل پایانی خود نزدیک شده باشد. آنها از شکل‌گیری یک کف قیمتی در هفته‌های آینده سخن می‌گویند، اما تقریباً همگی بر یک نکته تأکید دارند؛ هنوز هیچ نشانه قطعی برای پایان اصلاح قیمت دیده نمی‌شود.

به همین دلیل، امروز اختلاف نظر بر سر این نیست که قیمت طلا هفته آینده چند دلار خواهد بود؛ اختلاف بر سر این است که آیا بازار جهانی در حال بازتعریف مفهوم «دارایی امن» است یا فقط یک اصلاح موقت را تجربه می‌کند.

آزمونی فراتر از قیمت طلا

شاید مهم‌ترین میراث جنگ ایران برای بازارهای مالی، نه در نمودار قیمت طلا، بلکه در تغییری باشد که در ذهن سرمایه‌گذاران شکل گرفته است. اگر در بحران‌های آینده نیز دلار، اوراق خزانه آمریکا یا حتی بازار سهام سریع‌تر از طلا سرمایه‌ها را جذب کنند، آن‌وقت می‌توان گفت این جنگ فقط یک شوک ژئوپلیتیکی نبود؛ بلکه نخستین آزمون جدی برای جایگاه سنتی طلا به‌عنوان امن‌ترین پناهگاه سرمایه در جهان بود.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.