بلومبرگ: ورق نفت به سود آمریکا برگشت؛ فشار هرمز بر اروپا و آسیا
بحران تنگه هرمز نفت را گران کرده، اما آمریکا از شکاف قیمتها مزیت گرفته است؛ اروپا و آسیا هزینه بیشتری میپردازند.
در میانه جنگ ایران، نفت کانادا در بازار آمریکا بشکهای حدود ۷۰ دلار قیمت دارد، اما نفت عمان که به جنوب چین میرسد، نزدیک ۱۵۰ دلار تمام میشود. این فاصله ۸۰ دلاری فقط اختلاف قیمت دو نوع نفت نیست؛ نشانه بازاری است که جنگ، ارتباط میان بخشهای مختلف آن را مختل کرده است. بحرانی که با افزایش هزینه انرژی میتواند آمریکا را تحت فشار بگذارد، اکنون برای پالایشگاههای این کشور یک مزیت نسبی نیز ساخته است.
خاویر بلاس، ستوننویس انرژی بلومبرگ، در یادداشتی که پنجشنبه ۲۲ اکتبر (۳۰ مهر) منتشر شد، توضیح میدهد چگونه افزایش هزینه حمل نفتکشها بازار جهانی نفت را به چند بازار منطقهای تقسیم کرده است. به نوشته او، آمریکا به نفت ارزانتر قاره خود دسترسی دارد، در حالی که پالایشگاههای اروپا و شرق آسیا برای تأمین محمولههای مورد نیازشان بهای بیشتری میپردازند.
نفت ارزان پشت کرایههای سنگین ماند
پیش از جنگ ایران، اگر نفت در آمریکای شمالی ارزانتر از آسیا بود، معاملهگران آن را به شرق میفرستادند. فروش در بازار گرانتر سود داشت و ورود محمولههای تازه، اختلاف قیمتها را کاهش میداد. همین رفتوآمد اجازه نمیداد قیمت نفت در مناطق مختلف برای مدت طولانی از یکدیگر فاصله زیادی بگیرد.
اکنون این تجارت همیشه صرفه ندارد. به برآورد تقریبی بلاس، متوسط هزینه حمل هر بشکه نفت از کمتر از سه دلار پیش از جنگ به حدود ۲۰ تا ۲۵ دلار رسیده است. اگر اختلاف قیمت دو بازار از هزینه انتقال کمتر باشد، نفت ارزان دیگر راهی بازار گران نمیشود.
نفت کانادا نمونه روشنی است. این کشور بخش عمده صادرات نفت خود را به آمریکا میفرستد و بخشی از تولید مازادش نیز از راه دریا به آسیا میرسید. اما با افزایش کرایه نفتکشها، فروش محمولههای دوردست دشوارتر شده است. نفت بیشتری در آمریکای شمالی باقی میماند و تولیدکنندگان برای فروش آن تخفیف میدهند.
به نوشته بلومبرگ، نفت سنگین شاخص کانادا، موسوم به «وسترن کانادین سلکت»، اکنون حدود ۳۰ دلار پایینتر از سایر شاخصهای مورد مقایسه معامله میشود؛ یکی از بزرگترین تخفیفهای آن در تاریخ.
نمودار بلومبرگ نشان میدهد نفت کانادا در سال ۲۰۲۶ با تخفیفی نزدیک به ۳۰ دلار در هر بشکه نسبت به نفت شاخص آمریکا معامله میشود. افزایش هزینه حمل نفتکشها، صادرات کانادا به بازارهای دوردست را دشوار کرده و نفت بیشتری را در آمریکای شمالی نگه داشته است؛ وضعیتی که به پالایشگاههای آمریکایی امکان خرید نفت ارزانتر میدهد.
آمریکا نفت نزدیک و ارزان دارد
این وضعیت برای پالایشگاههای آمریکایی که میتوانند نفت سنگین کانادا را فرآوری کنند، فرصت خرید ارزانتر فراهم کرده است. آمریکا علاوه بر تولید داخلی، بخش بزرگی از نفت وارداتی خود را از کشورهای نزدیک میخرد. طبق ارقام مورد استناد بلاس، کانادا، مکزیک و ونزوئلا در مجموع ۷۵ درصد واردات نفت خام آمریکا را تأمین میکنند.
نزدیکی این منابع اهمیت تازهای پیدا کرده است. وقتی حمل نفت از یک قاره به قاره دیگر گران میشود، کشوری که به خطوط لوله و تأمینکنندگان نزدیک دسترسی دارد، هزینه کمتری میپردازد.
بلاس مینویسد هزینه فعلی تأمین نفت آمریکا به کمتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسیده و حتی از سطح مارس و آوریل پایینتر است. در مقابل، هزینه نفت برای خریداران دیگر مناطق عمده جهان بین ۱۲۰ تا ۱۶۰ دلار قرار دارد.
این به معنای ارزان شدن همه انواع نفت در آمریکا نیست. تفاوت کیفیت نفت، محل تحویل و شرایط قرارداد همچنان بر قیمت اثر میگذارند. با این حال، شکاف کنونی نشان میدهد موقعیت جغرافیایی چگونه به امتیازی اقتصادی تبدیل شده است.
نمودار بلومبرگ نشان میدهد اختلاف قیمت نفت اروپا و آمریکا که پیش از جنگ ایران معمولاً چند دلار بود، در سال ۲۰۲۶ تا حدود ۴۰ دلار در هر بشکه افزایش یافته است. جهش هزینه حمل نفتکشها باعث شده نفت در آمریکا ارزانتر بماند و اروپا برای تأمین نفت هزینه بیشتری بپردازد؛ شکافی که به آمریکا مزیت نسبی داده است.
اروپا برای چندصد مایل فاصله پول میدهد
در اروپا ماجرا برعکس است. پالایشگاهها برای نفتی که از فاصله کوتاهتری میرسد، حاضرند پول بیشتری بپردازند؛ چون واردات از مناطق دورتر با کرایه سنگین نفتکش همراه است.
نفت برنت که عمدتاً از میدانهای دریای شمال استخراج میشود، از همین مزیت برخوردار شده است. مارتین راتس، تحلیلگر مورگان استنلی، به بلومبرگ گفته کوتاه بودن مسیر حمل تا پالایشگاههای مهم اروپا اکنون بیش از گذشته از قیمت برنت حمایت میکند.
به همین دلیل، برنت میتواند گران باشد، حتی وقتی نفت کانادا یا غرب آفریقا با تخفیف فروخته میشود. نفت نیجریه و آنگولا نیز به نوشته بلاس در مواردی بیش از ۱۰ تا ۲۰ دلار پایینتر از برنت معامله میشود؛ زیرا انتقال آن به بازارهای آسیایی پرهزینه شده است.
برنت همچنان یکی از مهمترین شاخصهای نفت جهان است، اما قیمت آن دیگر بهتنهایی نشان نمیدهد خریداران در سایر مناطق چه مبلغی برای نفت میپردازند.
آسیا نفت نزدیکتر را گرانتر میخرد
پالایشگاههای شرق آسیا با انتخاب دشواری روبهرو هستند. نفت آمریکای شمالی و غرب آفریقا ممکن است در مبدأ ارزانتر باشد، اما رساندن آن به آسیا هزینه بالایی دارد. در مقابل، نفت خاورمیانه از نظر جغرافیایی نزدیکتر است و فروشندگان آن میتوانند قیمت بیشتری مطالبه کنند.
بلومبرگ قیمت نفت عمان تحویلی در جنوب چین را نزدیک ۱۵۰ دلار در هر بشکه گزارش کرده است. این رقم را نمیتوان مستقیماً با قیمت نفت کانادا مقایسه کرد، زیرا نوع نفت و شرایط تحویل متفاوتاند؛ اما فاصله قیمتها از فشار سنگین بر خریداران آسیایی حکایت دارد.
پالایشگاهی که نفت گرانتری میخرد، یا باید حاشیه سود کمتری بپذیرد یا بخشی از هزینه را به قیمت فرآوردهها منتقل کند. در نتیجه، افزایش هزینه نفت میتواند به بازار سوخت، حملونقل و تولید صنعتی برسد.
برای صنایع اروپایی و آسیایی، مسئله تنها افزایش هزینه داخلی نیست. آنها در بازار جهانی با رقبایی روبهرو هستند که ممکن است به انرژی ارزانتری دسترسی داشته باشند؛ از جمله پالایشگاههای آمریکایی.
فشار هرمز به کدام اقتصاد میرسد؟
محدود کردن تردد نفتکشها در تنگه هرمز میتواند بخشی از تلاش ایران برای افزایش هزینه اقتصادی جنگ باشد. هرچه نفت گرانتر شود، فشار بر کشورهای مصرفکننده و دولتهایی که باید با تورم و افزایش هزینه انرژی مقابله کنند، بیشتر میشود.
اما یافتههای بلومبرگ نشان میدهد این فشار به یک اندازه به همه کشورها نمیرسد.
آمریکا از منابع نفتی نزدیک و بخشی از عرضهای که به دلیل گرانی حملونقل در قاره خود باقی مانده بهره میبرد. در مقابل، اروپا و شرق آسیا برای تأمین نفت مورد نیازشان هزینه بیشتری میپردازند. به این ترتیب، اختلال در هرمز در کنار افزایش هزینه جهانی انرژی، به شکلگیری مزیتی نسبی برای بخشی از صنعت نفت آمریکا کمک کرده است.
این مزیت به معنای سود خالص اقتصاد آمریکا از جنگ نیست. افزایش قیمت فرآوردههای نفتی، اختلال در تجارت و فشار بر اقتصاد شرکای تجاری میتواند به این کشور نیز آسیب بزند. خود بلاس تأکید میکند که برنده بودن در چنین شرایطی گاهی فقط به معنای زیان کمتر از دیگران است.
برای ایران نیز افزایش قیمت نفت خاورمیانه الزاماً به معنای رشد متناسب درآمد صادراتی نیست. هزینه حمل، بیمه، شرایط تحریم، تخفیفهای فروش و امکان دریافت پول، درآمد نهایی هر بشکه را تعیین میکنند. بلومبرگ در این یادداشت برآورد مستقلی از درآمد خالص نفتی ایران ارائه نکرده است.
مزیتی که از دل بحران بیرون آمد
اهمیت تحلیل بلاس تنها در اختلاف قیمت نفت نیست؛ در پیامد سیاسی و اقتصادی این اختلاف است. تنگه هرمز یکی از اهرمهای فشار ایران در جنگ به شمار میرود، اما افزایش هزینه عبور نفتکشها اکنون فشار متفاوتی بر اقتصادهای بزرگ وارد میکند. اروپا و شرق آسیا با نفت گرانتر روبهرو هستند و آمریکا، دستکم در تأمین بخشی از نفت خام، از موقعیت بهتری برخوردار شده است.
این شکاف میتواند فراتر از بازار نفت اثر بگذارد. پالایشگاههای آمریکایی که خوراک ارزانتری میخرند، در مقایسه با رقبای خارجی امکان برخورداری از حاشیه سود بالاتری دارند. برای اروپا و آسیا، هزینه بیشتر انرژی میتواند فشار بر تولید و قیمت کالاها را تشدید کند. البته اندازه این مزیت به قیمت فرآوردهها و میزان انتقال هزینه نفت به صنایع بستگی دارد.
در چنین وضعیتی، هزینه اقتصادی جنگ فقط با قیمت برنت سنجیده نمیشود. باید دید کدام کشور نفت را از کجا میخرد، چه مبلغی برای حمل آن میپردازد و چه بخشی از هزینه را به مصرفکننده منتقل میکند.
به ارزیابی بلاس، این شکاف تا زمانی که کرایه حمل نفتکشها به شرایط عادی بازنگردد، ادامه خواهد داشت. تا آن زمان، اختلال در هرمز میتواند همزمان دو نتیجه داشته باشد: فشار بیشتر بر خریداران نفت در اروپا و آسیا و مزیت نسبی برای آمریکا.
تناقض اقتصاد سیاسی جنگ همینجاست: ابزاری که قرار است هزینه جنگ را برای واشنگتن افزایش دهد، در بازار نفت به وضعیتی کمک کرده که بخشی از رقبای اقتصادی آمریکا بیش از خود این کشور زیر فشار قرار گرفتهاند. اینکه این فشار نامتوازن تا چه اندازه بر تصمیمهای سیاسی دولتها اثر بگذارد، پرسشی است که قیمت نفت بهتنهایی پاسخ آن را نمیدهد.