پرش به محتوای اصلی

نفت چوب جادو ندارد!

چرا بازسازی پارس جنوبی زمان می‌برد؟
مطالعه ۴ دقیقه
تاسیسات نفت و گاز پارس جنوبی

بازسازی پالایشگاه‌های پارس جنوبی نیازمند زمان، تجهیزات فنی و تامین امنیت پایدار است و صرف فشار بر مجریان، موانع اجرایی را برطرف نمی‌کند.

بازدیدهای پیاپی مقام‌های دولتی، نمایندگان مجلس و مدیران ارشد صنعت نفت از پالایشگاه‌های آسیب‌دیده پارس جنوبی، با تأکید بر ضرورت تسریع در عملیات بازسازی و بازگشت ظرفیت‌های تولیدی، نشان‌دهنده اهمیت راهبردی این تأسیسات در امنیت انرژی کشور است. در آستانه ورود به فصل سرد سال و با توجه به سهم پارس جنوبی در تأمین گاز کشور، حساسیت نسبت به زمان بازگشت این ظرفیت‌ها کاملاً قابل درک است. مسئله اما از جایی آغاز می‌شود که ضرورت تسریع در بازسازی، بدون توجه کافی به الزامات فنی، محدودیت‌های اجرایی و شرایط حاکم بر کشور، به مطالبه فزاینده‌ای تبدیل می‌شود که با واقعیت‌های موجود فاصله بسیاری دارد.

یکی از مدیران پارس جنوبی نقل می‌کرد روزی در محضر بزرگی، زمان مورد نیاز برای ساخت یک فاز تشریح شد. پاسخ این بود که جبهه‌های کاری افزایش یابد، منابع مالی بیشتری تزریق شود و از تمام امکانات برای رساندن زمان اجرای پروژه به نصف استفاده کنند. در میان حاضران، ظریفی مثالی آورد: «آیا می‌توان دوره ۹ ماهه بارداری را میان ۹ مادر تقسیم کرد تا نوزاد یک ماهه متولد شود؟»

یک پالایشگاه گازی شبکه‌ای پیچیده و به‌هم‌پیوسته از واحدهای فرآورشی، تجهیزات ثابت و دوار، سامانه‌های کنترل، خطوط انتقال و زیرساخت‌های ایمنی است که عملکرد هر بخش، بر بخش‌های دیگر تأثیر می‌گذارد. احداث یک پالایشگاه در مقیاس فازهای پارس جنوبی، حتی در شرایط متعارف، پروژه‌ای چندساله است و در تجربه توسعه این میدان، محدودیت‌های ناشی از تحریم، دشواری تأمین تجهیزات تخصصی و مشکلات مالی و اجرایی، بارها زمان‌بندی پروژه‌ها را تحت تأثیر قرار داده است.

اکنون باید پرسید با توجه به حجم خسارت‌های واردشده به تأسیسات پالایشی پارس جنوبی در جنگ دوازده‌روزه و جنگ رمضان، چه انتظاری از صنعت نفت وجود دارد؟ آیا صرف تکرار مطالبه تسریع، زمان تأمین تجهیزات تخصصی را کوتاه می‌کند؟ آیا محدودیت‌های مالی و تحریمی با افزایش فشار بر مدیران و مجریان برطرف می‌شوند؟ آیا می‌توان بدون توجه به دامنه خسارت، پیچیدگی تعمیرات و ضرورت اطمینان از عملکرد ایمن تجهیزات، برای بازگشت کامل ظرفیت‌ها ضرب‌الاجل تعیین کرد؟ آیا قرار است معجزه‌ای رخ دهد و صنعت نفت، بدون برخورداری از منابع و شرایط متناسب با مأموریتش، همه موانع را از سر راه بردارد؟

هدف از این متن، دفاع از تأخیر یا کاستن از اهمیت بازسازی نیست. صنعت نفت باید برای بازگرداندن ظرفیت‌های ازدست‌رفته، از تمام توان فنی و اجرایی کشور استفاده کند، برنامه داشته باشد، پیشرفت عملیات را شفاف اعلام کند، موانع را به‌موقع توضیح دهد و در برابر منابعی که در اختیار دارد پاسخ‌گو باشد.

اما ماجرا به اینجا ختم نمی‌شود. از جنگ 12روزه بیش از یک سال گذشته و از آغاز جنگ رمضان نیز بیش از 7ماه سپری شده است. بااین‌حال، بازسازی در شرایطی ادامه دارد که کشور همچنان با پیامدها و مخاطرات ناشی از وضعیت جنگی مواجه است.

اینجاست که بحث از کارگاه‌های بازسازی فراتر می‌رود و به منطق تصمیم‌گیری در سطح کلان کشور می‌رسد. باید بپذیریم هرچه احتمال تکرار آسیب به زیرساخت‌های ملی بیشتر باشد، سرمایه‌گذاری برای احیای آنها نیز با مخاطرات بیشتری مواجه خواهد بود. بنابراین، در کنار مطالبه از صنعت برای تسریع در بازسازی، باید درباره چگونگی کاهش تهدیدها و فراهم‌کردن شرایطی که امکان حفاظت از سرمایه‌های ملی را افزایش می‌دهد نیز پرسش کرد.

اگر حفظ تولید انرژی و صیانت از زیرساخت‌های راهبردی کشور از اولویت‌های تصمیم‌گیران سیاسی است، این اولویت نباید تنها در بازدید از تأسیسات آسیب‌دیده و مطالبه گزارش پیشرفت عملیات نمود پیدا کند. به همان اندازه که از مدیران صنعت نفت انتظار می‌رود برای بازگشت ظرفیت‌های تولیدی برنامه‌ریزی کنند، از سیاست‌گذاران نیز انتظار می‌رود برای کاهش مخاطرات امنیتی، جلوگیری از تداوم درگیری‌ها و فراهم‌کردن زمینه‌های صلح و ثبات، راهبردی مؤثر داشته باشند.

نمی‌توان از یک سو، بازسازی شتابان را مطالبه کرد و از سوی دیگر، نسبت به شرایطی که ممکن است دستاورد این بازسازی را دوباره در معرض تهدید قرار دهد، بی‌اعتنا بود. اگر قرار است منابع و توان فنی کشور برای احیای تأسیسات آسیب‌دیده بسیج شوند، باید هم‌زمان پرسید چه اقداماتی برای کاهش احتمال تکرار خسارت‌ها انجام می‌شود. این پرسش تأکیدی بر این واقعیت است که مدیریت پیامدهای بحران، بدون تلاش برای کاهش زمینه‌های تکرار آن، راهبردی پرهزینه و ناتمام خواهد بود.

اکنون در کنار پرسش‌های مکرر درباره چرایی طولانی‌شدن بازسازی‌ها که البته مستلزم توجه به شرایط موجود است، لازم است، پرسشی بنیادی‌تر نیز مطرح شود: برای آنکه پالایشگاه‌های بازسازی‌شده دوباره در معرض همان مخاطرات قرار نگیرند و سرمایه ملی صرف‌شده برای احیای آنها به هدر نرود، چه می‌کنیم؟

نفت چوب جادو ندارد. دانش فنی، تجربه و سرمایه انسانی دارد و برای به‌ثمر نشستن این ظرفیت‌ها به منابع متناسب، زمان واقع‌بینانه و محیطی قابل اتکا نیازمند است. هنر حکمرانی نیز در همین نقطه معنا پیدا می‌کند، نه در طرح مطالبات حداکثری و غیرواقع‌بینانه از صنعت نفت، بلکه در فراهم‌کردن شرایطی که نتیجه تلاش‌ها، به‌جای آنکه موقتی و آسیب‌پذیر باشد، به دستاوردی پایدار برای کشور تبدیل شود.

به محتوای این مطلب چه امتیازی میدی؟

نظر شما برامون مهمه و به بهتر شدن کیفیت مطالب کمک می‌کنه.

۱ - بسیار بد۱۰ - بسیار خوب

نظرات