بلومبرگ می‌نویسد: هنوز مشخص نیست چه کسی در جنگ آمریکا و ایران پیروز خواهد شد، اما در نبرد تنگه‌ هرمز، دونالد ترامپ رئیس‌جمهور دست بالا را دارد و صادرات نفت خام متحدان منطقه‌ای آمریکا از مسیر هرمز و راه‌های فرعی به حدود ۸۰ درصد سطح پیش از جنگ رسیده است.

اگرچه چند ماه قبل افزایش صادرات نفت دستاوردی بزرگ برای ایالات متحده به شمار می‌رفت، اما قیمت نفت خام برنت همچنان بالاتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه باقی مانده است. در این میان، شاید برخی مقام‌های کاخ سفید با این پرسش روبه‌رو شده باشند که اگر شرایط فعلی پیروزی است، پس شکست چگونه تعبیر خواهد شد؟ پرسشی که پاسخ آن با مؤلفه‌های روان‌شناختی بازار و جذابیت ماندگاری قیمت نفت در محدوده سه‌رقمی پیوند خورده است.

مرز ۱۰۰ دلار به معیاری ساده برای موفقیت یا شکست ترامپ تبدیل شده و پایین ماندن برنت از آن به سود رئیس‌جمهور آمریکا تفسیر می‌شود، درحالی‌که عبور قیمت از مرز یاد شده به زیان او تمام خواهد شد.

در فضایی که شبکه‌های اجتماعی روایت‌ها را شکل می‌دهند، فاصله‌ میان نفت ۹۹٫۹۹ دلاری و ۱۰۰٫۰۱ دلاری می‌تواند بسیار بزرگ و درعین‌حال پوچ جلوه کند.

برداشت عمومی با وجود غیرمنطقی بودن اهمیت دارد، زیرا رفتار سرمایه‌گذاران را تغییر می‌دهد. سه‌رقمی شدن قیمت نفت و افزایش بازده اوراق قرضه ممکن است سرمایه‌گذاران را برای پوشش خطر تورم به خرید قراردادهای آتی بیشتر سوق دهد.

بازار نفت در مقایسه با ماه مارس در برابر ازسرگیری درگیری آسیب‌پذیرتر شده، زیرا آمریکا و متحدانش پیش‌تر بخش قابل‌توجهی از ذخایر راهبردی خود را مصرف کرده‌اند و ذخایر تجاری نفت خام و فرآورده‌های نفتی نیز کاهش یافته است.

عملکرد ترامپ نشان می‌دهد که میزان تاب‌آوری او در برابر فشارهای اقتصادی فراتر از پیش‌بینی‌هاست. از این رو، رئیس‌جمهور آمریکا احتمالا حاضر است برای وادار ساختن ایران به همکاری، دشواری‌های اقتصادی بیشتری را متحمل شود.

حجم نفتی که در معرض خطر قرار دارد بسیار چشمگیر است. پیش از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، کشورهای حاشیه خلیج فارس (به‌جز ایران) روزانه اندکی بیش از ۱۷ میلیون بشکه نفت خام صادر می‌کردند. اما با وقوع درگیری‌ها، تنگه هرمز تقریبا به‌طور کامل مسدود شد و صادرکنندگان را وادار کرد به مسیرهای فرعی و محدودی روی بیاورند که در نهایت موجب کاهش انتقال نفت شد.

در اوج این بحران در اواسط مارس، صادرات نفت به ۲۵ درصد سطح معمول سقوط کرد و به کمتر از ۴٫۵ میلیون بشکه در روز رسید.

سرمایه‌گذاران نفتی مدت‌ها نسبت به حجم جریان صادرات تردید داشتند و می‌گفتند دولت آمریکا ارقام را بیش از میزان واقعی نشان می‌دهد. بااین‌حال، بیشتر آنان طی چند هفته‌ گذشته پذیرفته‌اند که شمار عظیمی از نفتکش‌ها در هرمز تردد می‌کنند.

طبق داده‌های ورتکسا، محموله‌های نفت خام در هفته‌ گذشته به بالاترین سطح شش ماه اخیر و ۱۴ میلیون بشکه در روز رسید.

ردیاب‌های دیگر نفتکش‌ها، معامله‌گران نفت و مقام‌های دولتی نیز ارقام مشابهی به دست آورده‌اند.

عبور نفت خام از هرمز مشکل دیگری را که بازار انرژی با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند، حل نخواهد کرد. کمبود فرآورده‌های پالایش‌شده -به‌ویژه گازوئیل- همچنان پابرجا مانده و محموله‌های بنزین، گازوئیل و سوخت جت فقط به ۵۰ درصد سطح عادی رسیده‌اند.

جابه‌جایی فرآورده‌های پالایش‌شده از انتقال نفت خام گران‌تر تمام می‌شود. افزون‌بر آن، شماری از پالایشگاه‌های حاشیه‌ خلیج فارس که در روزهای نخست جنگ هدف حمله قرار گرفتند، هنوز فعالیت کامل خود را از سر نگرفته‌اند.

مجموع عوامل یادشده بازار نفت را در وضعیت انتظار و نظاره نگه داشته است. آمدن ایران به میز مذاکره می‌تواند قیمت‌ها را به‌شدت کاهش دهد، اما تشدید حملات علیه زیرساخت‌های فیزیکی انرژی احتمالا قیمت نفت را بسیار بالاتر خواهد برد.

دیدگاه شما درباره‌ پیامدهای باز ماندن تنگه‌ هرمز برای بازار نفت چیست؟