شرکتهای بزرگ انرژی در سراسر جهان در آستانه ثبت فصلی دیگر از سودآوری چشمگیر قرار دارند؛ افزایشی که از حاشیه سود کمسابقه بخش پالایش سرچشمه میگیرد.
این حجم از نقدینگی انباشته، اکنون غولهای نفتی را با چالشی بلندمدت مواجه کرده است؛ چراکه آنها باید چشمانداز رشد آتی خود را در جهانی ترسیم کنند که ساختارش تحتتاثیر بحران خاورمیانه دگرگون شده است.
از سویی، سرمایهگذاریهای چند میلیارد دلاری در این صنعت با افقی چند ۱۰ ساله انجام میشوند و پیامدهای جنگ، تمامی برآوردها و محاسبات پیشین مدیران را تغییر داده است.
بهگزارش رویترز، حجم ذخایر نقدی شرکتهای بزرگ نفتی در سال جاری با جهش چشمگیری همراه بوده است. بر اساس برآورد مؤسسه آربیسی کپیتال مارکتس، پیشبینی میشود پنج غول نفتی غرب شامل بیپی، شورون، اکسونموبیل، شل و توتالانرژیز برای سهماهه سوم سال در مجموع سودی نزدیک به ۵۳ میلیارد دلار گزارش کنند؛ رقمی که در سهماهه دوم ۴۸ میلیارد دلار بود و برآورد کنونی برای فصل سوم، از رشد بیش از دو برابری آن نسبت به مدت مشابه سال گذشته حکایت دارد.
با وجود درآمد بادآورده، شرکتهای بزرگ نفتی از زمان آغاز جنگ ایران در اواخر فوریه عمدتا محتاطانه واکنش نشان داده و بهجای سرمایهگذاریهای تازه و بزرگ، میلیاردها دلار را به کاهش بدهی اختصاص دادهاند.
بر پایه ارزیابیهای الاسایجی، کل بدهی آنها از ۲۰۰ میلیارد دلار در سهماهه نخست به ۱۵۰ میلیارد دلار در سهماهه سوم کاهش مییابد.
اتخاذ چنین سیاستی در ماههای آغازین تنش منطقی بهنظر میآمد؛ چراکه بازار انرژی با هر خبر دستخوش تلاطمهای شدید میشد و اغلب سرمایهگذاران نیز برآورد دونالد ترامپ رئیسجمهوری آمریکا مبنی بر کوتاهبودن مدت جنگ را پذیرفته بودند.
هفت ماه بعد، صنعت نفت با واقعیتی کاملا متفاوت مواجه شده است. تقابلی که میان آمریکا و اسرائیل با ایران آغاز شد، به درگیری منطقهای طولانی همراه با حمله به زیرساختهای انرژی، پالایشگاهها و مسیرهای کشتیرانی تبدیل شده است.
پیامدهایی نظیر رشد صرف ریسک ژئوپلیتیک، دگرگونی در مسیرهای تامین و تشدید ملیگرایی در حوزه انرژی، به احتمال زیاد تا مدتها پس از پایان درگیریها نیز در بازار جهانی انرژی پابرجا خواهند ماند.
آیا عصر طلایی پالایش ادامه مییابد؟
مسئله اساسی به چشمانداز پیشروی پالایشگاهها مربوط میشود. افزایش قابلتوجه سود در سهماهه سوم، حاصل رکوردشکنی در حاشیه سود پالایشگاهی بود؛ بهطوریکه با تشدید فشار بر بازار گازوئیل، میانگین اسپرد کرکِ (اختلاف میان ارزش فرآوردههای پالایششده و هزینه خرید نفت خام) در آمریکا به حدود ۰٫۴ دلار بهازای هر لیتر رسید، درحالیکه این رقم در سهماهه دوم ۰٫۳۱ دلار و در دوره مشابه سال گذشته ۰٫۱۶ دلار بود.
اکسون موبیل بهدلیل برخورداری از ظرفیت پالایش روزانه حدود ۶۳۶ میلیون لیتر، بیش از سایر غولهای نفتی از رونق کنونی سود خواهد برد؛ ظرفیتی که در میان شرکتهای بزرگ بالاترین میزان محسوب میشود.
رونق پالایش چرخشی چشمگیر برای بخشی از صنعت رقم زده که بسیاری از مدیران پیشتر آن را کسبوکاری کماولویت میدانستند.
در طول دهه گذشته، نگرانی از انتشار آلایندهها، سودآوری اندک و چشمانداز نامشخص تقاضای بلندمدت سوخت سبب شده بود شرکتهای بزرگ فعالیتهای خود را در بخش پالایش محدود کنند.
بعید به نظر میرسد بحران خاورمیانه مسیر پیشین را بهکلی دگرگون سازد. با در نظر گرفتن موانع اقتصادی، ساخت پالایشگاههای تازه در اروپا یا آمریکای شمالی کماکان نامحتمل است؛ با این حال، سرمایهگذاری برای ایجاد ظرفیتهای جدید در آسیا و آفریقا -بهویژه اگر با پیمانهای بلندمدت عرضه و خرید همراه باشد- بهمراتب جذابتر شده است.
همزمان، تردیدها درباره چشمانداز درازمدت تقاضای سوخت همچنان پابرجاست و این موضوع در قاره آسیا اهمیتی دوچندان دارد؛ چرا که در کنار افزایش بهای بنزین و گازوئیل، روند توسعه خودروهای برقی نیز در این منطقه شتاب بیشتری یافته است.
ارزش بیشتر برای موقعیت جغرافیایی امن
مناقشات منطقهای ضرورت تنوعبخشی به مبادی تامین را برای خریداران بیش از پیش نمایان کرده است. طی چندین دهه، مصرفکنندگان، پالایشگران و تولیدکنندگان سرمایهگذاریهای خود را بر مبنای دسترسی به بزرگترین و ارزانترین منابع نفت و گاز متمرکز میکردند و امنیت انرژی را اولویتی ثانویه میدانستند.
با این حال، ماهها اختلال در بازار، این موازنه را برهم زده و خریداران را به پرداخت هزینهای بیشتر برای دریافت محمولههای مطمئن سوق داده؛ رویکردی که تولیدکنندگان را نیز به ارزیابی دوباره اهمیت تنوع جغرافیایی واداشته است.
شرایط تازه برای گروههای نفتی بینالمللی، تخصیص سرمایه به مناطق تولیدی جدید مانند حوزه اقیانوس اطلس، آفریقا و آسیا را توجیهپذیرتر میکند و تمرکز سرمایهگذاری بر خاورمیانه را کاهش میدهد.
شرکتها به همین دلیل توسعه داراییهای موجود نفت و گاز را سرعت میبخشند و همزمان بودجه اکتشاف در کشورهایی مانند نامیبیا، برزیل، آنگولا و ونزوئلا را افزایش میدهند.
رقابت بر سر منابع خارج از خاورمیانه نیز احتمالا شدیدتر خواهد شد.
حفظ سودآوری پروژههای جدید در محیطی که احتمالا در آینده قیمتهای بسیار پایینتری خواهد داشت، چالش اصلی صنعت محسوب میشود؛ بهویژه آنکه هزینه دکلها، تجهیزات و نیروی کار ماهر اکنون رو به افزایش است.
غولهای نفتی طی سالهای اخیر برای توسعههای تازه، متوسط هزینه سربهسر حدود ۲۵۲ دلار بهازای هر مترمکعب را هدف گرفته بودند. فشارهای تورمی احتمالا رقم یادشده را در سالهای آینده بالاتر خواهد برد.
مسیرهای طولانیتر تجارت انرژی
جنگ همچنین جریانهای تجارت جهانی را بازطراحی کرده است. خریداران آسیایی با افزایش خرید نفت خام و گاز طبیعی مایع از حوزه اقیانوس اطلس، با زمان سفرهایی بیش از دو برابر مسیرهای سنتی خاورمیانه روبهرو شدهاند و کشیده شدن زنجیرههای تامین، نرخ نفتکشها را به رکورد رسانده است؛ تغییری که ابتدا موقت بهنظر میآمد، روزبهروز بیشتر به یکی از ویژگیهای ساختاری بازار جهانی انرژی بدل میشود.
طولانیتر شدن زنجیرههای تامین میتواند افزایش سرمایهگذاری شرکتهایی با بازوی تجاری گسترده -نظیر شل و بیپی- را در زمینه نفتکشها، مخازن ذخیرهسازی و زیرساختهای مبادلاتی توجیهپذیر سازد. این قبیل اقدامات پتانسیل آن را دارند که فراتر از تولید نفت و گاز، به منبع درآمدی مهمی تبدیل شوند.
از این رو، دگرگونی در مسیرهای مبادلات تجاری صرفا به افزایش هزینههای حملونقل محدود نمیشود، بلکه میتواند الگوی درآمدی این مجموعههای بزرگ را نیز توسعه دهد.
پایان سیاست صبر و انتظار
صنعت نفت دیگر نمیتواند صرفا روی ذخایر نقدی خود بنشیند. سرمایهگذاران فعلا از بازده بیشتر در قالب سود سهام و بازخرید سهام استقبال میکنند، اما غولهای نفتی در گذر زمان ناچار خواهند شد چشماندازی روشن برای حرکت در محیط دگرگونشده ارائه دهند.
برندگان دهه آینده گروههایی نخواهند بود که فقط سودهای بادآورده امروز را برداشت میکنند؛ موفقیت نصیب مجموعههایی میشود که منابع کنونی را برای آمادگی در برابر ریسک ژئوپلیتیکی بیشتر، زنجیرههای تامین طولانیتر و تلاش جهانی برای تامین امنیت انرژی به کار میگیرند.
دیدگاه خود را درباره مسیر آینده سرمایهگذاری غولهای نفتی با ما در میان بگذارید.