سایه بلند شوک ایران؛ هرمز و جغرافیای جدید قدرت انرژی

تنگه هرمز، مسیر عبور حدود یک‌پنجم نفت و گاز طبیعی مایع‌شده جهان، ماه‌ها تقریباً بسته بوده است. با این حال، برخلاف سناریوهای هولناکی که در آغاز جنگ مطرح می‌شد، قیمت نفت چندان جهش نکرده، بازار گاز مقاومت نشان داده و اقتصاد جهانی نیز هنوز وارد رکودی مشابه بحران‌های بزرگ انرژی گذشته نشده است.

اما این وضعیت نباید باعث اطمینان کاذب شود. فارن‌افرز در مقاله‌ای به قلم جان بردآف و مگان ال.اُ.سالیوان می‌نویسد: پیش از جنگ، بازار نفت با مازاد عرضه، ذخایر نسبتاً بالا و ظرفیت اضافی عربستان و امارات برای انتقال نفت از مسیرهای دورزننده هرمز روبه‌رو بود. دولت‌ها و شرکت‌ها نیز ذخایر اضطراری و تجاری قابل‌توجهی داشتند.

چین هم نقش مهمی ایفا کرد. این کشور واردات نفت خود را کاهش داد، از خرید برای ذخایر راهبردی کاست و بخشی از ذخایر تجاری خود را مصرف کرد. در نتیجه فشار بر بازار جهانی کمتر شد.

اما این حاشیه امن در حال فرسوده شدن است. ذخایر کاهش یافته، تقاضا در حال بازگشت است، مسیرهای جایگزین آسیب‌پذیرتر شده‌اند و برخی زیرساخت‌های آسیب‌دیده ممکن است سال‌ها برای بازسازی زمان نیاز داشته باشند. بنابراین، مرحله دوم بحران هرمز می‌تواند بسیار مخرب‌تر از مرحله نخست باشد.

نفت ارزان، اما بحران نابرابر

وقتی ایران در اواخر فوریه و پس از حملات آمریکا و اسرائیل تنگه هرمز را بست، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی آن را «بزرگ‌ترین اختلال عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت» خواند.

با این حال، نفت برنت در ماه‌های نخست به‌طور میانگین کمی بیش از ۱۰۰ دلار معامله شد؛ در حالی که پیش از جنگ حدود ۷۰ دلار بود. قیمت در آوریل به ۱۲۶ دلار رسید، اما بسیار پایین‌تر از ۲۰۰ دلاری بود که برخی تحلیلگران هشدار داده بودند.

چند عامل در این وضعیت نقش داشتند.

کاهش مصرف نفت، افزایش تولید، ذخایر نسبتاً مناسب و استفاده از خطوط لوله عربستان و امارات که هرمز را دور می‌زنند، بخشی از کمبود را جبران کرد. این خطوط در مجموع بیش از ۵ میلیون بشکه در روز نفت اضافی به بازار رساندند.

همچنین آژانس بین‌المللی انرژی بزرگ‌ترین آزادسازی اضطراری از ذخایر اعضای خود را سازمان‌دهی کرد. در مجموع، برداشت‌های دولتی و تجاری توانست روزانه حدود ۵ تا ۶ میلیون بشکه از اختلال در عرضه را جبران کند.

اما شاید مهم‌ترین ضربه‌گیر بحران، چین بود. پکن تا ژوئن واردات نفت خود را حدود ۵ میلیون بشکه در روز کاهش داد و حتی بخشی از ذخایر خود را مصرف کرد.

آمریکا و چین؛ برندگان جغرافیای جدید انرژی؟

بحران هرمز یک تغییر مهم را آشکار کرد: کشورهایی که امروز می‌توانند شوک انرژی را تحمل کنند، با کشورهایی که بیشترین هزینه را می‌پردازند، دیگر همان کشورهای چند دهه قبل نیستند.

فارن‌افرز مدعی‌ست آمریکا امروز بسیار مقاوم‌تر از گذشته است. این کشور نه‌تنها بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان است، بلکه به صادرکننده مهم انرژی نیز تبدیل شده است. اقتصاد آمریکا تقریباً چهار برابر سال ۱۹۷۳ شده، اما مصرف نفت آن فقط اندکی افزایش یافته است.

برآورد فدرال رزرو نشان می‌دهد شوکی مشابه بحران امسال، می‌توانست در سال ۱۹۸۰ رشد واقعی اقتصاد آمریکا را ۵.۶ واحد درصد کاهش دهد؛ در حالی که امروز این اثر حدود ۰.۳ واحد درصد برآورد می‌شود.

در بازار گاز نیز فاصله چشمگیر است. قیمت گاز در اروپا و آسیا به حدود ۲۰ دلار به ازای هر میلیون BTU نزدیک شد، در حالی که قیمت گاز آمریکا زیر ۳ دلار باقی ماند.

چین نیز به دلیل داشتن بزرگ‌ترین ذخایر نفتی و بزرگ‌ترین واردات نفت جهان، به یک بازیگر کلیدی تبدیل شده است. اگر ذخایر چین یکی از آخرین خطوط دفاعی بازار جهانی در برابر جهش قیمت‌ها باشد، پکن می‌تواند نفوذی مشابه نقشی پیدا کند که عربستان سال‌ها از طریق ظرفیت تولید مازاد خود در بازار نفت داشته است.

اما در سوی دیگر این جغرافیای جدید، کشورهای فقیرتر واردکننده نفت قرار دارند.

هزینه بحران را چه کسی می‌پردازد؟

در گذشته، کاهش مصرف برای جبران کمبود عرضه بیشتر از سوی اقتصادهای پیشرفته انجام می‌شد؛ کشورهایی که بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان نفت بودند. امروز اما کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) کمتر از نیمی از تقاضای جهانی نفت را تشکیل می‌دهند، در حالی که این سهم در سال ۱۹۷۰ حدود سه‌چهارم بود.

بنابراین فشار اصلی به اقتصادهای نوظهور و در حال توسعه منتقل شده؛ کشورهایی که توان مالی کمتری برای تحمل قیمت‌های بالا دارند.

در آسیا، این مسئله به‌وضوح دیده شد. قیمت سوخت هواپیما در برخی مناطق برای مدتی به نزدیک ۲۰۰ دلار در هر بشکه رسید. ده‌ها کشور نزدیک به ۲۰۰ اقدام اضطراری از جمله سهمیه‌بندی، یارانه سوخت، کاهش مالیات و تلاش برای یافتن منابع جایگزین انجام دادند.

در بنگلادش مصرف کولر محدود شد، لائوس هفته تحصیلی را کوتاه کرد و سریلانکا یک تعطیلی عمومی اضافی اعلام کرد.

پس قیمت جهانی نفت که چندان تکان نخورده، الزاماً به معنای کوچک بودن بحران نیست. بخشی از هزینه بحران در کشورهایی پرداخت می‌شود که توان تحمل آن را کمتر دارند.

آیا هرمز می‌تواند جهان را سبزتر کند؟

یکی از پیامدهای احتمالی جنگ ایران می‌تواند سرعت گرفتن حرکت به سمت انرژی‌های کم‌کربن باشد. شوک نفتی ۱۹۷۳ سرمایه‌گذاری در انرژی هسته‌ای، انرژی‌های تجدیدپذیر و بهره‌وری را افزایش داد. پس از حمله روسیه به اوکراین نیز تولید برق خورشیدی اروپا در سال ۲۰۲۲ حدود ۲۴ درصد افزایش یافت.

اما این نتیجه قطعی نیست.

کشورها ممکن است از بحران هرمز به جای کاهش وابستگی به سوخت فسیلی، نتیجه دیگری بگیرند: باید زیرساخت نفت و گاز خود را مقاوم‌تر کنیم.

چند کشور خلیج فارس نیز برنامه‌هایی برای توسعه خطوط لوله‌ای اعلام کرده‌اند که بتوانند وابستگی به هرمز را کاهش دهند. کشورهای هند، آفریقای جنوبی و برخی کشورهای جنوب شرق آسیا نیز به دنبال افزایش ذخایر نفت، ایجاد ذخایر راهبردی و توسعه پالایشگاه‌های داخلی هستند.

حتی انرژی پاک نیز الزاماً به معنای امنیت انرژی نیست. برخی کشورهای آسیایی برای جبران کمبود گاز LNG دوباره به زغال‌سنگ روی آورده‌اند. آژانس بین‌المللی انرژی پیش‌بینی کرده مصرف جهانی زغال‌سنگ در سال جاری به رکورد جدیدی برسد.

پنج درس برای شوک بعدی

بحران هرمز هنوز تمام نشده، اما چند درس مهم بر جای گذاشته است:

اول؛ بهره‌وری انرژی. بهترین دفاع در برابر شوک نفتی، از ابتدا کمتر مصرف کردن نفت است.

دوم؛ ذخایر و زیرساخت جایگزین. ذخایر راهبردی، خطوط لوله، بنادر و ظرفیت پالایش اضافی در زمان بحران ممکن است پرهزینه به نظر برسند، اما همان چیزی هستند که اقتصاد را نجات می‌دهند.

سوم؛ تنوع منابع و مسیرها. وابستگی به یک مسیر یا یک تأمین‌کننده، آسیب‌پذیری را افزایش می‌دهد.

چهارم؛ تولید داخلی متنوع. امنیت انرژی فقط به معنای تولید بیشتر نفت و گاز نیست؛ ترکیبی از نفت، گاز، انرژی خورشیدی، بادی، هسته‌ای و سایر منابع داخلی می‌تواند دست دولت‌ها را در زمان بحران بازتر کند.

پنجم؛ حمایت از کشورهای آسیب‌پذیر. اگر کشورهای فقیرتر مجبور شوند بیشترین هزینه شوک انرژی را بپردازند، بی‌ثباتی اقتصادی و سیاسی می‌تواند در نهایت به کل جهان بازگردد.

خطر اصلی شاید خود آرامش باشد

شاید مهم‌ترین پیام بحران هرمز این باشد که جهان از بحران انرژی مصون نشده است؛ فقط این بار ضربه‌گیرهای بیشتری داشته است.

ذخایری که قیمت‌ها را مهار کردند، در حال کاهش‌اند. مسیرهای جایگزین تحت فشارند و ذخایر چین ممکن است به یکی از آخرین سپرهای بازار جهانی تبدیل شوند.

در دهه‌های گذشته، شوک‌های انرژی معمولاً قدرت‌های بزرگ را مجبور به احتیاط می‌کردند. امروز اما شرایط تغییر کرده است: شوک انرژی بیش از گذشته به کشورهای آسیب‌پذیر ضربه می‌زند و قدرت‌های بزرگ را تا حدی از پیامدهای آن مصون نگه می‌دارد.

و این همان بخش خطرناک ماجراست: اگر آمریکا یا چین بتوانند بازار انرژی را تحت تأثیر قرار دهند، بدون آنکه خودشان هزینه کامل آن را بپردازند، انگیزه برای خویشتنداری هم کمتر می‌شود.

بحران بعدی انرژی لزوماً شبیه بحران هرمز نخواهد بود؛ اما این بحران یک هشدار روشن دارد: سلاح انرژی دوباره به میدان برگشته و ممکن است شوک بعدی زودتر از آن چیزی باشد که تصور می‌کنیم.