اسرائیل برای اعراب طرح جدید رو کرد
تلگراف با این خبر توضیح داده که عربستان سعودی و دیگر تولیدکنندگان انرژی خلیج فارس با مشکلی جدی روبهرو شدهاند، چون مسیرهای اصلی صادرات بشکههای نفت و مخازن گاز، یعنی تنگهی بابالمندب و تنگهی هرمز، دیگر برای استفاده امن نیستند.
ایران در پی حملات آمریکا و اسرائیل، هرمز را مسدود کرده و صادرات از بابالمندب در دریای سرخ نیز زیر حملات پیوستهی حوثیها قرار دارد. همین وضعیت، ریاض و شماری دیگر از تولیدکنندگان مهم منطقه را بهدنبال راهحلی تازه فرستاده و حالا بسیاری گمان میکنند پاسخ از نامحتملترین جا، یعنی اسرائیل، برسد.
ائتلاف نفتی اعراب و اسرائیل
طبق گزارش تلگراف، اسرائیل و قدرتهای نفتی منطقه که دههها دشمن هم بودهاند، در حال تدوین طرحی هستند تا با استفاده از یک خط لولهی زمینی، کنترل آهنی را که ایران بر صادرات جهانی نفت اعمال کرده، دور بزنند.
بر پایهی این طرح، خط لولهای از بیابانهای عربستان تا مرز فلسطین اشغالی کشیده میشود و سپس خط لولهی دیگری که در اواخر دههی ۱۹۶۰ از اسرائیل ساخته شد، نفت را به شمال و بندرهای مدیترانه میرساند.
تلگراف مدعیست که اگر این مسیر کار کند، یک راه صادراتی تازه شکل میگیرد که دریای سرخ و تنگهی هرمز را کنار میگذارد.
این نشریه مینویسد ایران همزمان مصمم است نفوذش بر هرمز را محکمتر کند؛ از عوارض عبور گرفته تا بستن تنگه هر وقت نشانههای درگیری بالا میگیرد. همین موضوع نشان میدهد که مسئله، کوتاهمدت نخواهد بود. در عین حال، این احتمال هم وجود دارد که پیوند خوردن اسرائیل و خلیج فارس از مسیر وابستگی انرژی، پیامدهای گستردهتری داشته باشد و حتی پرسش قدیمی صلح در خاورمیانه را دوباره مطرح کند.
جزئیات اولیهی طرح را الی کوهن، وزیر انرژی اسرائیل، مطرح کرده است. او گفت:
«کشورهای خلیج فارس نمیخواهند هنگام صادرات نفت خود به ایران یا حوثیها در یمن وابسته باشند، چون نفت، منبع اصلی درآمد آنهاست. اگر یک مسیر زمینی ایجاد کنید، هم ایران را دور میزنید و هم حوثیها را ... بهترین مسیر از طریق دولت اسرائیل است».
تلگراف معتقد است اسرائیل هم طبیعتا چنین چیزی را میگوید، چون مدتهاست میخواهد بخشی از شبکهی پرسود لولههایی باشد که نفت خاورمیانه را جابهجا میکنند.
اسرائیل با وجود ذخایر اندک نفتی خود، از یک خط لوله از عربستان هم سود میبرد و امنیت انرژیاش را تقویت میکند. پشت درهای بسته، اسرائیل و چند کشور حاشیه خلیج فارس درباره همین ایده گفتوگو کردهاند.
هرچند هنوز هیچ طرح رسمی به توافق نرسیده، یکی از گزینهها ساخت خط لولهای از میدانهای عظیم نفتی عربستان است که شاید از ینبع آغاز شود و از دل بیابان تا شهر بندری ایلات در دریای سرخ امتداد یابد.
در آنجا نفت وارد خط لولهی موجود، یعنی خط لولهی ترنس-اسرائیل با طول ۱۶۳ مایل، میشود؛ خط لولهای که در دههی ۱۹۶۰ ساخته شد و سپس نفت را به بندر اشکلون در مدیترانه میبرد؛ جایی که میتوان آن را روی نفتکشهایی بار کرد که راهی اروپا هستند.
اسرائیل با شور و شوق از این ایده استقبال کرده است. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، مدعی شده این خط لوله میتواند تسلط ایران بر انرژی جهانی را بشکند.
با این حال، تلگراف مینویسد که چنین طرحی از نظر مهندسی به کار فراوانی نیاز دارد، اما چالش واقعی در حوزهی دیپلماسی خواهد بود؛ بهویژه میان اسرائیل و عربستان سعودی.
محمد بن سلمان، ولیعهد و رهبر عربستان سعودی، بارها اسرائیل را بهدلیل کشتن ۷۰ هزار فلسطینی در غزه از سال ۲۰۲۳ به بعد، به نسلکشی متهم کرده است. این دو روابط دیپلماتیک رسمی ندارند و ریاض بهطور رسمی میگوید عادیسازی رابطهها بدون تشکیل دولت مستقل فلسطینی ممکن نیست؛ ایدهای که اسرائیل آن را بهصراحت رد کرده است. پس چگونه میتوان از گفتوگو دربارهی یک خط لولهی مشترک سخن گفت؟
با وجود نبود رابطهی رسمی، یک فشار ژئوپلیتیکی برای تغییر این وضعیت در جریان است؛ فشاری که عمدتا از سوی آمریکا و اسرائیل هدایت میشود. واشنگتن و تلآویو، توافقهای انرژی را مسیر کلیدی برای عادیسازی رابطهی اسرائیل با همسایگان خاورمیانهای و دشمنان سابق میدانند و این روند هماکنون در جریان است. کشف سه میدان بزرگ گاز طبیعی فراساحلی در اسرائیل، تلآویو را به صادرکنندهای مهم در منطقه بدل کرده است.
مبادله انرژی (Mubadala Energy)؛ شرکت انرژی وابسته به صندوق ثروت ملی امارات، یک میلیارد دلار معادل ۷۵۰ میلیون پوند، در میدان گازی تامار اسرائیل سرمایهگذاری کرده و سرمایهی کشورهای خلیج فارس را مستقیما به زیرساخت انرژی اسرائیل پیوند داده است. مصر و اردن هماکنون به گاز اسرائیل وابستهاند و همین موضوع، احتمال خصومتهای آینده از سوی آنها را نیز پایین آورده است. با این حال، کشاندن عربستان سعودی به این جمع بسیار دشوارتر خواهد بود.
عربستان سعودی همواره پیشنهادهای اسرائیل را رد کرده و گفته است روابط عادی فقط زمانی ممکن میشود که اسرائیل با تشکیل دولت فلسطینی موافقت کند. اما فشارها رو به افزایش است.
تازهترین نمونهی آن، توافق هستهای ماه گذشته بود؛ پیمان برجستهای برای ۳۰ سال میان آمریکا و عربستان سعودی که قرار است برنامهای هستهای غیرنظامی در این پادشاهی توسعه دهد. فقط پس از امضا بود که دونالد ترامپ اعلام کرد این توافق را به عادیسازی روابط عربستان با اسرائیل مشروط میکند.
همین موضوع فشار سنگینی بر ریاض ایجاد میکند تا در آیندهی نزدیک رابطهها را رسمی کند؛ رخدادی که شاید راه را برای پروژههای دیگری مانند خط لولهی نفت باز کند. هرچند چنین چشماندازی هنوز فاصلهی زیادی با واقعیت دارد، وزارت انرژی و زیرساخت اسرائیل امیدوار مانده است. این وزارتخانه گفت «ما برای پیوند منطقهای اهمیت زیادی قائلیم. تبدیل اسرائیل به پل انرژی میان شرق و غرب، بخش بنیادین چشمانداز ما برای بخش انرژی است».
در سوی دیگر، شرکت نفت دولتی عربستان، آرامکو که میدانهای عظیم نفتی و شبکههای خط لولهی کشور را اداره میکند، چندان مشتاق نبود.
سخنگوی آرامکو گفت «آرامکو از اظهار نظر خودداری میکند».
با وجود همهی این بحثها، خط لولهی اسرائیل شاید بتواند سیاست خاورمیانه را تا حد زیادی بازنویسی کند، اما کارشناسان دربارهی میزان اثر واقعی آن بر جریان نفت محتاطاند.
کلر جانگمن از شرکت مشاورهی انرژی وورتکسا میگوید خطوط لوله بیشتر حکم سوپاپ اطمینان را دارند تا جایگزین. او گفت:
«خلیج فارس با نفتکشها میچرخد. خطوط لوله، گزینهی پشتیبان بودند. درگیری، این معادله را برعکس کرد. جریان نفت خام از هرمز در ماه مه ۹۰ درصد افت کرد و به کمتر از ۱.۵ میلیون بشکه در روز رسید و در ماه ژوئیه فقط تا ۵.۳ میلیون بشکه در روز بازیابی شد. خطوط لوله کمتر از نیمی از آن شکاف را پر میکنند. آنها بخشی از نفت خام را از اطراف هرمز و دریای سرخ عبور میدهند، اما حتی نزدیک به کل حجم را جابهجا نمیکنند و برای گاز، تقریبا هیچ».
مشکل دیگری هم وجود دارد، چون پایانههای خط لولهی اسرائیل در ایلات و اشکلون هدف موشک و پهپاد از سوی ایران و حوثیها قرار گرفتهاند. سال گذشته آنقدر کشتی کمی در ایلات پهلو گرفت که این بندر ناچار به تعطیلی شد و جریان کنونی از طریق خط لولهی ترنس-اسرائیل را به نزدیک صفر رساند. پالایشگاههای اطراف اشکلون، که فقط چهار مایل از نوار غزه فاصله دارند، نیز هدف موشک قرار گرفتهاند.
مایکل کارولان از آرگوس مدیا میگوید متنوعسازی مسیرهای تامین ایدهی خوبی است، اما محدودیتهای خودش را دارد. او گفت:
«جنگ آمریکا و ایران به جهان نشان داده که اتکا به یک مسیر صادراتی واحد، تولیدکنندگان نفت خام را بیش از حد در برابر رویدادهایی که خارج از کنترلشان است، آسیبپذیر میکند. خط لولهی شرق به غرب به ینبع در ساحل دریای سرخ عربستان تضمین کرده که صادرات عربستان ادامه پیدا کند، هرچند با نرخی کمتر. حتی با وجود تهدید حوثیها علیه صادرات بعدی از طریق تنگهی بابالمندب، عربستان هنوز میتواند از طریق کانال سوئز و خط لولهی سومد نفت خود را به مدیترانه صادر کند. اما ساخت خطوط لولهی بیشتر، برنامهای بدون خطا نیست. تاسیسات تولید و ذخیرهسازی هم میتوانند هدف قرار بگیرند و ساخت یک خط لوله میتواند برای دشمنانتان، هدفی بسیار بلند و بسیار آشکار فراهم کند».
تلگراف در پایان مینویسد که با توجه به خطرهای پیشروی تنگهی بابالمندب و تنگهی هرمز، شاید عربستان سعودی و دیگر کشورهای نفتی خلیج فارس چارهی دیگری نداشته باشند.