قیمت بنزین در ایران؛ یک مقایسه گمراهکننده درباره سوخت ارزان
با مطرح شدن دوباره احتمال افزایش قیمت بنزین به ۱۰ هزار تومان، بار دیگر یک جمله آشنا در شبکههای اجتماعی و موتورهای جستوجو تکرار میشود: «بنزین ایران هنوز یکی از ارزانترین بنزینهای جهان است.» این گزاره از نظر عددی شاید درست باشد، اما تنها بخشی از واقعیت را روایت میکند. آنچه معمولاً در این مقایسه نادیده گرفته میشود، تفاوت میان قیمت بنزین و فشار واقعی آن بر رفاه خانوار است؛ تفاوتی که باعث میشود مقایسه ایران با دیگر کشورها، بدون در نظر گرفتن قدرت خرید و الگوی مصرف، تصویری ناقص و گاه گمراهکننده ارائه دهد.
قیمت بنزین، تنها یک عدد نیست
تقریباً همه جدولهایی که هر هفته قیمت بنزین کشورهای مختلف را منتشر میکنند، فقط یک شاخص را میسنجند؛ قیمت اسمی هر لیتر بنزین. در این رتبهبندیها، ایران معمولاً در میان ارزانترین کشورهای جهان قرار میگیرد. اما این جدولها به یک پرسش اساسی پاسخ نمیدهند؛ مردم هر کشور برای خرید همین یک لیتر بنزین، چه سهمی از درآمد خود را هزینه میکنند؟
اقتصاددانان معتقدند معیار مناسب برای ارزیابی اثر قیمت سوخت، نه صرفاً عدد روی تابلوی جایگاه، بلکه تأثیر آن بر رفاه خانوار است. جالب آنکه یک گزارش کمتر دیدهشده مرکز پژوهشهای مجلس نیز دقیقاً همین مسیر را دنبال کرده است. این گزارش به جای آنکه صرفاً افزایش قیمت بنزین را بررسی کند، تلاش کرده محاسبه کند هر خانوار پس از افزایش قیمت، چه میزان جبران نقدی نیاز دارد تا دوباره به سطح رفاه پیشین خود بازگردد؛ معیاری که در اقتصاد با عنوان «جبران رفاه» شناخته میشود.
مقایسه قیمت یا مقایسه رفاه؟
این تفاوت نگاه، اهمیت زیادی دارد. زیرا اگر تنها قیمت بنزین را مقایسه کنیم، ممکن است به این نتیجه برسیم که سوخت در ایران بسیار ارزان است. اما زمانی که درآمد، قدرت خرید و الگوی مصرف نیز وارد معادله شوند، تصویر کاملاً متفاوت خواهد بود.
آنچه در مقایسههای رایج دیده نمیشود
مقایسه رایج | مقایسه دقیقتر |
|---|---|
قیمت هر لیتر بنزین | سهم هزینه بنزین از درآمد خانوار |
رتبه ایران در جدول قیمتها | قدرت خرید و رفاه خانوار |
پایینترین نرخ رسمی بنزین | ساختار چندنرخی و سهمیهبندی |
قیمت اسمی سوخت | اثر قیمت بر هزینه زندگی و تورم |
چه کسانی بیشترین یارانه بنزین را دریافت میکنند؟
دادههای گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد مصرف بنزین میان دهکهای درآمدی به هیچوجه یکسان نیست. متوسط مصرف ماهانه بنزین یک خانوار شهری در دهک اول حدود ۲۰ لیتر است، در حالی که این رقم برای دهک دهم به حدود ۹۳ لیتر میرسد. به بیان دیگر، خانوارهای پردرآمد بیش از چهار برابر خانوارهای کمدرآمد بنزین مصرف میکنند و در نتیجه، در نظام یارانهای نیز سهم بیشتری از یارانه پنهان سوخت دریافت میکنند.
این همان بخشی از واقعیت است که در مقایسههای ساده جهانی دیده نمیشود. وقتی گفته میشود «بنزین ایران ارزان است»، معمولاً توضیح داده نمیشود که این یارانه چگونه میان خانوارها توزیع میشود و چه کسانی بیشترین بهره را از آن میبرند.
افزایش قیمت، برنده و بازنده هم دارد
از سوی دیگر، گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد حتی در صورت پرداخت کمک نقدی، همه خانوارها به یک اندازه از اصلاح قیمت منتفع نمیشوند. بر اساس این بررسی، علاوه بر سه دهک بالای درآمدی که در سناریوی مورد مطالعه از دریافت یارانه کنار گذاشته شدهاند، در میان هفت دهک دیگر نیز خانوارهایی وجود دارند که به دلیل مصرف بالاتر از متوسط، همچنان از افزایش قیمت بنزین متضرر میشوند.
گزارش همچنین تأکید میکند که سیاست حمایتی نباید با اصلاح قیمت انرژی یکی تلقی شود. به اعتقاد پژوهشگران، پرداخت نقدی بهتنهایی نمیتواند جایگزین یک برنامه جامع کاهش فقر باشد و اصلاح قیمت حاملهای انرژی باید در کنار سیاستهای حمایتی، توسعه حملونقل عمومی و افزایش بهرهوری مصرف انرژی اجرا شود.
پرسش درست درباره قیمت بنزین در ایران
همین نکته، بحث این روزهای «بنزین ۱۰ هزار تومانی» را نیز وارد مرحلهای فراتر از یک عدد میکند. پرسش اصلی دیگر این نیست که قیمت جدید بنزین چقدر خواهد بود، بلکه این است که اگر چنین تصمیمی گرفته شود، چه اثری بر هزینه زندگی، قدرت خرید و رفاه خانوارها خواهد گذاشت و آیا سازوکارهای جبرانی میتوانند این فشار را کاهش دهند یا خیر.
شاید به همین دلیل باشد که سؤال درست در اقتصاد این نیست که «قیمت بنزین در ایران چقدر است؟» بلکه این است که «یک خانوار ایرانی برای خرید بنزین چه میزان از درآمد و رفاه خود را هزینه میکند؟» تا زمانی که پاسخ این سؤال در مقایسههای بینالمللی دیده نشود، استناد به رتبه ایران در جدول ارزانترین بنزین جهان، بیش از آنکه واقعیت اقتصاد سوخت را توضیح دهد، میتواند یک مقایسه گمراهکننده باشد.