سیگنال بلما؛ نخستین نشانه از تغییر دکترین محاصره دریایی دوم آمریکا

پنج‌شنبه 25 تیر 1405 - 10:48
مطالعه 3 دقیقه
حمله به نفتکش در تنگه هرمز
هدف آمریکا در دور جدید محاصره فقط تغییر مسیر کشتی‌ها نیست؛ نفتکش Belma نشان می‌دهد هزینه می‌تواند از فشار دریایی به اقدام نظامی تغییر کند

نفتکش M/T Belma(بلما) شاید از نظر ظرفیت یا جایگاه در بازار جهانی نفت، یک شناور استثنایی نباشد، اما موقعیت زمانی و جغرافیایی آن باعث شده به نخستین نشانه از تغییر قواعد محاصره دریایی آمریکا علیه ایران تبدیل شود.

این نفتکش با پرچم کوراسائو در مسیر جزیره خارگ، مهم‌ترین پایانه صادرات نفت ایران در خلیج فارس، قرار داشت. طبق روایت فرماندهی مرکزی آمریکا، پس از چند هشدار برای تغییر مسیر، شناور همچنان به حرکت خود ادامه داد و یک هواپیمای آمریکایی با شلیک موشک‌های هلفایر به بخش دودکش کشتی، آن را از حرکت انداخت. داده‌های رهگیری کشتی نیز نشان می‌دهد بلما پس از این حادثه مسیر خود را تغییر داده و از محدوده خارگ دور شده است.

اما اهمیت این رخداد فقط در توقف یک نفتکش نیست. بلما نخستین آزمون علنی محاصره دریایی دوم آمریکا علیه ایران است؛ محاصره‌ای که نشانه‌های اولیه آن از تغییر روش اجرا حکایت دارد.

از هشدار روی آب تا هزینه واقعی عبور

در مرحله نخست محاصره دریایی، محور اصلی عملیات آمریکا بیشتر بر کنترل تردد، هشدار دادن و وادار کردن شناورها به تغییر مسیر قرار داشت. پیام اصلی این بود که حرکت به سمت بنادر ایران با محدودیت و ریسک همراه است.

اما آغاز مرحله دوم با حادثه‌ای متفاوت همراه شد. نخستین نمونه برجسته در این دوره، نه تغییر مسیر یک کشتی، بلکه از کار انداختن آن بود.

تفاوت اصلی در همین نقطه شکل می‌گیرد؛ در مرحله اول، فشار عمدتاً از مسیر تهدید و محدودیت اعمال می‌شد، اما در مرحله دوم نشانه‌هایی دیده می‌شود که آمریکا آماده است برای اجرای این فشار، سریع‌تر از ابزار نظامی استفاده کند.

این به معنای آن نیست که هر کشتی در مسیر ایران هدف قرار خواهد گرفت. هدف چنین اقداماتی معمولاً ایجاد یک اثر بازدارنده است؛ یعنی بالا بردن هزینه‌ها تا جایی که بخشی از فعالان تجاری پیش از ورود به مسیرهای پرریسک، خودشان تصمیم به عقب‌نشینی بگیرند.

پیام بلما از نزدیکی خارگ

موقعیت جغرافیایی بلما اهمیت این حادثه را بیشتر کرده است. خارگ سال‌ها مرکز اصلی صادرات نفت خام ایران بوده و بخش بزرگی از نفت ایران از این پایانه راهی بازارهای جهانی می‌شود.

البته این حادثه به معنای آسیب به پایانه خارگ یا توقف صادرات نفت ایران نیست. تاکنون داده‌ای درباره کاهش واقعی صادرات، توقف بارگیری یا اختلال پایدار در فعالیت این پایانه منتشر نشده است.

اما نزدیک شدن یک عملیات دریایی به محدوده یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های صادراتی ایران، یک پیام اقتصادی دارد: مسیر خروج نفت ایران علاوه بر تحریم و محدودیت‌های مالی، اکنون باید با ریسک امنیتی بالاتری نیز محاسبه شود.

در تجارت انرژی، گاهی پیش از آنکه جریان کالا متوقف شود، رفتار بازار تغییر می‌کند.

هزینه‌ای که قبل از کاهش صادرات ظاهر می‌شود

فروش نفت فقط به تولید بشکه وابسته نیست. نفت باید حمل شود، بیمه شود، خریدار پیدا کند و پول آن به اقتصاد بازگردد. هر اختلال در این زنجیره می‌تواند درآمد نهایی را کاهش دهد.

اگر ریسک مسیرهای دریایی افزایش پیدا کند، اثر آن ممکن است ابتدا در آمار صادرات دیده نشود، بلکه در هزینه‌های پنهان ظاهر شود:

شرکت‌های کشتیرانی برای پذیرش خطر بیشتر، هزینه بالاتری مطالبه می‌کنند؛ بیمه‌گران حق بیمه جنگ را افزایش می‌دهند؛ برخی مالکان کشتی از ورود به مسیرهای پرریسک خودداری می‌کنند؛ و خریداران برای پذیرش ریسک بیشتر، تخفیف‌های بالاتری درخواست می‌کنند.

در چنین شرایطی، حتی اگر حجم صادرات در کوتاه‌مدت ثابت بماند، درآمد خالص حاصل از فروش نفت می‌تواند کاهش پیدا کند.

نفت گران‌تر شد، اما سهم ایران چقدر می‌ماند؟

تشدید تنش در خلیج فارس معمولاً بازار جهانی نفت را با نگرانی درباره اختلال عرضه روبه‌رو می‌کند. افزایش قیمت نفت اما الزاماً به معنای افزایش درآمد ایران نیست.

کشوری از رشد قیمت نفت سود کامل می‌برد که بتواند بدون افزایش شدید هزینه‌ها، نفت بیشتری بفروشد. اما اگر هم‌زمان هزینه حمل، بیمه، تخفیف فروش و محدودیت‌های انتقال پول افزایش پیدا کند، بخشی از این منفعت از بین می‌رود.

برای ایران، مسئله فقط قیمت جهانی نفت نیست؛ مسئله این است که نفت با چه هزینه‌ای، چه میزان ریسک و چه سرعتی به بازار برسد.

آیا بلما آغاز یک الگوی تازه است؟

هنوز برای قضاوت درباره اینکه محاصره دوم چقدر گسترده‌تر از مرحله اول خواهد بود، زود است. یک حادثه نمی‌تواند به‌تنهایی یک روند کامل را ثابت کند.

اما بلما یک تفاوت مهم را ثبت کرده است: نخستین برخورد در دور جدید محاصره، با تغییر مسیر یک کشتی پایان نیافت، بلکه به استفاده از زور برای متوقف کردن آن انجامید.

اگر این الگو ادامه پیدا کند، اثر اصلی آن فقط در تعداد کشتی‌های متوقف‌شده دیده نخواهد شد. فشار واقعی می‌تواند در جایی شکل بگیرد که بازار حمل‌ونقل، بیمه‌گران و خریداران نفت، ریسک ایران را به یک هزینه دائمی در تجارت با تهران تبدیل کنند.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.