شبیخون پنهان چین به پادشاهی نفتی عربستان
به گزارش زومان، بازار جهانی نفت در حال ورود به مرحلهای است که در آن نقش بازیگران اصلی، بهویژه در سمت تقاضا، در حال تغییر است؛ تغییری که میتواند در بلندمدت ساختار قیمتگذاری انرژی را دگرگون کند.
اما چه چیزی دقیقاً در حال تغییر است و چرا بازار این موضوع را جدی گرفته است؟
برای سالها، نظم بازار نفت بر یک تعادل نسبتاً ثابت استوار بود. عربستان سعودی در سمت عرضه نقش تنظیمکننده اصلی را داشت و با افزایش یا کاهش تولید، نوسانات بازار را کنترل میکرد.
در مقابل، سمت تقاضا تقریباً ثابت فرض میشد؛ به این معنا که کشورها حتی در دورههای بحران هم مصرف خود را تغییرات محدودی میدادند و ساختار کلی تقاضا قابل پیشبینی بود.
این الگو حالا در حال تغییر است و یک بازیگر بزرگ، قواعد بازی را بازنویسی میکند: چین.
بلومبرگ میگوید: پس از جنگ ایران رفتار چین در بازار نفت بهتدریج متفاوت شده است. برخلاف گذشته چین دیگر فقط یک خریدار ثابت و قابل پیشبینی نیست، بلکه در حال تبدیل شدن به یک «واردکننده نوسان» است؛ یعنی کشوری که میزان واردات نفت آن میتواند بسته به شرایط سیاسی، اقتصادی و انرژی جهانی بهطور قابل توجهی بالا یا پایین برود.
چین میتواند در زمان بحران، واردات خود را کاهش دهد و در دورههای دیگر دوباره آن را افزایش دهد؛ رفتاری که باعث میشود بازار جهانی نفت دیگر یک تقاضای کاملاً پایدار و قابل پیشبینی نداشته باشد.
دادههای رسمی این تغییر را تأیید میکنند. واردات نفت چین در ماه مه به حدود ۷.۸ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است؛ پایینترین سطح در هشت سال گذشته. این رقم حدود یکسوم کمتر از سطح قبل از آغاز جنگ است.
در بخش واردات دریایی نیز افت شدیدتری دیده میشود و واردات نفت از طریق تانکرها به پایینترین سطح در ده سال اخیر رسید؛ بیش از ۴۵ درصد کمتر از میانگین سال ۲۰۲۵.
در همین نقطه یک سؤال مهمتر مطرح میشود: آیا این کاهش واردات به معنای فشار اقتصادی یا بحران در چین است؟
پاسخ فعلی دادهها این را تأیید نمیکند.
چرا؟
چون در ظاهر، اقتصاد چین بدون اختلال جدی به مسیر خود ادامه داده و همزمان چند تغییر ساختاری در بخش انرژی در حال رخ دادن است. استفاده از خودروهای برقی رشد قابل توجهی داشته، تولید برق با زغالسنگ در سطح بالایی قرار گرفته و بخشی از نیاز انرژی نیز از طریق مدیریت ذخایر تأمین شده است.
در این میان، نقش ذخایر نفتی چین نیز مهم است.
برآوردها نشان میدهد چین احتمالاً بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیون بشکه از ذخایر نفتی خود را در بازه زمانی اواسط آوریل تا اواسط ژوئن وارد چرخه مصرف کرده است.
اما این اقدام چه معنایی برای بازار جهانی دارد؟
در اینجا به نقطه کلیدی میرسیم.
بازار نفت در حال یادگیری یک واقعیت جدید است: چین دیگر فقط یک عامل افزایشدهنده تقاضا نیست.
در دو دهه گذشته، رشد اقتصاد چین یکی از اصلیترین موتورهای افزایش قیمت نفت بود. هر زمان تقاضای چین بالا میرفت، بازار جهانی نیز با افزایش قیمت مواجه میشد. اما اکنون نقش این کشور پیچیدهتر شده است.
حالا چین میتواند در زمان بحران، بخشی از شوک عرضه را جذب کند و در نتیجه نوسانات بازار را کاهش دهد.
اما سؤال بعدی اینجاست: آیا این نقش جدید پایدار است یا موقتی؟
پاسخ قطعی هنوز مشخص نیست. اگر چین از ذخایر استراتژیک خود استفاده کرده باشد، در آینده احتمالاً نیاز به بازسازی این ذخایر خواهد داشت؛ موضوعی که میتواند دوباره باعث افزایش تقاضا در بازار جهانی نفت شود.
با این حال، یک تغییر مهم رخ داده است: رفتار تقاضا دیگر قابل پیشبینی کامل نیست.
و این دقیقاً همان نقطهای است که نقش چین را در بازار جهانی تغییر میدهد.
چین اکنون در حال حرکت از یک «محرک افزایش قیمت نفت» به سمت یک «نیروی تثبیتکننده بازار» است؛ تغییری که اگر ادامهدار باشد، میتواند یکی از مهمترین جابهجاییهای ساختاری در بازار انرژی در سالهای اخیر محسوب شود.