نسخه عجیب برای تابستان سخت؛ مازوت بسوزانید!
به گزارش زومان، وقتی از بحران برق صحبت میشود، اغلب ذهنها به خاموشی چند ساعته خانهها میرود. اما آنچه این روزها در بخش انرژی رخ داده، فقط خاموش شدن چند لامپ نیست؛ بخشی از قلب صنعتی کشور آسیب دیده است.
با تخریب نیروگاههای اختصاصی کارخانهها، فشار مضاعفی بر شبکه سراسری وارد شده است. اکنون مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی گزارش داده است برای فرار از فروپاشی، سیستم چارهای جز اجرای قطعیهای اجباری برق صنایع و استفاده گسترده از سوخت آلاینده مازوت ندارد.
آوار جنگ بر شبکه برق
برآوردها نشان میدهد حدود ۴ هزار و ۸۰۰ مگاوات از ظرفیت نیروگاههای اختصاصی صنایع از مدار خارج شده است. برای درک بزرگی این عدد کافی است بدانیم این میزان برق تقریباً معادل مصرف چند میلیون خانوار در ساعتهای اوج مصرف است.
- نیروگاههای پتروشیمی خلیج فارس (دو واحد ۸۳۵ و ۶۶۰ مگاواتی)
- واحد بخار پتروشیمی بندر امام (۲۵۶ مگاوات)
- مبین انرژی در عسلویه (۹۸۴ مگاوات)
- دماوند انرژی عسلویه (حدود ۱ هزار مگاوات)
- واحدهای مرتبط با فولاد مبارکه (مجموعاً ۱ هزار و ۲۰۰ مگاوات)
این اتفاق دو ضربه همزمان به شبکه برق وارد کرده است. از یک طرف، شبکه سراسری حدود ۸۰۰ مگاوات برق مازادی را که پیشتر از این صنایع دریافت میکرد از دست داده است. از طرف دیگر، کارخانههایی که قبلاً برق خود را تامین میکردند حالا برای ادامه فعالیت به برق شبکه سراسری نیاز دارند و حدود هزار مگاوات بار جدید روی دوش شبکه گذاشتهاند. یعنی هم درآمد برق از دست رفته و هم هزینه جدیدی ایجاد شده است.
تابستانی که برق کمتر از نیاز است
مسئله اصلی اما فاصله میان تولید و مصرف برق است. در خوشبینانهترین برآوردها، توان واقعی تولید برق کشور در تابستان امسال بین ۶۶ تا ۷۰ هزار مگاوات خواهد بود. در مقابل، مصرف برق ممکن است به محدوده ۸۱ تا ۸۵ هزار مگاوات برسد.
به زبان ساده، اگر کشور را یک مخزن آب فرض کنیم، در روزهای گرم تابستان ممکن است تا ۱۳ هزار مگاوات بیشتر از آنچه تولید میکنیم، برق نیاز داشته باشیم. این همان چیزی است که کارشناسان از آن با عنوان «ناترازی توان» یاد میکنند؛ فاصلهای که اگر مدیریت نشود، به خاموشی ختم خواهد شد.
ناترازی توان: یعنی کمبود لحظهای در زمان اوج مصرف که شبکه را با خطر قطعی روبهرو میکند.
برای مقایسه، رکورد قبلی این کمبود در مرداد سال گذشته حدود ۱۴ هزار و ۷۰۰ مگاوات بود. سناریو بدبینانه این است که مصرف برق همچون سالهای پرمصرف گذشته رشد کند؛ در این حالت این شکاف میتواند به محدوده ۱۸ هزار مگاوات برسد؛ عددی که یک رکورد تاریخی محسوب میشود.
مرکز پژوهشها در سناریوی بدبینانه فرض کرده است که تقاضا بیشترین رشد ۵ سال گذشتهاش را تکرار کند. در سناریوی خوشبینانه کمترین رشد ۵ سال گذشته و در سناریوی واقع بینانه هم تداوم رشد ۱۰ ساله را در نظر گرفته است.
بارانی که کمی به داد برق رسید
در میان این اعداد نگرانکننده، طبیعت امسال تا حدی با صنعت برق مهربان بوده است. افزایش ۷۵ درصدی بارندگیها باعث شده نیروگاههای برقآبی جان تازهای بگیرند و بتوانند حدود ۹ هزار و ۴۰۰ مگاوات برق تولید کنند.
انرژیهای تجدیدپذیر هم دیگر آن بازیگر کوچک چند سال قبل نیستند. اگر در سال ۱۴۰۰ ظرفیت این نیروگاهها کمتر از هزار مگاوات بود، امروز به بیش از ۴ هزار مگاوات رسیدهاند و انتظار میرود در ساعات آفتابی تابستان سهم مهمی در تامین برق داشته باشند.
با این حال ستون اصلی تولید برق کشور همچنان نیروگاههای حرارتی و اتمی هستند که حدود ۵۵ هزار مگاوات برق تولید خواهند کرد. واردات برق نیز آنقدر محدود است که عملاً نمیتواند نقش تعیینکنندهای در حل بحران داشته باشد.
چرا کارخانهها بیشتر از همه خاموش میشوند؟
وقتی برق کم میآید، سیاستگذار معمولاً تلاش میکند ابتدا برق خانهها را حفظ کند. نتیجه این تصمیم آن است که صنایع بخش بزرگی از بار کمبود برق را به دوش میکشند.
آمارها نشان میدهد در حالی که صنایع بزرگ تنها حدود ۱۰ درصد مصرف برق در ساعات اوج را به خود اختصاص میدهند، بیش از ۵۵ درصد محدودیتهای اجباری برق بر آنها تحمیل شده است.
در عمل یعنی بسیاری از کارخانهها ناچار شدهاند خطوط تولید را متوقف کنند، شیفتهای کاری را جابهجا کنند یا بخشی از فعالیت خود را به نیمهشب منتقل کنند؛ زمانی که مصرف برق خانگی کمتر است. به همین دلیل در سال گذشته مصرف برق صنایع در ساعات غیرمعمول به شکل محسوسی افزایش یافت؛ نشانهای از اینکه چرخ تولید برای فرار از خاموشی به ساعات شب منتقل شده است.
در سال ۱۴۰۴ مصرف برق صنایع در ماههای گرم حدود ۸۷۸ میلیون کیلووات ساعت بیشتر از ماههای عادی بود که نشاندهنده تغییر اجباری الگوی مدیریت بار و انتقال شیفتهای کاری به نیمههای شب است.
گره اصلی؛ برق یا گاز؟
اما ریشه بحران فقط در برق نیست. مشکل اصلی از جایی آغاز میشود که برق و گاز به شدت به یکدیگر وابستهاند.
برآوردها نشان میدهد آسیبهای واردشده به زیرساختهای انرژی در جنگ، تولید گاز کشور را حدود ۲۰۰ میلیون مترمکعب در روز کاهش داده است. شاید این عدد در نگاه اول قابل تصور نباشد، اما کافی است بدانیم هر یک میلیون مترمکعب کاهش گاز میتواند حدود ۱۶۰ مگاوات از توان تولید برق کشور را کم کند.
به همین دلیل کمبود گاز خیلی سریع خودش را به شکل کمبود برق نشان میدهد.
مرکز پژوهشهای مجلس برای جلوگیری از این فاجعه زنجیرهای، یک داروی تلخ تجویز میکند: استفاده از مازوت (یک نوع سوخت مایع سنگین و به شدت آلاینده). بر این اساس، کارخانههای سیمان و برخی نیروگاهها باید به جای گاز از مازوت استفاده کنند تا گاز آزاد شده به مصرف نیروگاههای اصلی برسد.
پایان عصر وفور انرژی
در نگاه اول شاید سادهترین راهحل بحران برق، ساخت نیروگاههای جدید به نظر برسد؛ اما واقعیت این است که چنین مسیری نه ارزان است و نه سریع.
ساخت نیروگاههای جدید شاید روی کاغذ راهحل بحران برق باشد، اما در عمل به سرمایهای عظیم و چند سال زمان نیاز دارد. با این حال، یک نکته امیدوارکننده وجود دارد؛ کمبود برق ۱۳ هزار مگاواتی قرار نیست در تمام ساعات روز رخ دهد. بررسیها نشان میدهد در ۶۰ درصد ساعات تابستان، ناترازی کمتر از ۶ هزار مگاوات و در بیش از ۸۰ درصد مواقع کمتر از ۱۰ هزار مگاوات است.
مرکز پژوهشها معتقد است تنها با بهینهسازی نیروگاههای موجود میتوان حدود ۲ هزار مگاوات از برق از دسترفته را به شبکه بازگرداند.
اما راهحل اصلی، مدیریت مصرف است؛ از جابهجایی ساعات کاری صنایع گرفته تا کنترل مصرف در ساعات اوج. تابستان پیش رو نشان میدهد برق، گاز و تولید دیگر مسائل جداگانهای نیستند. کمبود در هر بخش، به سرعت به بخشهای دیگر سرایت میکند.
اقتصاد ایران حالا وارد دورهای شده که در آن دیگر نمیتوان روی وفور انرژی حساب کرد؛ دورهای که موفقیت بیش از هر چیز به مدیریت دقیق منابع محدود بستگی دارد.