پایان عصر وابستگی بازار گاز به خلیج فارس فرا رسید؟
به گزارش زومان، انسداد تنگه هرمز، توقف صادرات بزرگترین تأسیسات الانجی (گاز طبیعی مایع) جهان و نگرانی از کمبود عرضه، در نگاه اول باید نشانههای یک بحران پایدار در بازار گاز باشد. اما بازار انرژی همیشه با منطق ساده کمبود و گرانی حرکت نمیکند؛ گاهی شوکهای امروز، سرمایهگذاریها و تغییراتی را رقم میزنند که قیمتهای فردا را پایین میآورند.
همین تناقض ظاهری حالا به محور تحلیل تازهای در بلومبرگ تبدیل شده است. خاویر بلاس در این گزارش نوشته است: ممکن است خلاف انتظار به نظر برسد. بالاخره، تنگه هرمز همچنان مسدود است. بزرگترین تأسیسات تولید الانجی جهان از مدار خارج شده و قطر میگوید تعمیر آن دستکم سه سال زمان خواهد برد. بااینحال، نشانههای شکلگیری یک مازاد بلندمدت در بازار از همین حالا در حال پدیدار شدن است.
چشمانداز قیمت الانجی در اروپا و آسیا از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا این سوخت در این مناطق یا برای تولید برق و گرمایش مصرف میشود یا بهعنوان خوراک صنایع شیمیایی و تولید کود به کار میرود. به همین دلیل، مسیر حرکت قیمت الانجی تا حد زیادی میتواند مسیر تورم را نیز تعیین کند.
جنگ ایران موجب رشد قابل توجه قیمتهای شاخص الانجی شده است، هرچند این نرخها هنوز فاصله زیادی با رکوردهای تاریخی پس از حمله روسیه به اوکراین دارند.
اگر مذاکرات میان واشنگتن و تهران به شکست نینجامد و تنگه هرمز پس از ماه ژوئیه همچنان بسته نماند، احتمالاً قیمت الانجی دوباره کاهش خواهد یافت و برای مدتی طولانی در سطوح پایینتری باقی میماند.
برای درک دلیل این موضوع باید نگاهی به سازوکار صنعت الانجی انداخت. جذابیت این سوخت در آن است که گاز طبیعی با سرد شدن تا حدود منفی ۱۶۰ درجه سانتیگراد به مایع تبدیل میشود و میتوان آن را با نفتکشها به هر نقطه جهان ارسال کرد. به این ترتیب، الانجی محدودیتهای تاریخی انتقال گاز از طریق خطوط لوله را از میان برداشته و بازار جهانی گستردهای ایجاد کرده است.
اما احداث تأسیسات مایعسازی به سرمایهگذاریهای بسیار سنگین نیاز دارد؛ بهطوری که هزینه برخی پروژهها به ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار میرسد. از همین رو، شرکتهای فعال در این صنعت تنها زمانی برای ساخت تأسیسات جدید تصمیمگیری میکنند که از وجود مشتریان کافی برای تضمین بازگشت سرمایه مطمئن باشند. این سازوکار معمولاً باعث میشود رشد عرضه با رشد تقاضا هماهنگ باشد و بازار در وضعیت نسبتاً متعادلی قرار گیرد.
تغییر مسیر سرمایهها: عبور از هرمز
با این حال، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران این معادله را بر هم زد. بسته شدن تنگه هرمز حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی الانجی را از بازار خارج کرد و برخی واردکنندگان، بهویژه در جنوب و جنوبشرق آسیا، با کمبود جدی روبهرو شدند. کشورهایی مانند هند، بنگلادش و پاکستان که بیشترین آسیب را از این وضعیت دیدند، همان بازارهایی هستند که صنعت الانجی برای رشد تقاضای آینده خود روی آنها حساب باز کرده بود.
واکنش این کشورها به اختلال اخیر، میتواند شکل بازار الانجی در سالهای آینده را تعیین کند و انتظار میرود هم در سمت عرضه و هم در سمت تقاضا تغییرات مهمی رخ دهد.
در بخش عرضه، بعید است سیاستگذاران آسیایی پس از تجربه اخیر، تنگه هرمز را همچنان یک مسیر کاملاً امن تلقی کنند. در نتیجه، کاهش وابستگی به تولیدکنندگان مستقر در خلیج فارس، بهویژه قطر و امارات، به یک اولویت راهبردی تبدیل خواهد شد.
به همین دلیل، خریداران آسیایی احتمالاً از پروژههای جدید الانجی در سایر نقاط جهان حمایت مالی خواهند کرد؛ پروژههایی که تا چند ماه پیش شاید از نظر اقتصادی چندان جذاب به نظر نمیرسیدند. به بیان دیگر، هر پروژهای که خارج از محدوده هرمز قرار داشته باشد، اکنون شانس بیشتری برای جذب سرمایه و اجرا خواهد داشت.
از ابتدای هزاره جدید، بازار جهانی الانجی معمولاً توانسته هر موج جدید عرضه را طی دو تا سه سال جذب کند. چین بخش بزرگی از افزایش عرضه سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ را جذب کرد؛ دورهای که پس از تکمیل تاسیسات قطر، عرضه جهانی حدود ۴۰ درصد افزایش یافت.
اروپا نیز موج عرضه سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۹ را جذب کرد؛ دورهای که با رشد صادرات گاز آمریکا پس از انقلاب شیل همراه بود و ظرفیت جهانی را حدود ۴۵ درصد افزایش داد. پس از سال ۲۰۲۲ نیز کاهش وابستگی اروپا به گاز روسیه به جذب این حجم از عرضه کمک کرد.
پیش از آغاز جنگ اخیر، بازار در آستانه سومین موج بزرگ افزایش عرضه قرار داشت؛ موجی که قرار بود از سال ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ ادامه یابد و احتمالاً به مازاد عرضه منجر شود. اکنون نیز این موج همچنان در راه است، هرچند ممکن است به دلیل اختلالهای ناشی از بسته شدن هرمز حدود یک سال به تعویق بیفتد. با این حال، احتمال دارد این موج حتی بزرگتر و ماندگارتر از برآوردهای قبلی باشد.
بخشی از این افزایش عرضه ناشی از تمایل خریداران آسیایی به تأمین مالی پروژههای جدید در آمریکای شمالی، آفریقا و آمریکای لاتین خواهد بود. در عین حال، قطر نیز همچنان برنامه افزایش ظرفیت تولید خود را دنبال میکند و تلاش دارد با تکیه بر هزینه تولید پایینتر، مشتریان بیشتری جذب کند. هرچند اجرای این طرحها ممکن است بین شش تا هجده ماه به تأخیر بیفتد، اما چنین تأخیری تأثیر تعیینکنندهای بر چشمانداز بازار در سال ۲۰۳۰ نخواهد داشت.
بر اساس تازهترین برآوردهای آژانس بینالمللی انرژی، تنها در سال گذشته برای احداث حدود ۱۰۰ میلیارد مترمکعب ظرفیت جدید الانجی تصمیم سرمایهگذاری گرفته شده است؛ رقمی که تاکنون سابقه نداشته است.
ظهور زغالسنگ یا انقلاب انرژیهای پاک؟
اما پرسش اصلی این است که آیا تقاضای کافی برای جذب چنین حجمی از عرضه وجود خواهد داشت؟ پاسخ چندان روشن نیست. به نظر میرسد برای ایجاد تقاضای لازم، قیمت الانجی باید حتی بیش از این کاهش پیدا کند.
اگر در سمت عرضه، راهبرد اصلی فاصله گرفتن از هرمز باشد، در سمت تقاضا نیز راهبرد غالب میتواند فاصله گرفتن از خود الانجی باشد. خریداران اکنون گزینههای جایگزینی مانند انرژی خورشیدی همراه با سامانههای ذخیرهسازی باتری و همچنین زغالسنگ در اختیار دارند.
در دهه ۱۹۷۰، بحران نفت کشورهای صنعتی را به سمت استفاده گستردهتر از زغالسنگ سوق داد. آن زمان گزینههای جایگزین چندانی جز انرژی هستهای وجود نداشت. اما امروز کشورهای آسیایی میتوانند علاوه بر زغالسنگ فراوان، از پنلهای خورشیدی ارزانقیمت چینی نیز بهره ببرند.
به همین دلیل، ممکن است زغالسنگ ــ آلایندهترین سوخت فسیلی ــ بار دیگر بهعنوان یک ابزار تأمین امنیت انرژی مطرح شود؛ نهتنها برای تولید برق، بلکه برای تولید مواد شیمیایی و کود.
در نهایت، این همان الگوی همیشگی بازارهای کالایی است؛ قیمتهای بالای امروز، زمینهساز قیمتهای پایین فردا میشوند. در کوتاهمدت ممکن است قیمت الانجی همچنان در سطوح نسبتاً بالا باقی بماند؛ زیرا کشورهای واردکننده، بهویژه در اروپا، تلاش خواهند کرد پیش از فصل زمستان ۲۰۲۶-۲۰۲۷ ذخایر خود را تکمیل کنند و برای احتیاط بیش از نیاز معمول خرید انجام دهند. اما در افق بلندمدت، نشانهها حاکی از آن است که بازار به سمت مازاد عرضه حرکت میکند و شرایط به نفع خریداران تغییر خواهد کرد.