ویلاهای استخردار و قبضهای نجومی؛ تصویر ناقص از بحران انرژی
به گزارش زومان، هر بار که بحث ناترازی انرژی مطرح میشود، خیلی زود پای «مصرف بالای پولدارها» هم وسط میآید؛ تصاویری از ویلاهای استخردار، خانههای لوکس و قبضهای نجومی که این تصور را میسازد که عامل اصلی بحران گاز، فقط ثروتمندان هستند.
مثلا بهمن سال گذشته، مدیر بهرهبرداری شرکت گاز استان تهران از یک قبض گاز ۵۰۱ میلیون تومانی برای یک مجتمع مسکونی در زعفرانیه تهران خبر داد؛ این خبرها در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشوند و برخی با استناد به آنها اصرار میکنند که راهکار آزادسازی قیمتهاست تا مصرف را کاهش دهد و یارانه انرژی به صورت عادلانه توزیع شود.
کمتر کسی تردید دارد که ارزان بودن انرژی، روی مصرف اثر میگذارد و یارانه سنگین آن برای اقتصاد تبعات دارد. اما حالا یک گزارش پژوهشی تازه میگوید ماجرا آنقدرها هم ساده نیست و تقلیل دادن بحران گاز به مصرف بالای پولدارها آدرس غلط دادن است. در واقع بر خلاف تصور رایجی که در بین سیاستگذاران وجود دارد، آمارها لزوما مصرف بیشتر گاز توسط اقشار مرفه را تایید نمیکنند.
ایران؛ چهارمین کشور در مصرف سرانه گاز خانگی در جهان
طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، مصرف گاز کشور تا سال ۱۴۰۳ به حدود ۲۴۳ میلیارد متر مکعب رسیده است. سه مصرفکننده اصلی گاز در ایران هم این بخشها هستند:
- کارخانهها: ۳۴ درصد
- نیروگاهها: ۳۱ درصد
- بخش خانگی: ۲۸ درصد
بنابراین خانوارها سومین مصرفکننده بزرگ گاز در کشور هستند. با این حال مصرف گاز خانگی در ایران به طور کلی بسیار بیشتر از متوسط جهانی است.
آمارهای جهانی نشان میدهد ایران در سال ۲۰۲۳ از نظر مصرف سرانه انرژی خانگی، چهارمین کشور پرمصرف دنیا بوده؛ به طوری که مصرف خانگی در ایران حدود ۲.۵ برابر ترکیه است.
در نگاه اول، خیلیها این وضعیت را نتیجه مصرف بیرویه مردم به ویژه طبقه مرفه میدانند. با این حال آیا تمام ماجرا همین است و مقصر مردم هستند؟
آیا واقعا ثروتمندان بیشتر گاز مصرف میکنند؟
واقعیت این است که داستان، پیچیدهتر از چیزی است که معمولا تصور میکنیم. میانگین مصرف سالانه گاز هر خانوار ایرانی حدود ۲۳۲۸ مترمکعب است؛ یعنی چیزی حدود ۶.۳ مترمکعب در روز.
اما وقتی مصرف گاز را بین گروههای مختلف درآمدی مقایسه میکنیم، نتیجه غافلگیرکننده است: الگوی مصرف، آنقدرها هم به میزان رفاه وابسته نیست.
فرض کنید جامعه را از نظر سطح رفاه به ۱۰۰ گروه مساوی تقسیم کنیم. به طوری که اقشار ضعیفتر در صدکهای پایینتر و اقشار مرفهتر در صدکها بالاتر قرار گیرند.
وقتی مصرف گاز را در بین صدکها بررسی شود، نتیجه نشان میدهد که تفاوت چندانی بین اقشار مرفه و ضعیف وجود ندارد. حتی خانوارهای کمدرآمدتر به طور متوسط اندکی بیشتر از میانگین جامعه مصرف میکنند.
صدکهای ۱ تا ۵۰ به طور میانگین سالانه ۲۴۰۴ متر مکعب گاز مصرف میکنند؛ یعنی ۷۶ متر مکعب بیشتر از میانگین کل جامعه. این اختلاف تقریبا معادل ۱۲ روز مصرف یک خانوار معمولی است.
پس آن همه حرف درباره مصرف نجومی ویلاها و خانههای لوکس چه میشود؟ واقعیت دارد؛ اما نه در مقیاسی که معمولا تصور میشود. طبق این گزارش، در میان یک هزارم پر مصرف مشترکین گاز، سهم دهکهای بالا به طور چشمگیری بالاست. برای مثال در میان این گروه، ۲۲.۶ درصد از دهک ۱۰ هستند. با این حال، این گروه فقط حدود پنجهزارم مصرف گاز خانگی کشور را به خود اختصاص میدهند که در سطح کلان ناترازی گاز کشور، بسیار ناچیز است.
بنابراین، آمارها نشان میدهد مصرف بالای گاز در ایران را نمیتوان صرفا با ثروتمند بودن توضیح داد. پس باید دنبال دلایل مهمتری گشت.
خانههای بهتر، مصرف گاز کمتر
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس میگوید عامل اصلی، بیشتر از آنکه به درآمد مربوط باشد، به عوامل ساختاری مثل کیفیت ساختمانها و تجهیزات گرمایشی مربوط است.
بررسیها نشان میدهد هر متر مربع خانه مسکونی به طور متوسط حدود ۲۰ متر مکعب گاز مصرف میکند. اما نکته جالب اینجاست که این مصرف در خانههای پولدارها و فقیرها به طور چشمگیری تفاوت دارد.
در حالی که خانههای دهکهای پایین، به طور متوسط ۲۳ متر مکعب گاز مصرف میکند، این عدد در خانههای دهکهای بالاتر به حدود ۱۷ متر مکعب میرسد.
علت این است: خیلی از خانههایی که اقشار کمدرآمد در آنها ساکن هستند، عایقبندی ضعیفتری دارند، تجهیزات گرمایشیشان قدیمیتر و کمبازدهتر است و همین موضوع باعث میشود برای گرم کردن خانه، گاز بیشتری مصرف کنند. در مقابل، خانههای جدیدتر و مجهزتر اقشار مرفه، با وجود متراژ بالاتر، معمولا بهینهتر ساخته شدهاند و انرژی کمتری هدر میدهند.
راهحل بحران گاز فقط آزادسازی قیمت نیست
در چنین شرایطی، بعضیها سادهترین راه رفع ناترازی انرژی را در گران کردن آن میبینند. اما گزارش مرکز پژوهشهای مجلس هشدار میدهد که شوک ناگهانی قیمت انرژی، لزوما مصرف را کاهش نمیدهد و میتواند فشار سنگینی به خانوارهای کمدرآمد وارد کند؛ خانوادههایی که اصلا امکان تعویض وسایل فرسوده یا بهینهسازی خانههایشان را ندارند. مرکز پژوهشهای مجلس در این مورد به صراحت مینویسد:
در چنین شرایطی، اعمال سیاست های شوکآور مانند آزادسازی ناگهانی قیمت انرژی، نه تنها به کاهش مؤثر مصرف و حل مسئله هدررفت منجر نخواهد شد، بلکه با افزایش فشار اقتصادی بر این خانوارها می تواند تبعات اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی داشته باشد.- گزارش «تحلیل الگوی مصرف گاز طبیعی در بخش خانگی بر اساس دهکهای اقتصادی»، مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی
بنابراین مدیریت مصرف گاز خانگی، نیازمند رویکردی جامع و تدریجی است که اصلاحات تعرفهها را به صورت تدریجی و همزمان و همراستا با طرحهای بهینهسازی مصرف انرژی به ویژه در میان دهکهای پایین جامعه اجرا کند.