معمای ۱۸ میلیارد دلاری بطریهای گمشده
در اقتصاد ایران همیشه چیزی برای نایاب شدن وجود دارد؛ یک روز دلار، یک روز اینترنت و یک روز روغن خوراکی. در هفتههای اخیر، زمزمه عجیبی در خیابانها پیچیده: بحران کمبود بطری روغن و ظروف پلاستیکی.
به گزارش زومان، ماجرا از روزی آغاز شد که حملات نظامی آمریکا، زیرساختهای پتروشیمی ایران را هدف قرار دادند. با آسیب دیدن این کارخانهها که حجم دقیق خسارتشان هنوز مشخص نیست، نگرانی در بازار ایجاد شد. در اواخر فروردین امسال، دولت برای جلوگیری از قحطی در بازار داخل، یک تصمیم بیسابقه گرفت و صادرات طیف وسیعی از محصولات پتروشیمی را متوقف کرد.
این ممنوعیت ناگهانی، تصمیمی ساده نبود. وقتی صادرات متوقف میشود، ارزآوری — ورود حیاتی دلارهای تجاری به کشور — کاهش مییابد. افت منابع ارزی به سرعت باعث کمبود دلار شده و این موج به تورم — افزایش عمومی قیمتها که قدرت خرید را میبلعد — ختم میشود و مستقیماً سر سفره مردم مینشیند. حالا، در شرایطی که در آتشبس موقت به سر میبریم، نگاهی به دادههای گمرک در سال ۱۴۰۳ نشان میدهد که این بطریهای پلاستیکی روزمرهمان آنقدرها هم ساده نبوده، برای خودشان اقتصادی دارند؛ پهناور و در هم تنیده.
دومینوی ارزی در سایه موشکها
به سراع آمار صادرات گمرکی ایران در دو سال پیش می رویم. محصولاتی که در موج اولِ یک ماه پیش ممنوع شدند، در سال ۱۴۰۳ ارزآوری بالغ بر ۱۸ میلیارد دلار داشتند. این رقم چشمگیر، معادل بیش از ۳۰ درصد کل صادرات کشور است. سیاستگذار باز هم سر یک دوراهی است: یا باید اجازه میداد مواد اولیه از کشور خارج شود و مردم برای خرید یک بطری شیر دچار مشکل شوند، یا صادرات را متوقف میکرد و خطر افت منابع ارزی را به جان میخرید. اما این محصولات چه کاربردی دارند؟ بیایید کارنامه شان را دقیقتر بخوانیم.
طلای نامرئی در سبد صادرات
در صدر این فهرست محدودشده، محصولی استراتژیک به نام «C3+» قرار دارد. ارزش صادرات این ماده در سال ۱۴۰۳ به رکورد ۳ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار رسید که بالاترین رقم صادرات غیرنفتی ایران محسوب میشود. این ترکیب شیمیایی که شامل پروپان و بوتان است، همهجا حضور دارد؛ از گاز کپسولهای خانگی (LPG) گرفته تا پلاستیک ظرف ماست، قطعات خودرو و اسپریها.
رکورددار دوم، برش بوتان (با حذف بنزین و گازوئیل) است که صادراتی ۲ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلاری داشت. بوتان همان گازی است که در فندکها و کپسولهای کمپینگ میسوزد و در تولید لاستیک خودرو کاربرد دارد. وقتی صادرات این مواد متوقف شد، ضربه اصلی به بازارهای شرق آسیا وارد آمد؛ چرا که چین مشتری ۹۵ درصد از C3+ و ۹۰ درصد از برش بوتان ایران است.
متانول؛ ناجی پاک در دوران بحران
متانول، الکل صنعتی بیرنگ و سمی است که ۲ میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلار برای ایران درآمد ارزی داشت. این ماده پایه که از گاز طبیعی به دست میآید، در تولید چسب کابینتهای امدیاف (MDF)، رنگها، تینرها، ضدیخ ماشین و مایع ظرفشویی کاربرد حیاتی دارد.
اما اهمیت جهانی متانول فراتر از اینهاست. به این ماده «سوخت پاک» میگویند، زیرا هنگام سوختن، آلایندههای بسیار کمتری تولید میکند و عدد اکتان بالایی دارد. چین که ۴۰ درصد از نیاز وارداتی خود به این سوخت حیاتی را از ایران تامین میکند، با ممنوعیت صادراتی ما دچار شوک شد؛ چرا که ۸۴ درصد از متانول صادراتی ایران مستقیماً به مقصد کارخانههای این کشور میرفت.
بحران کود در مزارع جهان
ترکشهای این ممنوعیت فقط به صنعت پلاستیک و سوخت نخورد. اوره، با ارزش صادراتی ۱.۵ میلیارد دلار، یکی دیگر از قربانیان بود. اوره در تولید کود کشاورزی، رزینها و چسبهای صنعتی کاربرد وسیعی دارد. هر بار که خاورمیانه درگیر جنگ میشود، قیمت جهانی این محصول بالا میرود.
در روزهایی که دنیا با کمبود ۶۰ درصدی اوره دستوپنجه نرم میکند، توقف صادرات ایران زنگ خطری برای امنیت غذایی است. در سال ۱۴۰۳، کشورهای ترکیه و برزیل به ترتیب ۳۷ و ۲۴ درصد از اوره ایران را میخریدند و مسدود شدن این شریان، مزارع این کشورها را با تهدیدی جدی روبهرو کرد.
از باک ماشین تا بطری نوشابه
فهرست مواد ممنوعشده همچنان ادامه داشت. «پلیاتیلن سبک» (۱.۱ میلیارد دلار) که کیسههای فریزر، سلفونها و روکش سیمهای برق را میسازد، همراه با برشهای هیدروکربنی بالای ۵ کربن (۰.۹ میلیارد دلار) که به عنوان حلال رنگ و سوخت کورهها استفاده میشوند، در داخل مرزها حبس شدند.
در کنار اینها، موادی چون رافینیت (۰.۶ میلیارد دلار) برای تولید تیوب دوچرخه و توپ فوتبال، «پلیاتیلن سنگین» (۰.۶ میلیارد دلار) برای ساخت لولههای فشارقوی و گالنهای ۲۰ لیتری، «نفتا سبک» (۰.۶ میلیارد دلار) برای تولید بطریهای آب معدنی (PET) و الیاف لباس، و در نهایت «اتیلن گلایکول» (۰.۵ میلیارد دلار) برای تولید پتوهای مسافرتی و ضدیخ، در این صف طولانی قرار داشتند.
در نهایت مجموع همه این اقلام، ۹۵ درصد ارزش کل صادرات این حوزه را تشکیل میداد.
عقبنشینی ۱۴ میلیارد دلاری
ادامه این ماجرا از نظر ارزی برای کشور یک چالش است. سرانجام چند روز پیش، نامهای منتشر شد که نشان میداد دولت از تصمیم اولیه خود کوتاه آمده است. صادرات بخش عمدهای از این محصولات حیاتی — از جمله C3+، برش بوتان، متانول، اوره، رافینیت، هیدروکربنهای سنگین، نفتای سبک و اتیلن گلایکول — دوباره آزاد شد. ارزش صادراتی این اقلامِ رهاشده، در سال قبل حدود ۱۴ میلیارد دلار بود. اقتصادِ زیر فشار جنگ، احتمالا تحمل از دست دادن این حجم عظیم از درآمدهای ارزی را نداشته باشد. اما خب این ماجرا یک سمت دیگر هم دارد اگر تولیدات این محصولات کفاف داخل را ندهد چه؟
حبس پلاستیک برای بطریهای شیر
با وجود این عقبنشینی بزرگ، دو محصول کلیدی همچنان در فهرست سیاه صادرات باقی ماندند: پلیاتیلن سبک و سنگین. دلیل آن کاملا روشن است؛ این دو ماده، شریان تولید نایلونهای فریزر، بطریهای شیر و ظروف شوینده و شامپو در داخل کشور هستند.
با تداوم این ممنوعیت، چین که مقصد بیش از ۸۰ درصد صادرات این دو ماده بود، حداقل در خرید این دو محصول ناکام ماند، هر چند در مابقی این محصولات همچنان برایش منعی وجود ندارد. درنهایت دولت فعلاً ترجیح داده است که این پلیمرها خرج بطریهای داخلی شوند تا نیاز بازارهای خارجی. حتی اینکه تا چه حد تولید داخل در حال حاضر کفاف تولیدکنندگان داخلی را بدهد هم مشخص نیست. آیا این ممنوعیتها نشانهای از کمبود داخلی در ماههای آتی دارد؟
حالا در میانه آتشبس موقت، نگاهها به آینده دوخته شده است؛ اگر دوباره سایه درگیری بر سر زیرساختها بیفتد، مشخص نیست این بار قرعه کمیابی به نام کدام محصول روزمره رقم خواهد خورد و اقتصاد ایران چه بهایی را پرداخت خواهد کرد؟