به گزارش زومان، در مورد آسیبهای اقتصادی محاصره دریایی ایران زیاد گفته شده است؛ اما زیر پوست این هدف اقتصادی کوتاهمدت، چالشی فنی در جریان است که میتواند صنعت نفت ایران را به شکل درازمدت تحت تاثیر قرار دهد.
ماجرا در یک گلوگاه فیزیکی نهفته است: ظرفیت ذخیرهسازی نفت محدود است. وقتی بشکه خالی برای انبار کردن وجود نداشته باشد، چارهای نیست جز بستن شیر چاهها. اما در دنیای نفت، بستن برخی چاهها، مانند خاموش کردن موتور هواپیما در حین پرواز است؛ شروع مجدد آن شاید هرگز ممکن نباشد.
البته موسسه رصد نفتی کپلر اظهار کرده که صنعت نفت ایران به دلیل سالها تحریم، تخصص زیادی در مدیریت جریان تولید دارد.
نفت ایران؛ قبل و بعد از جنگ
طبق آمارها پیش از جنگ حجم تولید نفت ایران روزانه حدود ۳.۶ میلیون بشکه بوده است. از این مقدار حدود ۱.۸ میلیون بشکه در روز صادر میشد و نیم دیگر آن در داخل به مصرف میرسید.
طبق گزارش کپلر، در حال حاضر تولید نفت حدود ۷۵۰ هزار بشکه در روز در مقایسه با قبل از جنگ کاهش یافته است و این افت تولید در کوتاهمدت و میانمدت ادامه خواهد داشت.
بخشی از این افت تولید به دلیل کاهش مصرف در داخل کشور به دلیل شرایط جنگی است که باعث توقف فعالیت برخی صنایع شده است. این افت تولید در صورت پایان جنگ میتواند جبران شود.
اما کپلر میگوید بخش مهمتر کاهش تولید به دلیل حملات به پارس جنوبی است که ظرفیت تولید میعانات گازی را ۱۰۰ تا ۱۲۰ هزار بشکه کاهش داده است. این کاهش را بر خلاف عامل قبلی نمیتوان به سرعت جبران کرد و بازیابی نفت و میعانات گازی ایران را در میانمدت محدود میکند.
اما علاوه بر آثار جنگ، صنعت نفت ایران حالا با بحران بزرگ دیگری مواجه شده است: محاصره دریایی.
ظرفیت ذخیرهسازی نفت چند روز است؟
کپلر ادعا کرده میکند که ظرفیت ذخیرهسازی کنونی نفت ایران حدود ۳۹ میلیون بشکه است.
جزیره خارک با حدود ۲۲ میلیون بشکه بیشترین ظرفیت ذخیرهسازی را دارد، و پس از آن بندر عباس، عسلویه، جاسک، سیری، بهرگان، لاوان و آبادان قرار دارند.
با احتساب ۱.۸ میلیون بشکه صادراتی که حالا پشت سد محاصره مانده، میتوان گفت ظرفیت ذخیرهسازی ایران ظرف حداکثر ۲۰ روز پس از اعمال محاصره به پایان میرسد.
اگر روز آغاز محاصره یعنی ۱۳ آوریل مبنا قرار داده شود، میتوان گفت اکنون اغلب بشکههای نفت ایران پر شده و ظرفیت ذخیرهسازی در روزهای پایانی خود به سر میبرد.
البته طبق این گزارش، ممکن است این تخمین کمی کمتر از حد واقعی باشد، زیرا ظرفیت پالایشگاههای داخلی ایران مثل تهران، تبریز و اصفهان نیز احتمالا میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
همچنین دو نفتکش غولپیکر نیز اخیرا وارد خلیجفارس شدهاند که میتوانند تا ۴ میلیون بشکه ظرفیت ذخیرهسازی داشته باشند. با حساب همه این موارد، احتمالا چند روز به عمر ذخیرهسازی اضافه میشود.
وقتی دیگر ظرفیتی برای ذخیرهسازی وجود نداشته باشد، چارهای وجود ندارد جز کاهش تولید.
یک کالبدشکافی فنی؛ چرا چاه نفت، شیر آب نیست؟
نکته اینجاست که صنعت نفت با سایر صنایع تولیدی تفاوت دارد. در این صنعت این تصور که شیر چاه به راحتی در هر زمان بسته شود و در هر زمان دلخواه دوباره باز شود، تصور صحیحی نیست. زیرا توقف تولید میتواند به تولید آینده آسیب بزند.
عمده نفت ایران از دو لایه زمینشناسی استخراج میشود:
- آسماری: مخزنی که نفت سبک – یعنی ۵۵ درصد از صادرات ایران - از آن استخراج میشود.
- بنگستان: مخزنی با عمق بیشتر که نفت سنگینتر – ۴۰ درصد از صادرات ایران - از آن استخراج میشود و نیاز به حفظ فشار و تکنولوژی پیچیدهتری برای استخراج دارد.
هر دوی این مخازن، قدمت بالایی دارند و به طور طبیعی سالانه ۴ تا ۱۲ درصد افت میکنند – یعنی از ظرفیت تولیدشان کاسته میشود.
در واقع وقتی یک مخزن برای چندین دهه مورد استفاده قرار میگیرد، فشار داخل آن افت میکند. در این حالت برای اینکه نفت همچنان روان بماند و به سمت چاهها حرکت کند، نیاز به تزریق گاز وجود دارد. گاز سبکتر از نفت است و وقتی به لایههای بالایی مخازن تزریق میشود، مانند یک پیستون میتواند نفت را بیرون بکشد.
وقتی این فشار گاز وجود نداشته باشد، نفت در منافذ این مخازن سنگی و سخت حبس میشود و ممکن است بازیابی مجدد طلای سیاه را برای همیشه غیر ممکن کند.
استراتژی گزینشی؛ کدام میادین قربانی میشوند؟
صنعت نفت برای مدیریت این بحران، ناچار به انتخابی بین «بد» و «بدتر» است. طبق تحلیل کپلر، دو دسته از مخازن برای حفظ تولید در اولویت قرار دارند:
- مخازن مشترک با کشورهای همسایه (یعنی مخازن آزادگان، یادآوران، فروزان، سلمان) که تعطیلی آنها خطر از دست دادن دائمی ذخایر برای تولیدکنندگان همسایه را به همراه دارد.
- مخازن حساسی که وابستگی بیشتری به تزریق گاز دارند که بیشتر از نوع مخازن نفت سنگین بنگستان هستند.
بنابراین قرعه کاهش استخراج نفت احتمالا به نام مخازن انعطافپذیر خواهد افتاد. اما حتی این مخازن نیز به دلیل قدمت بالا، در برابر توقف طولانیمدت آسیبپذیرند. نتیجه؟ نرخ بازیابی (Recovery Rate) ایران که اکنون ۲۵ درصد (بسیار کمتر از رقبای منطقهای) است، باز هم افت خواهد کرد.
این نرخ یعنی از هر ۱۰۰ بشکه نفت فرضی داخل زمین، ایران تنها توانایی استخراج ۲۵ بشکه را دارد. علت پایین بودن نرخ بازیابی، ضعف تکنولوژیک و کمبود سرمایهگذاری در این زمینه است که حالا با تعطیلیهای اجباری ناشی از تکمیل ظرفیت انبارها میتواند بیش از قبل تشدید شود و بخشی از طلای سیاه ایران را برای همیشه زیر زمین دفن کند.
یک تجربه تاریخی؛ ۱۳۳۰ در زمان مصدق
ایران سابقه این کاهش تولیدها را در برهههای مختلف افزایش تحریمها کسب کرده است - از جمله سال ۱۳۹۷ پس از بازگشت شدید تحریمها به دنبال لغو برجام. پس با این چالش آشنایی دارد.
اما بسیاری بحران فعلی کاهش تولید را با «بحران آبادان» در سال ۱۳۳۰ مقایسه میکنند.
خرداد ۱۳۳۰ وقتی دولت ایران، بریتانیاییها را از شرکت نفت ایران و انگلیس خلع ید کرد، و نفت ایران را «ملی» کرد، بریتانیا با خروج تمام کارشناسان خود از آبادان، ناوگان دریایی خود را در نزدیکی سواحل آبادان مستقر کرد و به این ترتیب با محاصرهای همهجانبه، صادرات نفت ایران را به صفر رساند. آنها تهدید کردند که هر نفتکشی که نفت ایران را بارگیری کند در دادگاههای بینالمللی توقیف خواهد شد؛ دقیقا مشابه با محاصرهای که حالا – ۷۵ سال بعد – توسط آمریکا اعمال شده است. این محاصره تا اواخر سال ۱۹۵۴ (۱۳۳۳) یعنی برای سه سال ادامه داشت.
به دنبال تحریم گسترده بریتانیا علیه نفت ایران، تولید نفت ایران از ۶۶۴ هزار بشکه در روز در سال ۱۹۵۰ به پایینترین حد خود یعنی تنها ۲۷ هزار بشکه در روز رسید.
اگرچه توقف کامل استخراج در آن سالها صنعت نفت را از نفس انداخت، با این حال برخلاف تصور، شواهد فنی نشان میدهد که این تعطیلی اجباری تنها تغییراتی جزئی و حتی مثبت در وضعیت فیزیکی مخازن ایجاد کرد. زیرا در آن سالها مخازن نفتی ایران هنوز جوان بودند.
بر اساس یک مقاله پژوهشی که در سال ۱۹۵۵ در چهارمین کنگره جهانی نفت ارائه شد، هر شش میدان نفتی فعال ایران در آن زمان (که همگی در سنگآهکهای شکافدار آسماری واقع شده بودند)، رفتاری منحصربهفرد از خود نشان دادند. به طوری که در دوران تعطیلی، فشار در لایههای مختلف مخازن به تعادل رسید و تحت تأثیر انرژیهای قدرتمند و طبیعی زیرزمینی - یعنی هجوم آبهای اعماق و انبساط گازهای کلاهک - فشار متوسط مخازن حتی با افزایش نسبی روبرو شد.
در واقع، مخازن جوان ایران در آن مقطع تاریخی تعطیلی تولید، انرژی از دست رفته خود را بازیافتند و برای استخراجهای آتی آماده شدند.
مقایسه دو بحران؛ چرا توقف تولید این بار متفاوت است؟
اما تصویر امروز مخازن نفتی ایران فرسنگها با دوران ملی شدن نفت فاصله دارد. این مخازن اکنون در دوره «پیری» خود به سر میبرند و رمق و انرژی اولیه خود را برای بیرون راندن نفت از دست دادهاند.
اگر در دهه ۱۳۳۰ مخازن به فشار طبیعی آب و گاز خود متکی بودند، امروز تنها با تنفس مصنوعی «تزریق فعال گاز» زنده ماندهاند. از همین روست که توقف تولید در سال ۱۳۳۰، برای آن مخازن جوان حکم یک «فرصت استراحت» و بازسازی را داشت، اما در سال ۱۴۰۵، بستن شیر چاهها به معنای یک «ایست قلبی» تمامعیار برای پیکره صنعت نفت است.
راهکار ایران و چالش بازسازی چاههای خاموش
فراتر از محدودیتهای مخزن، سازوکارهای توقف تولید نیز باعث افزایش در هزینههای عملیاتی خواهد شد. برخی فعالان صنعت ایران به زومان میگویند که احتمالا ظرفیت از بین رفته در اثر محاصره، قابل مدیریت است و به میزان برآورد طرف مقابل نیست.
طبق گزارش کپلر، شرکت ملی نفت ایران به دلیل سالها تحریمهای شدید، با این شرایط آشنایی دارد و میتواند آن را از طریق چرخش تعطیلیها در چاهها و میادین، به جای غیرفعال کردن کامل داراییها، کاهشها و اختلالات مرتبط با تحریمها تا حدی مدیریت کند.
با این حال این رویکرد ذاتاً پرهزینه است و نیاز به مداخلات مداوم در چاهها، مدیریت فشار و تنظیمات تأسیسات سطحی برای چرخه تولید و قطع و وصل آن دارد.
وضعیتی که بازگشت به جایگاه قبلی در بازار جهانی را دشوار میکند. در واقع، محاصره کنونی تنها صادرات امروز را هدف نگرفته، بلکه با تحمیل هزینههای عملیاتی، توان رقابتی و داراییهای فیزیکی صنعت نفت را برای دهههای آینده تحلیل میبرد.