دور زدن هرمز؛ رؤیای تازه کشورهای عربی

جمعه 28 فروردین 1405 - 23:50
مطالعه 4 دقیقه
تنگه هرمز
انسداد شریان اصلی انرژی جهان باعث شد تا کشورهای خلیج فارس در تکاپو باشند که راهی برای فرار از چاقویی پیدا کنند که روی گلویشان حس می‌کنند.
تبلیغات

ترجمه مطالب از رسانه‌های خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانه‌های جهان به جنگ کنونی است.

به گزارش زومان به نقل از تلگراف، در روزهایی که واشنگتن و تهران بر سر باز یا بسته بودن تنگه هرمز چنگ و دندان نشان می‌دهند، در سالن‌های مجلل کشورهای عربی خلیج فارس، نخبگان سیاسی و اقتصادی درگیر پرسش بسیار مهم‌تری هستند: آیا می‌توان این گلوگاه خطرناک را برای همیشه دور زد؟ از زمان آغاز درگیری‌ها، عملاً مسیر عبور نفتکش‌ها متوقف شده و یک‌پنجم از کل عرضه نفت و گاز جهان در آب‌های خلیج فارس حبس شده است. اگرچه یک توقف موقت درگیری‌ها روزنه امیدی برای بازگشایی تنگه ایجاد کرده، اما هم آمریکا و هم ایران برای کشتی‌های عبوری عوارض تعیین کرده‌اند؛ رقم‌های سنگینی که گاه تا ۲ میلیون دلار برای هر کشتی آب می‌خورد.

پرداخت این عدد، نه برای شرکت‌های کشتیرانی خوشایند است، و نه برای کشورهای عربی که نمی‌خواهند هزینه بازسازی ارتش رقیبشان را بدهند. جو دلائورا، تحلیلگر مؤسسه مالی رابوبانک، وضعیت را به سادگی توصیف می‌کند: «تقریباً مطمئنم که بالاخره کسی برای این کار آستین بالا می‌زند، چون آن‌ها تازه فهمیده‌اند که ایران چاقو را دقیقاً روی گلویشان گذاشته است.»

بازطراحی یک مدل پنجاه ساله

بسته شدن ناگهانی تنگه هرمز، زنگ خطری بود که نشان داد یک بازیگر منطقه‌ای چقدر راحت می‌تواند اقتصاد جهان را به آشوب بکشاند. حالا قدرت‌های منطقه به جای تسلیم شدن، به دنبال کشیدن نقشه‌های جدید هستند.

بدر جعفر، فرستاده ویژه امارات متحده عربی در امور کسب‌وکار، این تغییر نگاه را تأیید می‌کند. او به تازگی در روزنامه فایننشال تایمز نوشت: «مدل تجارت و زیرساختی ۵۰ ساله ما، ظرف تنها چند هفته در حال بازطراحی است.» او می‌گوید ماه گذشته را به گفت‌وگو با صدها رهبر تجاری و مقام ارشد عربی گذرانده و حالا بحث‌ها از مدیریت بحران لحظه‌ای، به تغییر بنیادین سیستم‌های آسیب‌پذیر گذشته تبدیل شده است.

این فرار از تله جغرافیایی، البته ایده کاملاً جدیدی نیست. در اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی و هم‌زمان با موج انقلاب‌ها و جنگ‌ها، عربستان سعودی که به شدت نگران صادرات نفت خود بود، یک طرح بلندپروازانه را اجرا کرد: ساخت یک خط لوله عظیم ۷۴۶ مایلی برای انتقال نفت از خلیج فارس به دریای سرخ. این خط لوله شرق به غرب که در سال ۱۹۸۱ افتتاح شد، سال‌ها با حداقل ظرفیت کار می‌کرد، زیرا تنگه هرمز حتی در زمان جنگ هشت‌ساله باز ماند و رونق اقتصادی به مسیر دریایی گره خورد. اما امروز، این لوله‌های قدیمی شبیه به یک سرمایه‌گذاری هوشمندانه به نظر می‌رسند. خط لوله‌ای که تا شش هفته پیش تنها ۷۷۰ هزار بشکه در روز جابه‌جا می‌کرد، حالا حجم انتقالش را تقریباً ۱۰ برابر کرده است.

در آن سوی آب‌ها، امارات متحده عربی نیز تنها مسیر جایگزین خود را فعال کرده است؛ خط لوله‌ای ۲۳۶ مایلی که در سال ۲۰۱۲ با سرمایه چین ساخته شد و نفت را مستقیماً به بندری در دریای عمان می‌رساند. اکنون روزانه ۱.۸ میلیون بشکه از این مسیر می‌گذرد که دو سوم بیشتر از دوران پیش از بحران است. هنینگ گلویشتاین، تحلیلگر حوزه انرژی، پیش‌بینی می‌کند: «اماراتی‌ها الان توان انتقال ۱.۵ تا ۲ میلیون بشکه در روز را دارند و تقریباً مطمئنم به زودی آن را دو برابر خواهند کرد.»

کوهستان‌های سخت و جیب‌های خالی

با وجود این تلاش‌ها، جایگزین کردن تنگه هرمز روی کاغذ بسیار آسان‌تر از پیاده‌سازی آن روی زمین است. پیش از این بحران، روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت از این تنگه عبور می‌کرد؛ رقمی که بیش از دو برابر توان تمام خطوط لوله موجود در منطقه است.

ساخت مسیرهای جدید، نیازمند زمان و بودجه‌های نجومی است. برخلاف تصور عمومی، این لوله‌ها روی شن‌های روان و صاف بیابان کشیده نمی‌شوند. برای مثال، لوله‌های عربستان از دل صخره‌های آتشفشانی کوه‌های حجاز عبور کرده‌اند و مسیرهای عمان باید از کوهستان‌های صعب‌العبور بگذرند. اضافه کردن تنها یک خط لوله جدید در عربستان می‌تواند بیش از ۵ میلیارد دلار هزینه داشته باشد. دلائورا در این باره می‌گوید:

ساخت این زیرساخت‌ها سال‌ها زمان می‌برد و نیازمند ده‌ها میلیارد دلار سرمایه است.
- جو دلائورا، تحلیلگر مؤسسه مالی رابوبانک

از سوی دیگر، بریجت پین از مؤسسه آکسفورد اکونومیکس به مشکل دیگری اشاره می‌کند. او می‌گوید ساخت این لوله‌ها ممکن است ۵ تا ۱۰ سال طول بکشد، و تا آن زمان، جهان با افت دائمی تقاضا برای نفت روبه‌رو خواهد شد—پدیده‌ای که به دلیل رشد سریع انرژی‌های بادی و خورشیدی رخ می‌دهد. با این حال، او معتقد است که ترس از امنیت انرژی می‌تواند روند سرمایه‌گذاری را به شدت تسریع کند.

سایه بی‌اعتمادی بر رؤیای مشترک

حتی اگر کوه‌های پول و اراده سیاسی فراهم باشد، خلیج فارس به عنصر کمیاب دیگری نیاز دارد: اعتماد. کشورهای عربی منطقه در قالب شورای همکاری خلیج فارس ائتلافی ظاهری دارند، اما روابطشان همواره شکننده بوده است. محاصره اقتصادی قطر توسط همسایگانش در دهه گذشته و اختلافات اخیر امارات و عربستان بر سر جنگ یمن، نشان می‌دهد که اتحاد پایداری وجود ندارد. آلن گلدر، تحلیلگر، می‌گوید: «ساخت یک شبکه مشترک نیازمند آن است که چند کشور تصمیم بگیرند برای مدتی بسیار طولانی با هم دوست بمانند.»

از سوی دیگر، لوله‌های فولادی در برابر موشک‌ها مصون نیستند. ماه گذشته فجیره با پهپاد هدف قرار گرفت و خط لوله شرق به غرب نیز مورد حمله واقع شد. علاوه بر این، حوثی‌ها در یمن به راحتی می‌توانند کشتی‌هایی را که به جای هرمز از تنگه باب‌المندب—آبراهی باریک در جنوب دریای سرخ که به دروازه اشک‌ها معروف است—عبور می‌کنند، هدف قرار دهند.

این چالش برای صادرات گاز بسیار پیچیده‌تر است، چرا که تجارت آن بر پایه گاز مایع—گازی که برای حمل با کشتی به شدت سرد می‌شود—بنا شده و نیازمند تغییر کل زیرساخت‌هاست. گلدر با تردید می‌پرسد: «آیا بسته بودن هرمز برای ۴۰ روز، دلیل کافی برای یک سرمایه‌گذاری به این عظمت است؟»

با تمام این موانع، کارشناسان معتقدند که کشورهای منطقه، دست‌کم برای نفت، دست به کار خواهند شد. گلویشتاین یادآوری می‌کند:

هیچ سیستمی در جهان صددرصد امن نیست، اما هدف، تنوع بخشیدن به مسیرهاست؛ درسی که بریتانیا در سال ۲۰۲۲ آموخت و خلیج فارس امروز در حال یادگیری آن است.
- هنینگ گلویشتاین، تحلیلگر حوزه انرژی

خاورمیانه اکنون هم پول و هم انگیزه دور زدن هرمز را دارد. اگر این بحران نتواند آن‌ها را متحد کند، رؤیای استقلال از این گلوگاه، چیزی بیش از یک خیال خام نخواهد بود.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.