عید پاکستانیها هم بهم ریخت
قبض سوخت، بلیت اتوبوس، هزینه مدرسه؛ جنگ در خلیج فارس برای بسیاری از خانوادههای پاکستانی با همین چیزهای کوچک خودش را نشان میدهد. نفتی که دیر میرسد، آرامآرام قیمت همه چیز را بالا میبرد.
پاکستان بیشتر انرژی خود را از خلیج فارس میگیرد. وقتی آن مسیر مختل میشود، اثرش خیلی زود به زندگی مردم میرسد.
گلوگاهی که اقتصاد را نگه میداشت
به گزارش نیویورکتایمز، بیش از ۸۵ درصد نفت خام پاکستان از عربستان سعودی و امارات میآید. همه این محمولهها از یک گذرگاه باریک عبور میکنند: تنگه هرمز؛ مسیری دریایی که خلیج فارس را به آبهای آزاد وصل میکند.
با شدت گرفتن درگیریها در منطقه، این مسیر تحت فشار قرار گرفته است. از اواخر فوریه دستکم ۱۶ کشتی—از نفتکش تا کشتی تجاری—در خلیج فارس هدف حمله قرار گرفتهاند.
وقتی چنین اتفاقی میافتد، رفتوآمد کشتیها کند میشود. بیمه بالا میرود. برخی کشتیها اصلاً حرکت نمیکنند. نتیجه ساده است: سوخت کمتر به مقصد میرسد.
در بندر کراچی، قطب اقتصادی پاکستان، بخشی از نفتکشها منتظر ماندهاند. این شهر بزرگترین دروازه ورود انرژی به کشور است.
اقتصاد پاکستان پیش از این هم وضعیت شکنندهای داشت. این کشور سالهاست با وامهای خارجی زندگی میکند؛ یعنی دولت برای پرداخت هزینههایش از بیرون پول قرض میگیرد.
قیصر بنگالی، اقتصاددان پاکستانی، میگوید:
پاکستان همین حالا هم ورشکسته است و با وام روی پا مانده. هر اختلال طولانیمدت میتواند اقتصاد آن را زمین بزند.
وقتی سوخت گران میشود
دولت پاکستان ۶ مارس قیمت سوخت را ۲۰ درصد بالا برد. هدف جلوگیری از احتکار بود؛ یعنی ذخیره کردن کالا برای فروش گرانتر در آینده.
اما گرانی سوخت خیلی سریع در زندگی روزمره دیده میشود.
بخش بزرگی از اقتصاد پاکستان به کشاورزی وابسته است. این بخش بیش از ۲۳ درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد؛ یعنی تقریباً یکچهارم کل اقتصاد کشور. ۳۷ درصد نیروی کار هم در همین بخش کار میکنند.
در آستانه برداشت محصولات، کشاورزان با یک مشکل تازه روبهرو شدهاند.
عامر حیات بهاندارا، کشاورزی از منطقه پاکپتن در پنجاب، میگوید:
استفاده از تراکتور و دیگر ماشینآلات کشاورزی در بیشتر مراحل کشت و برداشت اجتنابناپذیر است و بیشتر این ماشینها با گازوئیل کار میکنند.
وقتی گازوئیل گران میشود، شخم زدن زمین گرانتر میشود. حمل غله به بازار هم هزینه بیشتری پیدا میکند. در نهایت قیمت غذا بالا میرود.
فشار در شهرهای پاکستان
در شهرها هم اوضاع بهتر نیست. رانندگان تاکسی و ریکشا—وسیله نقلیه سهچرخی که بسیاری از مردم با آن رفتوآمد میکنند—از اولین کسانی هستند که گرانی را حس میکنند.
محمد روشن، راننده ریکشا در راولپندی، از واکنش دولت ناراضی است. او میگوید:
میتوانستند از روسیه نفت بگیرند. چرا این فرصت را بررسی نکردند؟
موج گرانی انرژی در سراسر جنوب آسیا احساس میشود. در هند بعضی رستورانها غذاهایی را که باید مدت طولانی روی شعله بپزند، از منو حذف کردهاند تا مصرف گاز کمتر شود. در یکی از شهرها حتی سوزاندن اجساد با گاز موقتاً متوقف شده است.
در بنگلادش دانشگاهها برای صرفهجویی در برق تعطیل شدهاند. در نپال هم دولت قصد دارد گاز پختوپز را سهمیهبندی کند؛ یعنی هر خانواده مقدار مشخصی دریافت کند.
اما پاکستان بیش از بقیه آسیب دیده است، چون تقریباً همه انرژی وارداتیاش از همان مسیر باریک هرمز میآید.
عیدی که آرامتر از همیشه است
در روزهایی که به عید فطر نزدیک میشود، بازارهای پاکستان معمولاً شلوغ میشوند. خانوادهها لباس میخرند و برای دیدار با اقوام سفر میکنند. امسال فضا متفاوت است.
شبیراحمد، فروشنده لباس در کراچی، میگوید:
دیگر آن شلوغی همیشگی را در بازارها نمیبینیم. او میگوید مردم پولشان را برای چیزهای ضروری نگه میدارند.
برای علیاکبر، کارمند یک شرکت املاک در اسلامآباد، بحران خیلی ملموستر شده است. درآمد ماهانهاش حدود ۴۰۰ دلار است. فقط در یک هفته، هزینه رفتوآمد فرزندانش به مدرسه از ۳۶ دلار به ۴۸ دلار رسیده است.
او تصمیم گرفته سفر عید به زادگاهش را لغو کند.
مدرسه بچهها هم قرار است چند روز آنلاین برگزار شود. اما او میگوید توان خرید لپتاپ یا تبلت ندارد. بنابراین فرزندانش احتمالاً این کلاسها را از دست میدهند.
جنگ در دورترها جریان دارد. اما اثرش در جاهایی دیده میشود که روی نقشههای جنگی وجود ندارند: در بازارهای خلوت، در مزرعههایی که سوخت گران دارند، و در خانههایی که امسال عیدشان آرامتر از همیشه است.