سلاح نامرئی ایران در تنگه هرمز
چه چیزی باعث میشود هزاران کشتی، سالم و آماده، در دریا بایستند و جلو نروند؟ نه طوفانی در کار است، نه بندری ویران شده. فقط یک احتمال. اینکه زیر آب، جایی در مسیر باریک خلیج، هیولایی نامرئی پنهان شده باشد.
این «هیولا» حالا نام دارد: مین دریایی
به گزارش فایننشیالتایمز تنگه هرمز، آبراهی باریک میان ایران و عمان، شاهرگ انرژی جهان است. در بحبوحه حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، مقامهای آمریکایی میگویند تهران در این تنگه مینگذاری کرده است. مؤسسه آمریکایی مطالعه جنگ برآورد میکند حدود ۱۰ مین در مسیر کار گذاشته شده باشد. دونالد ترامپ اما انگار آنقدرها موضوع را جدی نگرفته و از شرکتهای کشتیرانی خواسته عبور را ادامه دهند. با این حال، کشتیها گوش نمیدهند. آنها صبر میکنند.
سلاحی که دیده نمیشود
مین دریایی، بر خلاف موشک و پهپاد، سر و صدا ندارد. وسیلهای انفجاری است که در آب رها میشود و با برخورد کشتی عمل میکند. ساده است، قدیمی است و ارزان. اما درست به همین دلیل مؤثر است.
جهانگیر ای. ارسلی، پژوهشگر تهدیدهای دریایی در مؤسسه توسعه و دیپلماسی باکو، میگوید:
این ابزار خوبی برای جنگ نامتقارن است. توان متعارف از بین رفته، اما این توان نامتقارن را دارند.
جنگ نامتقارن یعنی ضربه بزرگ با ابزار کوچک.
به گفته او، نیروی دریایی آمریکا از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون با مینهایی روبهرو بوده که طبق گزارشی از مؤسسه نیروی دریایی آمریکا، بیش از هر ابزار تهاجمی دیگری به کشتیها آسیب زدهاند. یعنی تجربه، ترس را تأیید میکند.
چگونه مینها کار گذاشته میشوند
ارتش آمریکا اعلام کرده شناورهای ایرانیِ طراحیشده برای مینگذاری را منهدم کرده است. پیشتر هم از نابودی یک زیردریایی کلاس «کیلو» ایران خبر داده بود؛ زیردریاییای که گمان میرفت توان شلیک مین داشته باشد.
اما روش اصلی ایران جای دیگری است. مینها اغلب با غواصان و قایقهای کوچک کار گذاشته میشوند؛ قایقهایی شبیه ماهیگیری معمولی. در شلوغی خلیج فارس، تشخیصشان تقریباً ناممکن است. نوعی نیروی دریایی غیررسمی که در ازدحام ناپدید میشود.
ایران همچنین مینهای چسبان دارد؛ مواد انفجاری کوچکی که غواصان میتوانند مستقیم به بدنه کشتیها وصل کنند. ارسلی میگوید هدف این مینها لزوماً غرق کردن کشتی نیست، چون «هدف اصلی آنها اخلال» است. اخلال یعنی توقف، حتی بدون انفجار.
وقتی ترس، اقتصاد را نگه میدارد
همین اخلال حالا اتفاق افتاده است. هزاران کشتی در انتظار عبوری امن، لنگر انداختهاند. وقتی کشتیها حرکت نکنند، نفت دیر میرسد. وقتی نفت دیر برسد، قیمت بالا میرود؛ یعنی انرژی گران میشود، و انرژی همان چیزی است که قیمت خیلی چیزهای دیگر را تعیین میکند.
در واشنگتن، فشار برای راهاندازی اسکورت دریایی بیشتر شده است؛ یعنی ناوهای جنگی کشتیهای تجاری را همراهی کنند. ترامپ گفته این گزینه در حال بررسی است، اما پنتاگون هنوز نشانهای از صدور مجوز نداده.
در چنین عملیاتی، شناورهای ویژه جلوتر میروند و با سونار—نوعی رادار صوتی زیر آب—مینها را پیدا میکنند و یکییکی خنثی میسازند. کاری کند، پرهزینه و پرریسک.
آناس الحجی، شریک مدیریتی مؤسسه Energy Outlook Advisors، میگوید:
این مینها حتی میتوانند برای بازداشتن آمریکا از حمله زمینی هم به کار بروند. یعنی اثرشان فقط اقتصادی نیست؛ تصمیمساز است.
درنهایت مینها شاید هرگز منفجر نشوند. اما کار خودشان را کردهاند. جنگ، بیصدا، از زیر آب بالا آمده و به زندگی عادی نزدیک شده است. جایی که توقف، گاهی از انفجار هم مؤثرتر است.