نوبل اقتصاد ۲۰۲۶ به رابرت هال و مایکل وودفورد رسید؛ پژوهشگرانی که نشان دادند انتظارات مردم از آینده نقش کلیدی در کنترل رکود و تورم دارد.
به گزارش زومان، نوبل اقتصاد ۲۰۲۶ به دو اقتصاددان آمریکایی رسید که بخش بزرگی از عمرشان را صرف پاسخ پرسشی کردند که اقتصاد ایران سالهاست با آن درگیر است: چگونه میتوان جلوی شدیدترشدن رکود و تورم را گرفت؟
«رابرت هال» از دانشگاه استنفورد و «مایکل وودفورد» از دانشگاه کلمبیا، برندگان امسال نوبل، سالها تلاش کردهاند بفهمند تصمیمهای روزمره مردم چگونه میتواند مسیر اقتصاد یک کشور را تغییر دهد.
آکادمی نوبل دلیل اعطای جایزه به این دو اقتصاددان را «مبانی خرد ثباتبخشی به اقتصاد کلان» اعلام کرده است. این جایزه نشان میدهد اقتصاددانها که تا کنون بیشتر به عددها نگاه میکردند به تدریج فهمیدهاند یک عامل دیگر هم در مسیر اقتصاد یک کشور مهم است: آنچه در ذهن مردم میگذرد.
محور کلیدی پژوهشهای هال و وودفورد این است: اقتصاد را باید از تصمیمهای ساده خانوادهها و بنگاهها فهمید.
رابرت هال و راز مصرف مردم
نظریه رابرت هال را میتوان با مثالی ساده توضیح داد که برای جامعه ایران کاملا قابل درک است.
فرض کنید میدانید از ماه بعد حقوقتان کم میشود. یا میدانید قیمتها بالا میروند و حقوقتان همانقدر میماند، یعنی قدرت خریدتان کمتر میشود. آیا منتظر میمانید تا آن روز برسد و بعد کمربند را سفت کنید؟ نه. احتمالا از همین امروز هزینههایتان را کم میکنید. سفر را عقب میاندازید. خرید بزرگ را کنار میگذارید. وقتی روز موعود میرسد، رفتارتان دیگر تغییری نمیکند، چون خبر را از قبل داشتید.
رابرت هال در مقالهای در سال ۱۹۷۸ همین نکته را جدی گرفت. مردم دوست دارند زندگیشان یکنواخت بماند. پس خرجشان را با آیندهای که انتظار دارند هماهنگ میکنند، نه فقط با حقوق این ماه.
پیام برای سیاستگذار روشن بود: مردم جلوتر از رویدادها حرکت میکنند. اثر هر سیاست به برداشت آنها از فردا بستگی دارد.
وودفورد؛ تورم فقط به تصمیم بانک مرکزی بستگی ندارد
مایکل وودفورد، اقتصاددان ۷۱ ساله آمریکایی و استاد دانشگاه کلمبیا، بخش بزرگی از فعالیت علمی خود را صرف بررسی سیاستهای بانک مرکزی کرده است.
اقتصاد را جعبهای تصور کنید با سه عقربه: قیمتها، بیکاری و رشد. مدلهای قدیمی فقط عقربهها را نگاه میکردند. تا وقتی اوضاع آرام بود، جواب میداد. اما شوکهای دههی ۱۹۷۰ که آمد، رابطهها به هم ریخت. مایکل وودفورد در جعبه را باز کرد و به داخل آن، یعنی خانوارها، کارگرها، فروشندهها نگاه کرد. هر کدام با نگاه به فردا تصمیم میگیرند.
ایده اصلی وودفورد این بود که بانک مرکزی فقط با تغییر نرخ بهره نمیتواند بر اقتصاد اثر بگذارد. آنچه مردم درباره آینده اقتصاد باور دارند نیز بسیار مهم است.
برای درک اهمیت این موضوع، یک تولیدکننده را تصور کنید که انتظار دارد قیمت مواد اولیه در ماههای آینده افزایش پیدا کند. این تولیدکننده ممکن است از همین امروز قیمت محصولاتش را بالا ببرد.
به این ترتیب، ترس از گرانی آینده میتواند به افزایش قیمتهای امروز دامن بزند. وودفورد نشان داد که انتظارات مردم از تورم آینده، خود یکی از عوامل اثرگذار بر تورم امروز است.
او در پژوهشهای خود توضیح داد که بانک مرکزی چگونه میتواند از همین سازوکار برای مدیریت اقتصاد استفاده کند.
اگر بانک مرکزی بتواند مردم را متقاعد کند که تورم در آینده کاهش مییابد، انتظارات تورمی نیز ممکن است تعدیل شود. البته چنین وعدهای فقط زمانی مؤثر است که مردم به تصمیم بانک مرکزی اعتماد داشته باشند.
نسخه نوبلیستها برای مورد اقتصاد ایران چیست؟
این پژوهشها آینهای آشنا درباره اقتصاد ایران دارند.
یکی از مهمترین درسهای پژوهش وودفورد این است که کنترل تورم بدون جلب اعتماد مردم بسیار دشوار خواهد بود.
مثلا اگر بانک مرکزی وعده کاهش تورم بدهد، اما همزمان دولت برای جبران کسری بودجه به منابع بانکی متکی باشد و حجم پول همچنان با سرعت زیادی افزایش یابد، مردم این وعده را جدی نمیگیرند.
در چنین شرایطی، حتی وعده کاهش تورم نیز نمیتواند جلوی افزایش تقاضا برای دلار، طلا یا کالاهایی را بگیرد که مردم برای حفظ ارزش دارایی خود میخرند.
در ایران قیمتگذاری اغلب از فردا شروع میشود، نه از دیروز. فروشنده کالا را با دلار فردا حساب میکند. خریدار هم این را میداند. برای همین پولش را نگه نمیدارد. طلا، ارز، خودرو یا ملک میخرد. هر کدام از این تصمیمها برای صاحبش عاقلانه است. جمعشان اما همان تورمی را میسازد که از آن میترسند.
رکود هم از همینجا آب میخورد. صاحب کسبوکار نمیداند هزینه ماه بعدش چقدر است. پس سرمایهگذاری را عقب میاندازد و کسی را استخدام نمیکند.
به زبان نوبلیستها، اقتصاد گرفتار انتظارهای منفی از آینده شده است.
نسخه این نگاه معجزه نیست. اعتبار است. باوری که مردم باید به سیاستها و سیاستگذاران داشته باشند.
البته همهی دردها را نمیشود به انتظارها نسبت داد. تحریم، کسری بودجه و شوکهای بیرونی هم سر جایشان هستند. اما این نوبلیستها پرسشی مهم را روی میز میآورند: مردم فردا را چگونه میبینند؟
نوبل ۲۰۲۶ یادآوری کرد که پشت اعداد و شاخصهای اقتصادی، تصمیم آدمها، با نگاه به فردا قرار دارد.
نسخه این نوبلیستها برای اقتصادی مثل ایران احتمالا این است: مهار رکود و تورم بدون بازگرداندن باور به فردا دشوار است.