یک نسل در حال عقبگرد؛ اقتصاد، جوانان را به خانه والدین برگرداند
در اقتصاد، بعضی واژهها زمانی متولد میشوند که یک پدیده آنقدر فراگیر شود که دیگر نتوان آن را با واژههای قدیمی توضیح داد. «نسل بومرنگ» یکی از همین اصطلاحهاست؛ عنوانی که اقتصاددانان و رسانهها برای جوانانی به کار میبرند که پس از ترک خانه و تجربه زندگی مستقل، دوباره به خانه والدین بازمیگردند.
بلومبرگ در گزارشی تازه میگوید سهم جوانان آمریکایی که با پدر و مادر خود زندگی میکنند، دوباره به سطحی نزدیک به دوران همهگیری کرونا رسیده است. اما این بار، برخلاف سال ۲۰۲۰، یک بحران ناگهانی عامل این بازگشت نیست. مجموعهای از فشارهای اقتصادی، از گرانی مسکن و تورم گرفته تا ضعف بازار کار و بدهیهای دانشجویی، استقلال مالی را برای بسیاری از جوانان دشوار کرده است.
چرا «بومرنگ»؟
بومرنگ وسیلهای است که پس از پرتاب دوباره به نقطه آغاز بازمیگردد. این اصطلاح نیز به همین دلیل انتخاب شده است؛ جوانانی که خانه والدین را ترک میکنند، مدتی مستقل زندگی میکنند، اما فشارهای اقتصادی آنها را دوباره به همان خانه بازمیگرداند.
در ادبیات اقتصادی، این فقط یک تغییر در محل زندگی نیست؛ بلکه شاخصی از آن است که هزینه استقلال از توان مالی یک نسل جلو زده است. وقتی اجاره مسکن، هزینههای روزمره و قیمت خدمات سریعتر از درآمدها رشد میکند، نخستین قربانی، استقلال اقتصادی جوانان است.
هزینهای که فقط جوانان نمیپردازند
بازگشت به خانه، فقط مشکل جوانان نیست. بلومبرگ به پیامد دیگری هم اشاره میکند؛ فشار مالی بر والدین.
خانوادهای که تصور میکرد وارد دورهای با هزینههای کمتر شده، ناگهان دوباره باید بخشی از مخارج یک فرزند بزرگسال را تأمین کند. هزینه خوراک، انرژی، درمان و حتی برنامهریزی برای دوران بازنشستگی، همگی تحت تأثیر این بازگشت قرار میگیرند.
به همین دلیل، بسیاری از مشاوران مالی در آمریکا توصیه میکنند خانوادهها درباره مدت اقامت، سهم هر فرد از هزینهها و برنامه بازگشت به زندگی مستقل، از همان ابتدا توافق روشنی داشته باشند تا یک راهحل موقت به وابستگی دائمی تبدیل نشود.
پدیدهای که در ایران نام ندارد
در ایران، اصطلاح «نسل بومرنگ» هنوز وارد ادبیات عمومی و حتی ادبیات اقتصادی نشده است؛ اما این به معنای نبودن پدیده نیست. بسیاری از تحولات اقتصادی سالهای اخیر، بهویژه فشار فزاینده بر بازار اجاره، کاهش درآمد واقعی و تضعیف بازار کار، شرایطی ایجاد کرده که بازگشت برخی جوانان به خانه والدین بیش از گذشته به چشم میآید.
پس از جنگ ۴۰ روزه نیز، فشار بر بازار کار و معیشت خانوارها تشدید شد. آمارهای رسمی از افزایش نرخ بیکاری نسبت به دوره قبل حکایت دارد و بسیاری از کسبوکارهای کوچک نیز با کاهش فعالیت روبهرو شدند. در چنین فضایی، حفظ یک زندگی مستقل برای بخشی از جوانان دشوارتر از گذشته شده است.
شاید هیچ نهادی این روند را با عنوان «نسل بومرنگ» اندازهگیری نکند، اما واقعیت این است که پدیده، حتی بدون نام، در حال شکلگیری است.
مسئلهای که زیر سایه بحرانهای بزرگتر مانده است
در ایران معمولاً توجه افکار عمومی و سیاستگذاران به ابرچالشهایی مانند تورم، نرخ ارز، رشد اقتصادی یا کسری بودجه معطوف میشود. در این میان، تغییراتی که در زندگی روزمره مردم رخ میدهد، کمتر موضوع بحث قرار میگیرد.
«نسل بومرنگ» یکی از همین تغییرات است؛ پدیدهای که شاید در آمارهای کلان چندان دیده نشود، اما در خانههای بسیاری قابل مشاهده است. بازگشت فرزندان به خانه والدین، تنها یک تصمیم خانوادگی نیست؛ نشانهای از آن است که اقتصاد، مسیر طبیعی استقلال یک نسل را تغییر داده است.
فراتر از یک اصطلاح
«نسل بومرنگ» فقط یک واژه جامعهشناختی نیست؛ معیاری است برای سنجش اینکه اقتصاد تا چه اندازه بر سبک زندگی اثر گذاشته است. شاید امروز مهمترین پرسش این نباشد که این اصطلاح چه زمانی وارد ادبیات ایران میشود؛ بلکه این باشد که آیا اقتصاد ایران، پیش از آنکه نامی برای این پدیده پیدا کند، خود آن را تجربه میکند؟