امروز برای خرید یک بستنی قیفی باید یک یا دو دلار پرداخت کنید، ولی ۶۰ سال پیش وضعیت فرق می کرد و قیمت یک بستنی فقط حدود سه سنت بوده است.
این یک مثال کلاسیک برای توضیح تورم در اقتصاد است، توضیح اینکه قیمتها در هر اقتصادی در طول زمان افزایش مییابند و تورم را میسازند. اما شاید برای ما که در ایران زندگی میکنیم، لمس تورم نیاز به یک دوره ۶۰ ساله ندارد و با عمر کم هم میتوان تورم را در ایران فهمید؛ ۶ سال هم کافی است، حتی ۶ ماه. مثلا ۶ ماه پیش قیمت یک ماست چقدر بود و الان چقدر است؟
حالا تورم چیست؟
تصور کنید یک سبد از چیزهایی دارید که هر روز میخریم: خوراکیها، لباس، بنزین، قبض اینترنت، هزینه اسنپ و ... همه را در سبد قرار دهید. تورم یعنی بالا رفتن قیمت کل این سبد.
پس اگر فقط قیمت ماست ۱۰۰ درصد بالا رود، نمیتوانیم بگوییم تورم ۱۰۰ درصد شده! چون ماست تنها چیزی نیست که میخریم. باید ببینیم قیمت باقی سبد هم چقدر تغییر کرده است. میانگین تغییرات قیمتی در کل این سبد، مشخص کننده تورم است.
محاسبات تورم چگونه انجام میشود؟
نهادهای محاسبه کننده تورم، مثل مرکز آمار یا بانک مرکزی یک سبد معیار درست میکنند و قیمت میانگین آن سبد را هر ماه حساب میکنند و از تغییراتش به تورم میرسند.
برای این کار از متری به نام شاخص قیمت مصرفکننده استفاده میشود. در واقع این شاخص نماینده قیمت کل آن سبد میشود. این سبد هم به شکل رندم انتخاب نمیشود، هر کالایی یک سهم مشخص در آن دارد. میتوانیم این سبد را شبیه سفرهای در نظر بگیریم که هر گوشهاش یک کالا است. نهادهای محاسبه کننده، رفتار ما مردم را برای چینش این سفره در نظر میگیرند؛ مثلاً میفهمند که هر خانواده بیشتر پولش را صرف خوراکیها میکند تا لباس. پس به خوراکیها سهم بیشتری میدهند.
در سبد در نظر گرفته شده در مرکز آمار، سهم کل کالاهای خوراکی معادل ۲۷ درصد از کل سبد است، یا سهم گوشت قرمز ۵.۶ درصد از کل سبد است.
دقیقا بخاطر همین سهم است که اگر قیمت ماست یا گوشت در یک ماه ۱۰۰ درصد هم بیشتر شود، تورم لزوما ۱۰۰ درصد نمیشود، بلکه تنها به اندازه سهم آن کالا در سبد، تورم رشد میکند. هر کالایی که مردم بیشتر مصرف کنند، اثرش بر تورم اعلامی بیشتر است. در سبدی که مرکز آمار در نظر میگیرد، بیشترین سهم را اجاره مسکن دارد(تقریبا ۳۳ درصد از کل سبد). پس اگر اجاره مسکن رشد قیمت بیشتری داشته باشد، اثرش از خوراکی بیشتر است.
این بر اساس میانگین رفتار مصرفکنندگان ایرانی است؛ طبیعتا هر خانوادهای که رفتار متفاوتی از میانگین داشته باشد، تورم متفاوتی هم حس خواهد کرد.
شاید بپرسید که چرا وقتی دلار گران میشود تورم چندان تغییر نمیکند؟ نکته اینجاست که در این سبد، صرفا اقلام مصرفی خانوار در نظر گرفته میشود، نگاهی به این فهرست بیاندازید:
- خوراکی ها و آشامیدنیها
- دخانیات
- مسکن و آب و برق و گاز
- پوشاک و کفش
- مبلمان و لوازم خانگی
- بهداشت و درمان
- حمل و نقل
- ارتباطات
- تفریح و فرهنگ
- آموزش
- هتل و رستوران
خبری از دلار و سکه در این فهرست نیست. چون اقلام مصرفی محسوب نمیشوند. اما همین دو، به طور غیرمستقیم میتوانند اثر کنند. مثلا قیمت خودرو یا لوازم خانگی اثر زیادی از قیمت دلار میپذیرد. با اینحال این یک اثر غیرمستقیم است و نه مستقیم. به همین دلیل وقتی دلار گران میشود، مردم نسبت به آمارهای رسمی اعلام شده، تورم بیشتری احساس میکنند.
انواع تورم
تورم یک قید دیگر هم دارد: زمان. به طور کلی همه این محاسبات برای یک دوره زمانی مشخص است. میانگین قیمتها را به طور ماهانه حساب میکنند و وقتی تغییراتش را نسبت به ماه قبل بسنجند، اسمش میشود تورم ماهانه.
شاخص قیمت مصرفکننده: کمیتی است که متوسط (میانگین موزون) تغییرات قیمت کالاها و خدمات (اقلام) مصرفی خانوارها را نسبت به یک زمان مشخص اندازهگیری میکند.
اگر نسبت به ماه مشابه سال قبل مقایسه شود، تورم نقطه به نقطه به دست میآید: مثل تغییرات میانگین قیمتها(شاخص قیمت) در دی ماه امسال نسبت به دی ماه پارسال.
آن تورمی که معمولا از زبان سیاستمداران میشنویم و بیشتر رایج است، تورم سالانه است که محاسبهاش نسبت به دو مورد اول کمی پیچیدهتر است؛ به این شکل که تغییرات دوازده ماه اخیر نسبت به دوازده ماه قبلی را میسنجد. اگر برای زمان حاضر بخواهیم حساب کنیم تورم سالانه میشود: تغییرات شاخص قیمت مصرفکننده در دوازده منتهی به دی ماه ۱۴۰۴، نسبت به دوازده ماه منتهی به دی ماه ۱۴۰۳. تورم سالانه یک حافظه ۲۴ ماهه در دل خود دارد.
شما تا چه میزان تورم اعلامی را به تورمی که حس میکنید، نزدیک میدانید؟