پرش به محتوای اصلی

راز رشد ۲۵ اقتصاد جهان؛ کدام کشورها پولدار شدند؟

مطالعه ۶ دقیقه
آسمان‌خراش‌های شهر شانهای (Shanghai) در کنار برج اورینتال پرل

جهان در ۳۵ سال نزدیک به دو برابر ثروتمندتر شد. رشد بزرگ یک فرمول واحد نداشت؛ اما تقریباً همه یک کار کردند: اتصال به بازارهای بزرگ‌.

به گزارش زومان، در ۳۵ سال گذشته که اقتصاد ایران سرشار از فراز و نشیب بوده، برخی کشورها به سرعت رشد کرده‌اند و اقتصاد خود را چندین برابر بزرگ کرده‌اند. کشورهایی که برخی از آن‌ها انقدر کوچک هستند که نام آن‌ها را احتمالا کمتر شنیده‌اید.

مسیر پیشرفت متفاوت بوده است. بعضی از این کشورها کارخانه ساختند، بعضی کشورها مسافر جذب کردند، بعضی هم ناگهان زیر آب‌های ساحلی‌شان نفت پیدا کردند.

فهرست ۲۵ کشور پیشتاز رشد تولید سرانه در فاصله ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۵، نقشه همین فرصت‌هاست. کل اقتصاد جهانی در این بازه حدود ۹۴ درصد رشد کرده است. ایران نیز در این مدت رشد کرده؛ اما فاصله‌اش با سرعتی خیلی کمتر.

اما رمز پیشرفت این کشورها چه بوده است؟

موتورهای رشد؛ از نفت تا رودخانه

گویان کشوری کوچک در آمریکای جنوبی با کمتر از یک میلیون جمعیت، با رشد ۱۵۴۹ درصدی در صدر ایستاده و پرسرعت‌ترین اقتصاد جهانی در ۳۵ سال گذشته بوده است. تولید سرانه این کشور حدود ۵.۱۶ برابر شده است.

موتور اصلی جهش این کشور، کشف و استخراج نفت فراساحلی بود. تولید نفت از ۲۰۱۹ آغاز شد. ورود چنین صنعتی به کشوری با کمتر از یک میلیون نفر جمعیت، اندازه اقتصاد را به ‌سرعت دگرگون کرد.

گینه استوایی کشور کوچک آفریقایی نیز بخش بزرگی از جهش خود را مدیون نفت است. درآمد سرانه این کشور ۱۱۲۸ درصد بیشتر شد. توسعه صنعت نفت، تولید و درآمد دولت را به ‌سرعت افزایش داد و هزینه‌کرد برای زیرساخت بالا رفت. البته این رشد با بهبود زندگی مردم همراه نشد. بانک جهانی در ارزیابی فقر این کشور گزارش کرده که با وجود ثروت نفتی، نزدیک به نیمی از جمعیت زیر خط فقر ملی زندگی می‌کنند.

بوتان در جنوب آسیا از رودخانه‌هایش درآمد ساخت. سدها و صادرات برق به هند، ستون مهم رشد آن شدند. لائوس نیز روی برق‌آبی و فروش برق به همسایگان حساب باز کرد. در این کشورها طبیعت به فرصت اقتصادی تبدیل شد.

کشورهایی که وارد زندگی روزمره ما شدند

داستان چین از جنس دیگری است. اقتصاد این کشور با رشد ۱۴۰۴ درصدی دومین اقتصاد سریع جهان در این سه دهه بوده است.

اصلاحات اقتصادی، کارخانه‌های صادراتی، جذب سرمایه و فناوری خارجی و انتقال نیروی کار به فعالیت‌های پربازده‌تر، تولید را گسترش داد. چین هم کالای بیشتری فروخت، هم به ‌تدریج توان ساخت کالاهای پیچیده‌تر را به دست آورد و حالا در بسیاری از بخش‌های اقتصادی یکی از قدرت‌های اصلی جهان شده است.

ویتنام همین فرصت را در مقیاسی کوچک‌تر دنبال کرد. اصلاحات داخلی و ورود شرکت‌های خارجی، آن را به کارخانه جهان تبدیل کرد. بانک جهانی، سرمایه‌گذاری خارجی با هدف صادرات را یکی از پایه‌های موفقیت اقتصادی سه دهه گذشته این کشور می‌داند.

بنگلادش با پوشاک برای خود جایگاهی ساخت. سریلانکا نیز از پوشاک و خدمات گردشگری بهره برد.

یک کارخانه تولید پوشاک در بنگلادش

کشورهایی که خدمات فروختند

هند علاوه بر صنعت، بر خدمات تکیه کرد؛ مسیری که نشان می‌دهد صادرات همیشه به کشتی و کانتینر نیاز ندارد. یک خدمت نیز می‌تواند برای مشتری خارجی درآمد بسازد. اصلاحات دهه ۱۹۹۰ این کشور، محدودیت‌های فعالیت اقتصادی را کاهش داد. اقتصاد این کشور در ۳۵ سال گذشته ۳۶۹ درصد بزرگ‌تر شده است.

کره‌جنوبی با سرمایه‌گذاری پیوسته در آموزش، زیرساخت و فناوری جلو رفت. ترکیه از صنعت متنوع، موقعیت جغرافیایی و ارتباط با شبکه تولید اروپا استفاده کرد. اندونزی نیز ترکیبی از سرمایه‌گذاری، تولید و صادرات را پیش برد. این کشورها یک نسخه واحد نداشتند؛ اما توانستند ظرفیت داخلی را به بازار بزرگ‌تری متصل کنند.

هندوراس هم از صادرات، از جمله پوشاک و محصولات کشاورزی، و توسعه خدمات بهره برد.

بنابراین رشد اقتصادی فقط از فروش منابع نمی‌آید. می‌توان برای نیروی کار، مهارت و محصول داخلی نیز مشتری جهانی پیدا کرد.

نمایی از شهر جاکارتا پایتخت اندونزی

بعضی‌ها ساحل فروختند، بعضی‌ها آینده‌ای قابل اعتماد

کیپ‌ورد، موریس و دومینیکن از گردشگری درآمد ساختند. ورود مسافر، تقاضا برای هتل، رستوران، حمل‌ونقل و خدمات محلی ایجاد کرد.

پاناما از موقعیتش در تجارت جهانی و کانال مشهورش بهره برد. مالت نیز گردشگری، خدمات حرفه‌ای و کسب‌وکارهای آنلاین را توسعه داد. برای این اقتصادهای کوچک، مشتری خارجی راهی بود تا محدودیت بازار داخلی را پشت سر بگذارند.

در اروپا، لهستان نمونه رشد با اصلاحات اقتصادی است. گذار به اقتصاد بازار و عضویت در اتحادیه اروپا، دسترسی به سرمایه و بازار را تقویت کرد.

آلبانی از گذار اقتصادی، خدمات و گردشگری بهره برد. ارمنستان نیز خدمات، ساخت‌وساز و فناوری اطلاعات را گسترش داد.

بوسنی‌وهرزگوین داستان بازسازی دارد. جنگ اقتصادش را ویران کرد و بازسازی، بخشی از رشد بعدی را ساخت. بنابراین جایگاه آن را باید با توجه به تاریخ جنگ و مبنای زمانی داده‌ها تفسیر کرد.

ایرلند هم سرمایه و شرکت‌های چندملیتی جذب کرد؛ حساب‌های این شرکت‌ها تولید ناخالص داخلی را چنان تحت تأثیر قرار می‌دهد که اداره آمار ایرلند شاخص مکملی برای سنجش اقتصاد داخلی منتشر می‌کند.

نمای هوایی شهر ساحلی کیپ ورد

کشورهایی که رشد پایدار نداشتند

میانمار و اتیوپی یادآوری می‌کنند که رشد گذشته، آینده را تضمین نمی‌کند.

میانمار با وجود افزایش بلندمدت تولید (۵۶۳ درصد در ۳۵ سال)، در سال‌های اخیر گرفتار جنگ و بی‌ثباتی شده است. در این کشور به‌ویژه در فاصله ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۹، اصلاحات، کاهش تحریم‌ها و امید به ثبات، تجارت و سرمایه‌گذاری را تقویت کرد. خدمات و فعالیت‌های تولیدی گسترش یافتند. با این حال ولی درگیری و بی‌ثباتی سیاسی بخش مهمی از دستاوردها را عقب رانده است.

اتیوپی با سرمایه‌گذاری دولتی در زیرساخت پیش رفت، اما بدهی و محدودیت فعالیت بخش خصوصی، ضعف‌های آن مسیر را آشکار کرد و ادامه آن را دشوار کرد.

ایران؛ رشدی کمتر از جهان

رشد سرانه ایران در این بازه ۳۵ ساله، ۷۴ درصدی رشد کرده است؛ یعنی تولید سرانه‌اش کمتر از ۲ برابر شده است.

به عبارت دیگر رشد اقتصاد ایران ۲۰ واحد درصد کمتر از میانگین جهانی بوده است.

تفسیر این فاصله فقط با یک علت ممکن نیست. تحریم‌ها تجارت و سرمایه‌گذاری را در این سال‌ها به شدت دشوار کردند. در داخل نیز مشکلات ساختاری و کمبود آب و انرژی، فعالیت اقتصادی را محدود کردند. بانک جهانی این فشارها را در ارزیابی اقتصاد ایران برجسته کرده است.

تجربه کشورهای پیشتاز جهانی در رشد رفاه اقتصادی یک موضوع را نشان می‌دهد: برای پیشرفت اقتصادی فقط برخورداری از منابع کافی نیست. بلکه به ثبات و استمرار نیاز دارد. کارخانه باید بتواند برق بگیرد، مواد اولیه بخرد، پول مشتری را دریافت کند و برای سال بعد برنامه داشته باشد. وقتی این زنجیره مرتب قطع شود، حتی سال‌های خوب نیز نمی‌توانند برای طولانی‌مدت آینده‌ای بهتر بسازند.

به محتوای این مطلب چه امتیازی میدی؟

نظر شما برامون مهمه و به بهتر شدن کیفیت مطالب کمک می‌کنه.

۱ - بسیار بد۱۰ - بسیار خوب

نظرات