فرض کنید هر صبح مغازه را باز می‌کنید، اما مشتری کمتر از روز قبل می‌آید. یک روز برق مشکل دارد، یک روز مواد اولیه نمی‌رسد، روز دیگری هم جاده و بازار به‌هم می‌ریزد. با این حال، بدترین روز لزوماً روزی نیست که مغازه بسته باشد؛ ممکن است روزی باشد که مغازه باز است، اما چیزی برای فروش و مشتری برای خرید وجود ندارد.

اقتصاد ایران هم حالا در وضعیتی شبیه همین قرار گرفته است. بر اساس برآوردهای ماهانه پژوهشکده پولی و بانکی، اقتصاد کشور هفت ماه است که رشد نکرده و چند ماه از این دوره با افت‌های سنگین فعالیت اقتصادی گذشته است. اما اگر بخواهیم فقط یک سؤال بپرسیم، سؤال این است: فکر می‌کنید مهم‌ترین ضربه را به اقتصاد ایران چه اتفاقی زده است؟

از دی شروع شد، به جنگ رسید

به گزارش زومان، هم‌زمان با اعتراضات دی‌ماه و قطعی اینترنت، روند رشد اقتصادی ایران متوقف شد و در ماه‌های بهمن و اسفند به منفی ۵ درصد رسید. در فروردین‌ماه نیز با تداوم سایه جنگ بر اقتصاد، رشد اقتصادی به منفی ۹.۵ درصد کاهش یافت. در این میان، بخش صنایع و معادن غیرنفتی با افت حدود ۲۳.۹ درصدی بیشترین آسیب را دید؛ به‌طوری‌که شرایط موجود، ادامه فعالیت عادی واحدهای تولیدی را با دشواری روبه‌رو کرد. خسارات ناشی از دوران جنگ و صدمات واردشده به صنایع پتروشیمی و فولاد از عوامل اصلی بروز این وضعیت به شمار می‌رود.

اما قصه در اردیبهشت شکل دیگری پیدا کرد. جنگ فروکش کرده بود، اما یک مشکل تازه سر راه قرار گرفت: محاصره دریایی. در همان ماه، رشد اقتصادی به منفی ۱۳.۸ درصد رسید؛ بدترین رقم در میان ماه‌های مورد بررسی. صنایع و معادن ۲۹.۷ درصد کوچک شدند، خدمات ۹ درصد افت کرد و بخش نفت نیز با کاهش ۲۰.۲ درصدی روبه‌رو شد.

این اعداد را اگر کنار هم بگذاریم، تصویر روشن‌تر می‌شود. در فروردین، جنگ مستقیماً به بخشی از ظرفیت تولید ضربه زد؛ اما در اردیبهشت، حتی وقتی صدای جنگ کمتر شده بود، اقتصاد همچنان زمین می‌خورد. چرا؟

یک اقتصاد فقط کارخانه سالم نمی‌خواهد. مواد اولیه هم باید برسد، کالا باید جابه‌جا شود، صادرات باید انجام شود، واردات باید وارد کشور شود و پول باید در چرخه کسب‌وکار بچرخد. وقتی مسیرهای دریایی مختل می‌شود، زنجیره‌ای از اتفاق‌ها می‌تواند پشت سر هم شکل بگیرد. البته که بخشی از ترکش‌های جنگ هم احتمالا اثرشان را با تاخیر در اردیبهشت نشان دادند.

گزارش پژوهشکده پولی و بانکی نیز برای برآورد وضعیت اقتصاد از داده‌هایی مانند تراکنش‌های شاپرک، حمل‌ونقل جاده‌ای، تولید نفت و اطلاعات تولید و فروش شرکت‌های بورسی استفاده کرده است؛ یعنی افتی که در این اعداد دیده می‌شود، فقط داستان یک شاخص روی کاغذ نیست.

وقتی محاصره از کارخانه به جیب مردم رسید

اوضاع اقتصاد خرداد کمی بهتر شد، اما «بهتر» اینجا یعنی افت کمتر، نه رشد. رشد اقتصادی خرداد منفی ۱۲.۱ درصد بود؛ صنایع و معادن ۲۶.۲ درصد و نفت ۱۷.۶ درصد کاهش داشتند. تیر هم با بهتر شدن اوضاع سیاسی و رفع محاصره دریایی، شرایط کمی سبک‌تر شد، اما رشد اقتصادی همچنان منفی ۵.۶ درصد باقی ماند.

تصور کنید یک تولیدکننده می‌خواهد سفارش جدید بگیرد. اگر مواد اولیه دیر برسد، هزینه حمل بالا برود یا امکان فروش محصول دشوار شود، حتی اگر خود کارخانه سالم باشد، تولیدش می‌تواند پایین بیاید. فروشگاه هم وقتی کالا کمتر به دستش می‌رسد یا مشتری قدرت خرید کمتری دارد، کمتر می‌فروشد. بعد همین افت فروش، خودش را در آمار خدمات و مالیات و درآمد کسب‌وکارها نشان می‌دهد.

داده‌ها البته ثابت نمی‌کنند که تمام این افت فقط نتیجه محاصره دریایی بوده است. جنگ، اختلال‌های دیگر و ضعف‌هایی که اقتصاد ایران پیش از این دوره با آنها روبه‌رو بوده نیز در تصویر حضور دارند.

هفت ماه بدون رشد؛ جواب سؤال اول کجاست؟

حالا می‌شود به سؤال اول برگردیم: مهم‌ترین ضربه چه بود؟

جنگ ضربه زد؛ آمار فروردین آن را نشان می‌دهد. اقتصاد هنوز از شوک جنگ بیرون نیامده بود که در انتهای فروردین محاصره هم اضافه شد. بعد هم در خرداد و تیر، با وجود اندکی بهتر شدن شرایط، رشد همچنان منفی ماند.

برای همین، در این مجموعه داده‌ها محاصره دریایی مهم‌ترین نقطه فشار به اقتصاد ایران به نظر می‌رسد؛ نه به این معنا که تنها علت رکود بوده، بلکه چون شدیدترین افت فعالیت اقتصادی در همان مقطع ثبت شده و همزمان بخش‌های مختلف اقتصاد، از صنعت و خدمات تا نفت، با افت مواجه شده‌اند.