در بهار امسال، انگار مسیر خانه و کارخانه یکی شد. خیلی از کارخانهها با همان مشکلی روبهرو شدند که مردم هم در زندگی روزمره میدیدند: قرار بود کار طبق روال معمول جلو برود، اما جنگ همهچیز را به هم زد. بعضی واحدها هم در کنار خانهها آسیب دیدند و برای مدتی از مدار تولید خارج شدند، بعضی با اختلال در تأمین مواد و جابهجایی کالا روبهرو شدند و بعضی دیگر، اگر هم موفق به تولید میشدند، مشتری کمتری داشتند.
این تفاوتها حالا در آمارهای تولید صنعتی دقیقتر دیده میشود. دادههای جدید پژوهشکده پولی و بانکی نشان میدهد سه ماه جنگ و محاصره دریایی فقط یک عدد منفی روی رشد اقتصادی به جا نگذاشته؛ در صنایع مختلف، اثر آن شکلهای متفاوتی داشته است.
صنعت ایران در بهار به عقب برگشت
به گزارش زومان، در روزهای اخیر مرکز آمار ایران یک تصویر کلی از وضعیت صنعت ارائه داد: رشد بخش صنعت در بهار امسال منفی ۲.۵ درصد بوده است. به زبان ساده، تولید صنعتی کشور نسبت به بهار سال گذشته حدود ۲.۵ درصد کمتر شده است.
اما اهمیت این عدد فقط در منفی بودن آن نیست. اگر بهار امسال را با بهار سالهای قبل مقایسه کنیم، این ضعیفترین رشد بخش صنعت در حدود ۱۱ سال گذشته است. یعنی صنعت ایران در یک مقایسه فصلی، چنین افتی را دستکم در بهارهای یک دهه اخیر تجربه نکرده است.
با این حال، دادههای ماهانه شرکتهای بورسی وضعیت وخیمتری را به تصویر میکشد. بنگاههای صنعتی فعال در بورس و فرابورس حدود ۴۲ درصد از ارزش تولیدات کارگاههای بزرگ صنعتی با بیش از ۱۰۰ نفر نیروی کار را به خود اختصاص دادهاند؛ از این رو، عملکرد آنها میتواند شاخصی کلیدی برای رصد تغییرات ماهانه در بخش صنعت به شمار آید.
طبق این شاخص، تولید شرکتهای بورسی در بهار امسال ۲۶.۱ درصد پایینتر از بهار سال گذشته بود؛ بیشترین افت این شاخص از ابتدای سال ۱۴۰۱ تاکنون. افتی که البته در طول فصل یکسان نبود.
فروردین، همزمان با شرایط جنگی و آسیب به بخشی از زیرساختهای صنعتی، تولید شرکتهای بورسی ۴۸.۸ درصد پایین آمد. در اردیبهشت، با ادامه اختلال واحدهای آسیبدیده و شرایط محاصره دریایی، افت به ۴۰.۹ درصد رسید. خرداد، با بازگشت بخشی از واحدهای آسیبدیده، وضعیت کمی بهتر شد و افت تولید به ۶ درصد بسنده کرد.
از لاستیک و شیمیایی تا فلزات و غذا
وقتی عدد ۲۶ درصدی را باز کنیم، معلوم میشود همه صنایع به یک اندازه آسیب ندیدهاند.
- بیشترین کاهش تولید در بهار مربوط به لاستیک و پلاستیک بود؛ ۴۸.۳ درصد.
- صنایع شیمیایی با افت ۴۵.۱ درصدی در رتبه بعد قرار گرفتند.
- خودرو و قطعات ، دستگاههای برقی، صنایع غذایی و تولید فلزات اساسی بیش از ۲۰ درصد کاهش تولید داشتند.
در این میان، تنها صنعتی که رشد تولیدش مثبت بود، کانیهای غیرفلزی بود؛ آن هم فقط ۱.۱ درصد.
اما برای فهم اینکه چه اتفاقی افتاده، فقط نباید به تولید نگاه کرد. موجودی انبار هم سرنخ مهمی است.
در سه ماه منتهی به خرداد، موجودی انبار کل صنایع ۹.۳ درصد کاهش پیدا کرد. در فلزات اساسی این کاهش به ۱۱.۹ درصد رسید؛ بیشترین افت موجودی میان صنایع بررسیشده.
ترکیب این دو عدد مهم است: فلزات اساسی حدود ۲۰ درصد کمتر تولید کردند و در عین حال انبارشان هم حدود ۱۲ درصد خالیتر شد. این الگو بیشتر با محدودیت تولید سازگار است تا اینکه صرفاً نشاندهنده نبود مشتری باشد. بخشی از کارخانهها کمتر تولید کردهاند، اما همزمان موجودی قبلی آنها نیز مصرف شده است.
این همان جایی است که اثر جنگ و اختلالهای ناشی از آن در آمار خودش را نشان میدهد. پژوهشکده هم برای صنایع فلزات اساسی، شیمیایی، غذایی و کانیهای غیرفلزی، کاهش تولید همراه با کاهش موجودی انبار را الگویی سازگار با محدودیتهای سمت عرضه میداند.
دارو؛ وقتی مشکل کارخانه، مشتری بود
اما همه داستان این نیست. در صنایع دارویی، تصویر متفاوتی دیده میشود. تنها بخشی که موجودی انبارش رشد مثبت داشت. تولید دارو در بهار ۸.۹ درصد کاهش یافت، اما موجودی انبار این صنعت ۱.۹ درصد بیشتر شد. چرا باید وقتی تولید کمتر شده، محصول بیشتری در انبار بماند؟
تحلیل پژوهشکده یک سرنخ روشن میدهد: فروش داروییها حتی بیشتر از تولیدشان کاهش یافته است. بنابراین بخشی از محصول تولیدشده به فروش نرفته و در انبار باقی مانده است.
دادهها بهطور مستقیم نمیگویند علت کاهش فروش چه بوده، اما در شرایطی که خانوارها همزمان با جنگ و فشارهای اقتصادی با کاهش قدرت خرید روبهرو بودند، احتمالا برخی اقلام دارویی و بهداشتی از سبد خرید خانوار حذف شدند.
به این ترتیب، در یک طرف ماجرا صنایعی را داریم که تولیدشان پایین آمده و انبارهایشان هم خالیتر شده؛ در طرف دیگر، صنعتی مثل دارو قرار دارد که تولیدش کاهش یافته اما فروش با سرعت بیشتری افت کرده و کالا در انبار مانده است.
در نهایت تصویر کلی این اقتصاد نشان میدهد جنگ و محاصره دریایی برای همه کارخانهها یک اثر نداشت. بعضیها نتوانستند مثل قبل تولید کنند؛ بعضیها تولید کردند اما مشتری کمتری داشتند. و در هر دو حالت، اثر آن نتیجتا به همان اقتصادی رسید که مردم در زندگی روزمره خود لمسش میکردند.