خبر دلار ۲۳۰ هزار تومنی برای خیلیها شوکهکننده بود. اما برای برخیها نه. این ها همانهایی هستند که اگر میخواهید اوضاع مالی کشور را بدانید احتمالا سراغ آن ها می روید: مدیران بنگاههایی که هر روز با قیمت مواد اولیه، فروش، سفارش مشتری و هزینههای تولید سروکار دارند. آنها شاید مستقیماً درباره قیمت دلار حرف نزنند، اما وقتی از آینده اقتصاد حرف میزنند، بخشی از همان انتظاری را بیان میکنند که میتواند بعداً در بازار ارز دیده شود.
یک سؤال ساده از کسانی که وسط اقتصاد ایستادهاند
اتاق ایران هر ماه از صاحبان کسبوکار و مدیران بنگاهها میپرسد وضعیت فعالیت اقتصادی نسبت به ماه قبل بهتر شده یا بدتر؟ پاسخها در قالب شاخص مدیران خرید یا همان شامخ منتشر میشود.
لازم نیست جزئیات محاسبه آن را بدانیم. برای فهم داستان، یک عدد مهم است: ۵۰. عدد بالاتر از ۵۰ به معنای بهبود فعالیت و عدد پایینتر از ۵۰ به معنای کاهش آن است.
به گزارش زومان، در مرداد امسال، شامخ کل اقتصاد پس از تعدیل فصلی به ۴۶.۹ رسید و نسبت به تیرماه ۱.۷ واحد کاهش داشت. پشت این عدد، روایت آشناتری وجود دارد: افزایش قیمت مواد اولیه، کاهش موجودی انبارها و ضعف تقاضا.
بنگاهها با یک مشکل دوطرفه روبهرو هستند. هزینههایشان بالا رفته، اما انتقال کامل این افزایش هزینه به قیمت نهایی آسان نیست؛ چون مشتری قدرت خرید سابق را ندارد. تورم فقط هزینه تولید را بالا نمیبرد؛ توان خرید برای جذب این افزایش قیمت را هم محدود میکند. اما هنوز به بخش جالبتر ماجرا نرسیدهایم.
در شامخ عددی وجود دارد که برخلاف بقیه شاخصهایش بهجای پرسیدن «چه اتفاقی افتاد؟»، تقریباً میپرسد «فکر میکنید ماه بعد چه اتفاقی میافتد؟»
عددی که قبل از دلار به آینده نگاه میکند
این شاخص، «انتظارات در ارتباط با میزان فعالیت اقتصادی در ماه آینده» است. در مردادماه عدد آن به ۴۴.۴ رسید.
این عدد در دادههای مورد بررسی، سومین سطح پایین از ابتدای سال ۱۴۰۲ تاکنون است. پایینتر از آن، عدد ۳۳.۸ در فروردین ۱۴۰۵ ثبت شده؛ زمانی که جنگ بر فعالیت اقتصادی سایه انداخته بود. عدد ۳۹.۲ شهریور ۱۴۰۴ نیز پایینتر از رقم مرداد امسال قرار دارد.
اینجا همان نقطهای است که شامخ از یک شاخص تخصصی اقتصادی به چیزی مرتبط با زندگی روزمره تبدیل میشود.
مدیر یک کارخانه یا شرکت، وقتی میگوید ماه آینده فعالیت اقتصادی ضعیفتر خواهد شد، لزوماً فقط درباره تولید حرف نمیزند. او درباره چیزی حرف میزند که هر روز با آن روبهروست: مشتری، سفارش، مواد اولیه، هزینه و چشمانداز فروش.
حالا اگر این انتظارات را کنار دلار بگذاریم، یک الگوی قابل توجه دیده میشود.
در محاسبات انجامشده توسط زومان روی دادههای این دوره، همبستگی شاخص انتظارات با تغییرات دلار در همان ماه حدود ۰.۳۲ بوده؛ یعنی رابطهای نسبتاً ضعیف. اما وقتی انتظارات یک ماه را با تغییرات دلار در ماه بعد مقایسه میکنیم، ضریب به حدود منفی ۰.۵۶ میرسد. به زبان سادهتر، در این دادهها وقتی انتظارات بنگاهها برای ماه آینده بهتر شده، معمولاً رشد ماهانه دلار در ماه بعد کمتر بوده و زمانی که انتظارات بدتر شده، دلار در ماه بعد شتاب بیشتری گرفته است.
این هنوز به معنای آن نیست که شامخ قیمت دلار را تعیین میکند.
آیا بنگاهها زودتر از بازار ارز خبر میدهند؟
برای بررسی اینکه این رابطه فقط یک همزمانی تصادفی نیست، در این تحلیل از آزمون علیت گرنجر استفاده شده است.
علیت گرنجر با «علت و معلول» در معنای روزمره یکی نیست. این آزمون بررسی میکند آیا اطلاعات گذشته یک متغیر، به پیشبینی متغیر دیگر کمک میکند یا نه
در محاسبات ارائهشده، دو مسیر مورد ارزیابی قرار گرفت. در مسیر نخست، اثر رشد ماهانه دلار بر انتظارات فعالان اقتصادی سنجیده شد که بر اساس نتایج، آمارههای بهدستآمده چندان قوی نبود. در مقابل، اثرگذاری انتظارات مدیران بر رشد ماهانه دلار، مسیری بهمراتب قویتر بود و از فاصله اطمینان بهتری برخوردار بود.
وجود همبستگی به معنای رابطه علت و معلولی نیست و علیت گرنجر نیز اثبات نمیکند که بنگاهها عامل نوسان نرخ دلار بودهاند. یافتههای موجود صرفا نشان میدهند که در این مجموعه دادهها، ثبت انتظارات بنگاهها پیش از تغییرات قیمت دلار صورت گرفته و توانسته به پیشبینی این روند کمک کند. با این حال، چنین پدیدهای به چه دلیل ممکن است رخ دهد؟
بنگاهها به مجموعهای از اطلاعات واکنش نشان میدهند که هنوز ممکن است اثر کامل خود را در قیمتها نشان نداده باشد: اخبار سیاسی و اقتصادی، وضعیت تجارت، سیاست ارزی، هزینه مواد اولیه و انتظارات تورمی. این اطلاعات میتواند ابتدا در برداشت مدیران از ماه آینده منعکس شود و بعد در رفتار بازارها یا رفتار مدیران در بازارهای دیگر دیده شود.
درنهایت شامخ قرار نیست آینده دلار را پیشگویی کند. اما شاخص انتظارات آن یک سؤال مهم را پیش روی ما میگذارد: وقتی کسانی که در خط مقدم اقتصاد فعالیت میکنند، برای تولید و فروش و بطور کلی اقتصاد در ماه آینده دیدشان منفیتر شده، بازارها قرار است این بدبینی را چه زمانی و کجا نشان دهند؟