معنی فولاد مبارکه برای اقتصاد ایران
به گزارش زومان، حمله اخیر آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای اصلی ایران، زخم مهمی را بر پیکره صنایع کشور بر جای گذاشته است. اما در این میان، یکی از مهمترینها، هدف قرار گرفتن مجتمع فولاد مبارکه و توقف تولید در این غول صنعتی است. در شرایط جنگی و بحران، فلزات تنها برای ساخت سلاح یا سنگر کاربرد ندارند؛ آنها ستون فقرات زندگی روزمره و جریان پول در کشور هستند. پس خاموش شدن کورههای این کارخانه، صرفاً توقف یک خط تولید ساده نیست و باید فراتر از آن را دید.
صنعتی به وسعت یک کشور
در سال ۱۴۰۳، میزان تولید فولاد میانی یا همان شمش فولاد به ۳۰ میلیون و ۲۰۰ هزار تن رسید. این چرخدندهها در بازه یازده ماهه سال ۱۴۰۴ نیز با رشد ۱۰ درصدی به چرخش خود ادامه داده و تولید در این مدت به ۲۹ میلیون و ۸۰۰ هزار تن رسید. اگر این روند تا پایان سال حفظ شده باشد، احتمالا تولید فولاد به مرز ۳۳ میلیون تن رسیده است؛ رکوردی که حداقل در سه سال پیش از آن هیچ سابقهای نداشته است.
با این حال، بلندپروازیها فراتر از این اعداد بود. بهمنماه سال گذشته، بهرام سبحانی، رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، در خبرگزاری صداوسیما اعلام کرد:
ظرفیت تولید فولاد برای تحقق چشمانداز رشد ۸ درصدی اقتصاد، بسیار بالاست و میتواند به بیش از ۵۰ میلیون تن در سال برسد.
هرچند کشور هنوز با این ظرفیت آرمانی فاصله دارد، اما همین میزان تولید فعلی نیز سهمی ۵ درصدی در جیدیپی (GDP) — یعنی ارزش کل تمام کالاها و خدمات تولید شده در کشور — و سهمی ۸ درصدی در اشتغالزایی ملی دارد.
نبرد برای دلارهای حیاتی
در روزهای انزوای اقتصادی و بحران، صادرات فولاد یکی از معدود راههای تنفس مالی است. مسئله کلیدی، ارزآوری است؛ یعنی فرآیند وارد کردن پولهای خارجی مثل دلار به داخل کشور برای تامین نیازهای اساسی. هر سال بین ۲۰ تا ۲۵ درصد از تولید فولاد ایران به خارج فرستاده میشود که حجم آن در مرز ۷ میلیون تن ثابت مانده است.
در سال ۱۴۰۲، این صادرات حدود ۳ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار پول تازه به کشور تزریق کرد. این رقم در سال ۱۴۰۳ به ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار کاهش یافت. اما سال گذشته، آمار ده ماهه نشان داد که ارزش صادرات با یک جهش قابل توجه، حدود ۱۹ درصد بیشتر شده و در همان ده ماه، از کل درآمد سال ۱۴۰۳ پیشی گرفته و به ۶ میلیاردو ۶۸۰ هزار دلار رسید.
توقف این ماشین پولسازی، در بحبوحه نیاز شدید به منابع ارزی، ضربهای مهلک محسوب میشود. البته یک طرف این آسیب نیز کشورهایی هستند که خریدار فولاد از ایران بودند. آخرین آمارها نشان میدهد که مهمترین خریداران فولاد ایران کشورهای عراق، چین و عمان بودهاند که در مجموع مشتری بیش از ۶۰ درصد فولاد ایران در سال ۱۴۰۲ بودهاند. اما آیا چینیها از این حمله آسیب میبینند؟ آمارهای گمرک نشان میدهد از مبدا صادراتی فولاد مبارکه در سال ۱۴۰۳ عمدتا به کشورهای عراق و افغانستان فولاد صادر شده است.
دومینوی خاموشی در کارخانهها
برای درک فاجعه، باید سهم دقیق فولاد مبارکه را زیر ذرهبین برد. در بهار ۱۴۰۲، محمدیاسر طیبنیا، مدیرعامل این مجموعه، اعلام کرد که سهم فولاد مبارکه در جیدیپی کشور ۱.۵ درصد است؛ عددی که اخیراً حدود ۱ درصد ارزیابی میشود.
اما داستان واقعی در اثرات غیرمستقیم نهفته است. آمارهای «کتاب فولاد» که توسط رسانه تخصصی این حوزه منتشر شده، نشان میدهد فولاد مبارکه ۷۹ درصد از تولید تختال — قطعات ضخیم و مستطیلی فولادی برای ساخت ورقها — را در اختیار دارد. همچنین ۷۴.۸ درصد از تولید ورق گرم، ۶۰ درصد از ورق سرد و ۵۶.۱ درصد از ورق قلعاندود ایران در کورههای این شرکت شکل میگیرد.
این غول صنعتی، تامینکننده اصلی ورقهای مورد نیاز خودرو، لوازم خانگی، صنایع غذایی، پروژههای ساختمانی و بیش از ۲۰ بخش مهم اقتصادی دیگر است. وقتی بدانیم در مقیاس جهانی، ۱۲ درصد از کل فولاد مصرفی به صنعت خودروسازی میرود، متوجه میشویم که خوابیدن چرخ فولاد مبارکه، هشداری برای خط تولید سراسر کشور و کارگران این حوزه است.
پسلرزهها در بورس و خزانهداری
در نهایت، دود این آتش به چشم بورس — بازار رسمی خرید و فروش سهام شرکتها — نیز خواهد رفت. نماد بورسی فولاد ( مربوط به فولاد مبارکه ) همواره از پیشتازان و وزنههای سنگین بازار سرمایه بوده و توقف تولید آن، دارایی این سهامداران و وضعیت بورس را نیز میتواند تحت تاثیر قرار دهد. ارزش بازار این نماد حدودا برابر با ۵۰۴ همت بوده و تقریبا ۴ درصد کل ارزش بازار سرمایه برآورد میشود.
اینک این پرسش مطرح است: در میانهی چنین بحران عمیقی، چه راهکاری میتواند اقتصاد ایران را از این شوک فلزی نجات دهد؟ نظر شما چیست؟