هزینه پنهان دور زدن تحریمها: قدرت خرید ایران در بازار جهانی ۴۰ درصد آب رفت
این روزها شاید وقتی به فروشگاه می روید میبینید با حقوق ثابتی که میگیرید، هر بار احتمالا زور خریدتان کمتر می شود. قصه آشنایی است. همه جای کشور همینطور است. اما آیا میدانستید این داستان کل اقتصاد ما در دنیاست؟
اقتصاددانان برای سنجش قدرت خرید یک کشور در بازارهای جهانی از شاخصی به نام رابطه مبادله (Terms of Trade) استفاده میکنند. این شاخص به زبان ساده میگوید: در ازای کالاهایی که میفروشیم، چقدر کالا از دنیا میتوانیم بخریم؟ به گزارش زومان، بر اساس آخرین دادهها و با در نظر گرفتن سال ۱۴۰۰ به عنوان نقطه شروع، این شاخص برای ایران به پایینترین سطح تاریخی خود سقوط کرده است.
سقوط آزاد ریال: وقتی ۱۰۰ تومان فقط ۱۵ تومان میارزد
عدد کلیدی اول ۰٫۱۵ است؛ این یعنی «رابطه مبادله ریالی» ما به این سطح فاجعهبار رسیده است. بگذارید این عدد را به یک داستان تبدیل کنیم. فرض کنید در سال ۱۴۰۰، درآمد ریالی که از صادرات یک محموله کالا به دست میآوردیم، برای واردات یک سبد کامل شامل مواد اولیه، ماشینآلات و کالاهای مصرفی کافی بود. امروز، همان درآمد ریالی از همان صادرات، تنها میتواند ۱۵ درصد از همان سبد را بخرد! البته که نرخ ارز اینجا به کمک صادرکننده میآید و قدرت خریدش را افزایش میدهد.
حتی با دلار هم سقوط کردیم: معمای عدد ۰٫۶۱
شاید بگویید مشکل از ریال است و اگر با دلار حساب کنیم، اوضاع بهتر خواهد بود. اما عدد دوم، یعنی ۰٫۶۱، این تصور را هم باطل میکند. این عدد نشاندهنده «رابطه مبادله دلاری» است و میگوید که سبد صادراتی ایران در حال بیارزش شدن است. به زبان ساده، قدرت خرید ما نسبت به سال ۱۴۰۰ حدود ۳۹ درصد آب رفته است.
این یعنی مشکل عمیقتر از نرخ ارز است. این عدد به ما میگوید که احتمالا مجبوریم کالاهایمان را با تخفیفهای گزاف بفروشیم، هزینههای جانبی مبادلاتمان به شدت بالا رفته و قدرت چانهزنیمان در بازارهای جهانی به شدت تحلیل رفته است. در واقع، ما نهتنها با پول ضعیفتری معامله میکنیم، بلکه احتمالا کالاهایمان را هم ارزانتر از ارزش واقعیشان میفروشیم.
چه کسی هزینه این سقوط را میپردازد؟
عدد ۰.۶۱ (کاهش ۳۹ درصدی) به زبان ساده نشان میدهد سبد صادراتی ایران (عمدتاً نفت و محصولات پتروشیمی) نسبت به سبد وارداتیاش ارزانتر شده است. این میتواند به دلیل افت قیمت جهانی نفت یا دیگر کالاهای صادراتی نسبت به کالاهای وارداتی هم باشد. البته گران شدن کالاهای وارداتی یا واردات گرانتر در اثر تحریمها هم میتواند این مسئله را توضیح دهد. در نهایت هزینه این ضعف اقتصادی را من و شما، تولیدکننده داخلی و در نهایت کل اقتصاد ایران پرداخت میکند.
به طور خلاصه، این اعداد نشان میدهند که قدرت خرید ایران در صحنه جهانی به شدت فرسایش یافته و این یک بحران ساختاری است، نه یک نوسان کوتاهمدت.
تحلیل شما از این وضعیت چیست؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.