۱۰ شکایت اصلی کسبوکارهای کوچک؛ از نوسان ارز تا قطعی نت
این روزها همه توسعه میخواهند. از سیاستگذار تا سرمایهگذار. منظور از سرمایه آن رقمهای نجومی نیست، همه که پول کلان ندارند. مثلا از ۱ تا ۹ نفر دور هم جمع میشوند و کار راه میاندازند. این همان کسب و کارهای خرد است که اتفاقا اثرات مثبت اقتصادی بزرگ دارند که باید برای سیاستگذار هم مهم باشد. اما اگر الان تصمیم به راهاندازی این کسب و کارها گرفتید بیایید تا برویم پای درد دل قدیمیهای این کار بنشینیم. فرقی هم ندارد اهل کدام استان باشید. کسب و کارشان کوچک است اما دردشان بزرگ. به نظرتان چه چیزی نفس این بنگاهها را به شماره انداخته است؟ سیاستگذار محترم، شما هم اگر بخوانید ضرر نمیکنید. نفسهای به شماره افتاده این بنگاهها ضررش به شما هم میرسد.
قفلهای بانکی بر درهای کوچک
بهگزارش زومان، بررسی دادههای مرکز آمار نشان میدهد که در ۱۶ استان کشور، بزرگترین چالش فعالان اقتصادی بنگاههای کوچک، مشکلات دریافت تسهیلات از بانکها بوده است. این آمار وقتی عجیبتر میشود که بدانیم طبق دادههای بانک مرکزی، حجم وامدهی در هشت ماه نخست سال حدود ۴۳ درصد رشد داشته است. این وامدهی در مجموع سه حوزه ایجاد، سرمایه در گردش و بخش توسعه بودهاست. پس چرا جیب کسبوکارهای کوچک همچنان خالی است؟
شاید پاسخ در جزئیات پنهان باشد. وامهای «قرضالحسنه اشتغال» در سال جاری تقریبا صفر بوده و بخش «سایر اشتغال» هم ۱۲ درصد نسبت به سال قبل افت کرده است. به نظر میرسد تسهیلات بانکی یا راهی بنگاههای بزرگتر شدهاند یا وثیقههای سنگین درخواستی، دست صاحبان مشاغل خرد را بسته است. این نارضایتی هم دامنه وسیعی را شامل میشود. در تهران بالا بوده و در استانی مانند سیستان و بلوچستان هم به اوج خود رسیده است؛ جایی که بیش از ۹۸ درصد فعالان این بخش از سیستم بانکی شاکی هستند.
نوسان ارز و طوفان در بازار
اما تنها مشکلشان ریال نیست. دومین چالش، نوسانات قیمت ارز است که در ۶ استان به عنوان چالش اصلی معرفی شده است. وقتی ریال نایاب میشود و ارز هم مدام بالا و پایین میرود، برنامهریزی برای تولید سختتر میشود. در کنار این تلاطم، عرضه کالاهای خارجی قاچاق در بازار داخلی هم نمک روی زخم تولیدکننده میپاشد و رقابت را نابرابر میکند.
لیست دردسرها به همینجا ختم نمیشود. بیتعهدی مشتریان کارگاه به پرداخت به موقع بدهی خود نقدینگی را خشک میکند و وجود قوانین غیر منطقی و بازدارنده دست و پای کارآفرین را میبندد. از سوی دیگر، مشکل تامین نیروی انسانی مورد نیاز هم وجود دارد؛ گویی کسی تمایل به کار در این شرایط سخت ندارد.
تکنولوژی فرسوده و دردهای پنهان
در برخی استانها مثل چهارمحال و بختیاری، ۷۰ درصد بنگاهها فریادشان از تکنولوژی و فرسودگی ماشین آلات بلند است. وقتی ابزار کار کهنه باشد، بهرهوری پایین میآید و اینجاست که چالش بعدی، یعنی عدم تناسب هزینههای تولید و درآمد حاصل از تولید خودنمایی میکند.
این عدم تناسب، بهویژه در روزهایی که قطعی اینترنت رخ میدهد، ضربه کاری را به این کارها وارد میکند. درآمدهای این بخش حساستر است. هزینهها هم که مدام بالاتر میرود. بیست روز قطع درآمد برای این دسته به راحتی قابل جبران نیست. وقتی زیرساخت نیست، مشکلات بازاریابی و فروش تولیدات اوج میگیرد و در نهایت با نبود حمایتهای مناسب از کالاهای خرد، چرخه معیوب کامل میشود. اگر فکری به حال این ۱۰ چالش نشود، نبض اقتصاد در کوچه و بازار کندتر خواهد زد.
به نظر شما کدام یک از این چالشها بیشترین آسیب را به کسبوکارهای محل زندگی شما زده است؟ نظرات خود را بنویسید.