سخنگوی سپاه از هفت کابل اینترنتی زیر هرمز سخن گفته است. بررسی مسیرهای ارتباطی نشان میدهد آسیب به این کابلها چه کشورهایی را درگیر میکند
به گزارش زومان، سخنگوی سپاه در هشدار درباره پاسخ به حمله احتمالی به ایران گفت: «در زیر تنگه هرمز هفت کابل بزرگ اینترنت عبور کرده است. تمام دادههای اینترنتی و تجاری از آن کابلها میگذرد. این را فقط میخواهیم بدانند؛ اهداف جدید رونمایی خواهد شد.»
حسین شریعتمداری، مدیرمسئول کیهان، نیز در یادداشتی با عنوان «کابلها برای ما دست تکان میدهند!» خواستار جلوگیری از عبور این کابلها شده و نوشته است که آسیب به آنها میتواند بیش از ۸۰ درصد ارتباطات تجاری، بانکی، نظامی و هوش مصنوعی را از کار بیندازد.
تنگه هرمز که تاکنون بیشتر با نفتکشها و تجارت انرژی خبرساز بوده، حالا از زاویه دیگری مورد توجه قرار گرفته است: کابلهایی که ارتباط بانکها، شرکتها و کاربران کشورهای منطقه با جهان را برقرار میکنند.
آسیب به این زیرساخت میتواند پرهزینه باشد، اما اندازه خسارت را فقط تعداد کابلهای قطعشده تعیین نمیکند. امارات در فجیره، بیرون تنگه هرمز، به شبکههای بینالمللی متصل است و عربستان بخش عمده پهنای باند خارجی خود را از دریای سرخ تأمین میکند. ایران نیز از شبکه ارتباطی منطقه استفاده میکند. بنابراین، برای فهم دامنه تهدید باید دید کدام ارتباطات واقعاً به هرمز وابستهاند و در صورت آسیب، چه راههایی باقی میمانند.
هفت کابل، پنج بخش فعال
اینترنتی که روی تلفن همراه بیسیم به نظر میرسد، بخش بزرگی از مسیر خود را در کابل طی میکند. رشتههای باریک شیشهای، اطلاعات را به شکل نور جابهجا میکنند و کابلهای زیردریایی این ارتباط را میان کشورها و قارهها برقرار میسازند.
اما شمار کابلهای عبوری از هرمز به شیوه شمارش آنها بستگی دارد.آلن مولدین، مدیر پژوهش مؤسسه تخصصی تلجئوگرافی، در بررسی ۱۳ مارس ۲۰۲۶ (۲۲ اسفند ۱۴۰۴)، سه سامانه فعال عبوری از تنگه هرمز را معرفی کرده است.
کمیته بینالمللی حفاظت از کابلها (ICPC) نیز در توضیحات تخصصی خود از پنج بخش فعال کابلهای زیردریایی در این گذرگاه نام میبرد. این دو عدد الزاماً متناقض نیستند؛ زیرا یک سامانه میتواند چند شاخه یا بخش داشته باشد.
نخستین سامانه، آسیا–آفریقا–اروپا یک (AAE-1) است که آسیا را از مسیر اقیانوس هند، دریای سرخ و مصر به اروپا متصل میکند. شاخه ارتباطی قطر از هرمز عبور میکند، اما مسیر اصلی این شبکه میان آسیا و اروپا وابسته به عبور از تنگه نیست.
دومین سامانه، فالکون (FALCON) است که کشورهای خلیج فارس را به شبکهای با امتداد به عمان، هند، سریلانکا و دریای سرخ پیوند میدهد.
سومین سامانه، گلف بریج اینترنشنال، به معنای پل بینالمللی خلیج فارس (GBI)، شبکهای منطقهای است که کشورهای خلیج فارس، از جمله ایران و عراق، را به یکدیگر و مسیرهای بینالمللی متصل میکند. این شبکه علاوه بر کابلهای دریایی، مسیرهای زمینی نیز دارد.
سایت فارس، نزدیک به سپاه پاسداران، نیز فهرستی از هفت سامانه کابل زیردریایی منتشر کرده و آنها را از مسیرهای عبوری از «تنگه هرمز و آبهای پیرامون آن» معرفی کرده است. اما عبور از آبهای پیرامونی الزاماً به معنای عبور از خود تنگه نیست. برای نمونه، سامانه جنوبشرق آسیا–خاورمیانه–اروپای غربی پنج (SEA-ME-WE 5) در این منطقه به فجیره امارات و قلهات عمان میرسد؛ دو نقطهای که بیرون تنگه هرمز قرار دارند. بنابراین، قرارگرفتن نام یک سامانه در فهرست فارس بهتنهایی نشان نمیدهد که کابل آن از زیر تنگه میگذرد.
همچنین شبکه دوآفریقا (2Africa) را باید از امتداد خلیج فارس آن، موسوم به «پرلز»، جدا کرد. وضعیت پروژههای در حال توسعه با کابلهایی که هماکنون ترافیک اینترنت را جابهجا میکنند، یکسان نیست. آسیب به کابل فعال میتواند ارتباط موجود را مختل کند، درحالیکه توقف پروژه ناتمام، ظرفیت ارتباطی آینده را به تأخیر میاندازد.
بنابراین، عدد هفت بدون مشخصشدن نام، موقعیت و وضعیت بهرهبرداری هر خط، بهتنهایی تصویر دقیقی از ظرفیت ارتباطی در معرض خطر نمیدهد.
فجیره بیرون هرمز است
آسیب به یک کابل لزوماً به معنای قطع ارتباط کاربران آن نیست. شبکههای مخابراتی معمولاً به چند مسیر متصلاند و هنگام خرابی تلاش میکنند اطلاعات را از راه دیگری به مقصد برسانند.
اما همه کشورها به یک اندازه از این امکان برخوردار نیستند.امارات در فجیره، رو به دریای عمان، به کابلهای بینالمللی متعددی دسترسی دارد. عربستان نیز بخش عمده ارتباطات بینالمللی خود را از کابلهایی تأمین میکند که در ساحل دریای سرخ به خشکی میرسند. قطر، بحرین و کویت هم مسیرهای ارتباط زمینی با کشورهای همسایه دارند.
این تفاوت جغرافیایی اهمیت دارد؛ زیرا حتی در صورت آسیب گسترده به کابلهای عبوری از هرمز، همه راههای ارتباط خارجی کشورهای منطقه از بین نمیرود.
بااینحال، وجود مسیر جایگزین به معنای کافیبودن ظرفیت آن نیست. ممکن است ارتباط برقرار بماند، اما انتقال اطلاعات کند شود یا برخی خدمات دچار اختلال شوند. اپراتورها نیز ممکن است برای انتقال ترافیک به مسیرهای دیگر، ناچار به خرید ظرفیت اضافی شوند.
کشور | مسیرهای جایگزین | پیامد احتمالی آسیب در هرمز |
|---|---|---|
قطر و بحرین | اتصال زمینی به عربستان | امکان انتقال بخشی از ترافیک وجود دارد؛ کفایت ظرفیت مشخص نیست. |
کویت | اتصال زمینی به عربستان و عراق | ارتباط میتواند از خشکی ادامه یابد، اما احتمال اختلال باقی است. |
امارات | کابلهای فجیره و مسیرهای زمینی | بسیاری از ارتباطات خارجی آن مستقیماً از هرمز عبور نمیکنند. |
عربستان | کابلهای دریای سرخ | مسیر اصلی بخش عمده پهنای باند خارجی آن بیرون هرمز است. |
ایران و عراق | اتصالهای دریایی و زمینی | میزان آسیب به مسیر مورد استفاده و ظرفیت جایگزین بستگی دارد. |
عمان | کابلهای بینالمللی بیرون تنگه | اختلال در ارتباط با خلیج فارس الزاماً اتصال خارجی را قطع نمیکند. |
این جدول بر پایه بررسی تلجئوگرافی و اطلاعات شبکههای منطقهای تنظیم شده است. ظرفیت آزاد مسیرهای جایگزین و سهم روزآمد ترافیک هر کشور از کابلهای هرمز در منابع بررسیشده مشخص نیست. بنابراین نمیتوان از آن نتیجه گرفت اینترنت کدام کشورها بهطور کامل قطع خواهد شد.
کمتر از یک درصد اینترنت جهان
یکی از مهمترین تفاوتها، میان اهمیت منطقهای هرمز و جایگاه آن در شبکه جهانی اینترنت است.کمیته بینالمللی حفاظت از کابلها، با استناد به بررسیهای تلجئوگرافی، اعلام کرده است که پهنای باند عبوری از تنگه هرمز کمتر از یک درصد پهنای باند بینالمللی جهان را تشکیل میدهد.
این عدد به معنای کماهمیتبودن کابلهای هرمز نیست. اختلال در بخشی از شبکه که سهم کوچکی از ظرفیت جهانی دارد، همچنان میتواند برای کاربران و شرکتهای وابسته به همان مسیر خسارت قابل توجهی ایجاد کند. اما سهم کمتر از یک درصدی نشان میدهد که نباید اختلال احتمالی در هرمز را با قطع بخش عمده اینترنت جهان یکسان دانست.
تلجئوگرافی نیز خطر مستقیم درگیری محدود به هرمز برای ترافیک اصلی اروپا و آسیا را، خارج از ارتباطات کشورهای خلیج فارس، پایین ارزیابی کرده است. بخش مهمی از کابلهای ارتباطی این دو قاره از دریای سرخ عبور میکنند؛ گذرگاهی که از هرمز جداست.
به این ترتیب، شرکتی در اروپا ممکن است ارتباط خود با مشتری یا شعبهای در خلیج فارس را از دست بدهد، بیآنکه ارتباطش با سایر نقاط جهان قطع شود.
در مورد برآورد اختلال بیش از ۸۰ درصدی نیز مسئله دیگری وجود دارد. در این ادعا روشن نیست منظور ۸۰ درصد ارتباطات کدام کشورها، کدام شبکهها یا کدام نوع خدمات است. بدون تعیین محدوده جغرافیایی و سهم ترافیک وابسته به کابلهای مورد اشاره، نمیتوان چنین نسبتی را بهطور مستقل ارزیابی کرد.
حتی در کشورهای آسیبدیده نیز قطع ارتباط بینالمللی الزاماً به معنای خاموششدن همه خدمات داخلی نیست. خدماتی که در داخل کشور میزبانی میشوند و به زیرساخت خارجی وابسته نیستند، ممکن است فعال بمانند.
سهم ایران از اختلال
ایران نیز بیرون این شبکه قرار ندارد. برخی از کابلها و مسیرهای ارتباطی منطقه به ایران متصلاند و بسته به محل آسیب و مسیر مورد استفاده اپراتورها، اختلال میتواند بخشی از ارتباطات خارجی کشور را هم درگیر کند.
شبکه گلف بریج در معرفی زیرساخت خود از ارتباطات ایران و عراق نام میبرد. همچنین دروازه ارتباطی اروپا–ایران (EPEG)، مسیری است که ارتباطات ایران را از طریق شبکههای زمینی جمهوری آذربایجان و روسیه به اروپا پیوند میدهد.
وجود این مسیرها نشان میدهد ارتباط خارجی ایران فقط به یک کابل یا یک گذرگاه وابسته نیست. بااینحال، اطلاعات عمومی مشخص نمیکند چه سهمی از ترافیک ایران از مسیرهای در معرض آسیب عبور میکند یا در صورت خرابی، چه میزان ظرفیت جایگزین در دسترس خواهد بود.
هزینه احتمالی برای ایران نیز فقط به اختلال مستقیم اینترنت محدود نمیشود.بانک یا شرکت ایرانی ممکن است ارتباط خود را از مسیری سالم برقرار کند، اما همچنان از اختلال در شبکه شریک تجاری خود در کشور دیگری آسیب ببیند. اگر ارتباط یک شرکت حملونقل، بانک واسط یا تأمینکننده خارجی مختل شود، ممکن است تبادل اسناد، هماهنگی حمل کالا یا انجام برخی خدمات با تأخیر روبهرو شود؛ حتی اگر اینترنت طرف ایرانی برقرار باشد.
در چنین وضعیتی، بخشی از خسارت نه از قطع ارتباط داخل ایران، بلکه از اختلال در ارتباطات طرفهای تجاری آن ایجاد میشود.
هزینه دیگری نیز وجود دارد: حفظ ارتباط از مسیرهای جایگزین ممکن است گرانتر تمام شود. اپراتورها میتوانند ناچار به خرید ظرفیت پشتیبان شوند و شرکتها برای جلوگیری از توقف فعالیت، هزینه بیشتری صرف کنند. میزان انتقال این هزینه به کاربران و کسبوکارها به شرایط شبکه و قراردادهای ارتباطی بستگی دارد.
خرابی کابل زیردریایی برخلاف قطع یک ارتباط معمولی، ممکن است بهسرعت برطرف نشود. کشتیهای تخصصی تعمیر باید به محل آسیب برسند، مجوزهای لازم را دریافت کنند و در طول عملیات امکان فعالیت امن داشته باشند.
زمان تعمیر و هزینه جایگزینی
طبق گزارش تلجئوگرافی، تعمیر سه کابل آسیبدیده در دریای سرخ در سال ۲۰۲۴ (۱۴۰۲–۱۴۰۳) شش ماه طول کشید. این تجربه زمان تعمیر در هرمز را پیشبینی نمیکند، اما نشان میدهد ناامنی میتواند اختلالی را که در لحظه ایجاد شده، برای ماهها طولانی کند.
خودِ احتمال آسیب نیز ممکن است هزینه ایجاد کند. اپراتورهای مخابراتی و شرکتهای بزرگ میتوانند برای کاهش خطر، ظرفیت ارتباطی بیشتری در مسیرهای جایگزین تهیه کنند یا سرمایهگذاریهای آینده خود را به مسیرهای دیگری ببرند.
چنین تصمیمهایی در کوتاهمدت هزینه ارتباطات را افزایش میدهد، اما در بلندمدت ممکن است وابستگی شبکههای منطقه به مسیرهای عبوری از هرمز را کمتر کند. البته میزان و سرعت این تغییر به امکان فنی توسعه مسیرهای جدید و هزینه سرمایهگذاری بستگی دارد.
پیامدها برای منطقه و ایران
از این منظر، آسیب احتمالی به کابلهای هرمز میتواند برای برخی کشورهای منطقه اختلال جدی و پرهزینه ایجاد کند؛ بهویژه شبکههایی که ظرفیت جایگزین کافی ندارند. اما همه کشورها در موقعیت یکسانی نیستند. امارات و عربستان مسیرهای مهمی بیرون تنگه دارند و دیگر کشورهای منطقه نیز از راههای زمینی و دریایی جایگزین استفاده میکنند.
ایران هم از این معادله جدا نیست. بخشی از هزینه ممکن است مستقیماً به ارتباطات خارجی کشور برسد و بخش دیگری از مسیر بانکها، شرکتهای حملونقل و شرکای تجاری به اقتصاد ایران منتقل شود.
توانایی آسیبزدن به کابلها، بهتنهایی اندازه امتیاز حاصل از تهدید را مشخص نمیکند. هرچه ارتباطات بیشتری از مسیرهای دیگر ادامه پیدا کنند، فشار بر طرف مقابل محدودتر میشود؛ درحالیکه هزینه اختلال در شبکه منطقه، تأخیر در تعمیرات و آسیب احتمالی به ارتباطات تجاری ایران همچنان باقی میماند.