وقتی قرار نیست پشتت یک نهاد دولتی باشد، قرار نیست امتیاز ویژهای بگیری و قرار نیست با بدهبستانهای مرسوم راهت را باز کنی، باید خیلی چیزها را خودت بسازی؛ از اعتبار گرفته تا مخاطب، از درآمد گرفته تا اعتماد.
رسانه شاید یکی از سختترین جاها برای این کار باشد. چون رسانه خصوصی اگر بخواهد واقعاً مستقل بماند، اول باید مخاطب بسازد. باید آنقدر برای مخاطب ارزش ایجاد کند که بعد، شرکتها و بازار تبلیغات به سراغش بیایند.
این راه هم طولانیتر است و هم پرریسکتر. حدود ۱۶ سال پیش، زومیت همین مسیر را انتخاب کرد.
زومیت قرار نبود فقط خبر فناوری منتشر کند. قرار بود پنجرهای باشد رو به دنیایی که برای خیلی از ما دور بود.
موبایل، لپتاپ، اینترنت، هوش مصنوعی و بازیهای ویدیویی فقط چند محصول یا صنعت نبودند؛ راهی بودند برای اینکه بفهمیم دنیا کجاست و شرکتهای بزرگ دنیا به چه چیزی فکر میکنند.
زومیت کمکم بزرگ شد و به شاخ و برگهایش اضافه کرد. از خبر و مقاله، به بررسی محصول و راهنمای خرید رسید. بعد بخشهای دیگری شکل گرفتند؛ زومجی برای بازی، کجارو برای سفر و گردشگری، زوبین برای بررسی محصول، پدال برای خودرو و فیلمزی برای سینما.
اما شاید مهمترین ویژگی این مسیر، تخصصی ماندن رسانهها بود. هر جا لازم بود، یک رسانه تخصصیتر ساخته شد؛ نه اینکه همهچیز در یک سایت ریخته شود و در نهایت هیچ حوزهای عمق کافی نداشته باشد.
این یعنی پذیرفتن یک اصل: قرار نیست همهچیز را داشته باشی؛ قرار است چیزی را درست انجام بدهی.
امروز، زومان برای ما ادامه همین نگاه است. زومان فرزند تازه این خانواده است؛ اما با یک مأموریت متفاوت.
ما میخواهیم اقتصاد را از زبان خشک جدولها و اصطلاحات بیرون بیاوریم و به زبان زندگی روزمره مردم روایت کنیم. میخواهیم درباره دلار، تورم، بنزین، مسکن و جنگ طوری حرف بزنیم که اگر کسی اقتصاد نخوانده، باز هم بفهمد چه اتفاقی برای جیب و زندگیاش میافتد.
ساختن یک رسانه خصوصی در ایران سخت است. اما سختترین قسمت ماجرا همین هست که سالها بمانی، مخاطب بسازی و هر روز دوباره اعتماد مخاطبت را به دست بیاوری.
زومان، تولد زومیت را تبریک میگوید؛ و خوشحال هست که عضوی از این خانواده است.