ماهی ده هزار میلیارد تومن؛ قبض فیلترشکن برای ایرانیان

یک‌شنبه 4 مرداد 1405 - 21:00
مطالعه 4 دقیقه
فیلتر اینستاگرام
از هر ده ایرانی بیش از ۶ نفر از فیلترشکن استفاده می‌کنند. این آمار را می شود از نظر سنجی جدید ایسپا به دست آورد.

وقتی ابزارهای دور زدن محدودیت‌ها در گوشی و رایانه بیش از ۶۶ درصد مردم جای می‌گیرد، یعنی سیاست مسدودسازی کارکرد اصلی خود را از دست داده است. به گزارش زومان، مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) در فاصله ۲۵ تا ۳۱ خردادماه ۱۴۰۵، رفتار دیجیتال ۴۰۶۰ کاربر(افراد متصل) را از میان یک جامعه آماری ۴۵۴۵ نفری افراد بالای ۱۵ سال بررسی کرد.

نتایج نشان می‌دهد ۸۹.۳ درصد مردم کشور به اینترنت متصل‌اند و تنها ۱۰.۷ درصد از آن استفاده نمی‌کنند. با این حال، پشت این اتصال گسترده، یک اقتصاد پنهان و مالیاتی تاریک قرار دارد که هزینه ارتباطات روزمره را برای میلیون‌ها نفر افزایش داده است.

دوقطبی مطلق در تقاطع معیشت و دسترسی

نگرش جامعه به مسدودسازی اینترنت اصطلاحا یک منحنی U شکل یا دوقطبی است؛ فضایی که در آن حالت میانه و خاکستری تقریباً وجود ندارد. داده‌ها نشان می‌دهند که مجموع ۵۱.۸ درصد از کاربران (متشکل از ۲۶.۲ درصد «خیلی زیاد» و ۲۵.۶ درصد «زیاد») با جدیت خواهان رفع محدودیت‌ها هستند.

در نقطه مقابل، ۴۰.۳ درصد (شامل ۲۰.۰ درصد «اصلا» و ۲۰.۳ درصد «کم») اهمیتی برای این موضوع قائل نیستند. سهم طیف میانه یا همان گزینه «تاحدی» تنها ۷.۷ درصد است و ۰.۲ درصد نیز بی‌پاسخ بوده‌اند.

کوچ به سوی اقتصاد تصویر

اولویت‌بندی پلتفرم‌ها برای بازگشایی، نقشه راه جالبی را از اقتصاد دیجیتال ایران ترسیم می‌کند. ۴۷.۸ درصد از کاربران اولویت مطلق را به رفع فیلتر اینستاگرام می‌دهند و تلگرام با ۲۰.۹ درصد در رتبه دوم قرار دارد. در مقابل، شبکه‌های متن‌محور مانند توییتر تنها ۲.۵ درصد و پلتفرم‌های ویدیویی چون یوتیوب ۸.۴ درصد متقاضی دارند. این اختلاف فاحش معنادار است؛ اینستاگرام مدت‌هاست به زیرساخت بسیاری از کسب‌وکارهای خانگی و خرد تغییر ماهیت داده است. این تقاضای متمرکز، می‌تواند تلاش بدنه جامعه برای حفظ ویترین‌های تجاری و گریز از فشارهای اقتصادی باشد.

عادی‌سازی یک بازار زیرزمینی

در بخش ابزارهای دور زدن محدودیت، آمارهای جالب‌تری وجود دارد. ۷۴.۴ درصد از کاربران اینترنت تایید کرده‌اند که از فیلترشکن استفاده می‌کنند و تنها ۲۵.۶ درصد از آن بی‌نیاز هستند. تقاطع این خوداظهاری با ادراک افراد از محیط پیرامونشان جالب توجه است؛ یعنی ۶۹.۱ درصد کاربران شیوع فیلترشکن را در میان اطرافیان خود بالا می‌دانند. همگرایی این اعداد نشان‌دهنده یک «نرمالیزاسیون» است — فرآیندی که در آن یک رفتار غیررسمی به هنجار غالب اجتماعی تبدیل می‌شود. با ترکیب ضریب نفوذ اینترنت و استفاده از فیلترشکن، مشخص می‌شود که ۶۶.۴ درصد از کل جمعیت کشور مصرف‌کننده فیلترشکن هستند.

مالیات پنهان و شکاف امنیت

برای دسترسی به شبکه جهانی اکنون باید بهای زیادی را پرداخت. بررسی سبد هزینه دیجیتال نشان می‌دهد ۱۸.۲ درصد کاربران ماهانه کمتر از ۵۰۰ هزار تومان، ۶.۳ درصد بین ۵۰۰ هزار تا ۱ میلیون تومان، و ۶.۰ درصد بیش از ۱ میلیون تومان برای خرید فیلترشکن می‌پردازند. در مجموع، ۳۰.۵ درصد از کاربران وارد یک بازار غیررسمی — چرخه‌ای از مبادلات مالی ثبت‌نشده در اقتصاد — شده‌اند.

اگر در یک حساب سرانگشتی این نسبت‌ها را در ۶۶.۴ درصدی که از اینترنت فیلتردار در کل کشور استفاده می‌کنند، ضرب کنیم به اعداد جالبی می‌رسیم. فرض می‌کنیم عدد ۲۵۰ هزار تومان برای دسته‌ای باشد که کمترین هزینه را برای فیلترشکن می‌پردازد. عدد ۷۵۰ هزار تومان دسته دوم و عدد یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان برای دسته سوم بوده است.

اگر جمعیت کشور را در حدود ۸۷ میلیون نفر در نظر بگیریم، می‌توان سهم‌ها را محاسبه کرده و در نهایت به تخمیتی از پولی که در هر ماه پرداخت می‌شود، رسید. مثلا دسته اول ۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر بوده‌اند که به طور متوسط ۲۵۰ هزار تومان برای فیلترشکن پرداخت کرده‌اند. با جمع این سه دسته، حداقل هزینه‌ای که برای فیلترشکن پرداخت شده، ماهانه ۱۰ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان تخمین زده می‌شود.

پارادوکس سیاست‌گذاری دیجیتال

درنهایت یافته‌های این پیمایش پرده از یک پارادوکس ساختاری برمی‌دارد. سیاست محدودسازی به جای آنکه ترافیک مصرفی را به پلتفرم‌های جایگزین هدایت کند، تنها به تغییر ابزار دسترسی منجر شده است. فیلترینگ توانمندی اقتصادی شهروندان را هدف قرار داده و تبعات امنیت سایبری را به همراه داشته است. وقتی اکثریت مطلق یک جامعه برای بدیهی‌ترین ارتباطات خود به شبکه‌های ثانویه متکی می‌شوند، سیاست‌گذار نه تنها کنترل بر فضای دیجیتال را از دست داده، بلکه زیربنای یک اقتصاد زیرزمینی بزرگ و شبکه‌ای از مخاطرات امنیتی را با دست خود پی‌ریزی کرده است.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.