آخرین سنگر سرمایهگذاری در جنگ؛ وقتی مردم به طلا پناه بردند
در شرایطی که بازار فیزیکی طلا و دلار با اختلال گسترده مواجه بود، معاملهگران باز هم راه خود را پیدا کردند.
در روزهایی که اخبار متناقض و مه غلیظ عدم قطعیت کشور را فرا گرفته بود، منطق بازارهای مالی به نظر زیر سوال رفته بود. در چنین بزنگاههایی، روایت کلاسیک اقتصاد میگوید که سرمایهگذاران وحشتزده فلج میشوند و داراییهای خود را بیهدف جابهجا میکنند. اما کالبدشکافی دادههای پلتفرم آنلاین طلا(میلی) در یک دوره ملتهب ۴۰ روزه (از اواخر اسفند ۱۴۰۴ تا نیمه فروردین ۱۴۰۵)، داستان کاملاً متفاوتی را روایت میکند.
در این ۴۰ روز، مردم گاهی خریدند، گاهی فروختند و گاهی ترجیح دادند تماشاگر باشند و فقط دارایی را حفظ کنند.
معاملات آنلاین طلا زنده بود
با وجود سایه سنگین اخبار در بازه چهل روزه جنگ، مجموع حجم خرید و فروش در پلتفرم به عدد قابل توجه ۱,۳۴۶,۶۳۲,۷۴۳ میلی رسید. از این میزان، کفه ترازوی خرید با ۶۹۵,۵۶۸,۹۵۹ میلی، در حدود ۷ درصد از کفه فروش با ۶۵۱,۰۶۳,۷۸۴ میلی سنگینتر بود. این در حالی است که در روزهای معمول بازار، وزن خرید و فروش تقریبا یکسان بوده است. به زبان ساده سرمایهگذاران به طلا پناه بردند. در واقع دادههای میلی میگوید که طلا همان نقش سنتی پناهگاه در برابر بحرانها را بازی کرده است، البته این بار در بستری مدرن.
مهمتر از حجم معاملات، رفتار کاربران بود. شاید با توجه به تجربه جنگ ۱۲ روزه، حدس اولیه این باشد که عمده سرمایهگذاران سبد طلای خود را خالی کرده یا به طلای فیزیکی هجرت کرده باشند. اما در عمل اتفاق دیگری افتاد. از جامعه کاربران میلی، ۸۲ درصد افراد در برابر فروش هیجانی مقاومت کرده و دارایی خود را حفظ کردند.
همزمان بازار در میانه بحران پویایی خود را حفظ کرد و در جریان بود؛ ۵۵ درصد از کاربران فعال دست به خرید و فروش زدند و نسبت به وقایع تماشاچی صرف نبودند. آنچه که جالب است اینکه رفتار هیجانی فروش در کاربران میلی چندان مشاهده نمیشود. تنها ۴۲ درصد از کاربران، به برداشتهای جزئی برای رفع نیازهای فوری خود بسنده کردند، آن هم در دل جنگ.
کیمیاگری مدرن؛ وقتی طلا به پول نقد تبدیل میشود
یکی از رفتارهای مورد بررسی در این دوره، شیوه استفاده کاربران از داراییهایشان بود. در شرایط بحران، مهمترین نیاز هر فرد، دسترسی به پول نقد برای گذران زندگی است. بر اساس دادهها، میزان کل برداشت و تسویه (یعنی تبدیل کردن طلای دیجیتال به پول نقد بانکی) در این مدت برابر با ۶۲۰۰ میلیارد تومان بود. این نقدشوندگی به کاربران اطمینان میداد که بتوانند در صورت رفع نیاز، بار دیگر وارد بازار شوند و دست به خرید بزنند.
در کنار این نقدشوندگی افرادی هم طلای خود را اهرم کردند تا وام دریافت کنند. حجم کل اعتبار اعطا شده (یعنی وام گرفتن پول نقد با ضمانت گذاشتن طلا) به عدد قابل توجه ۶۲.۷ میلیارد تومان رسید. این یعنی بخشی از مردم به جای حراج کردن دارایی باارزش خود، از آن به عنوان اهرمی برای گذران نیازهای مصرفی روزمره استفاده کردند. به طوری که ۲ هزار و ۱۲۰ کاربر از اعتبار خرید کالا استفاده کردهاند. این افراد توانستند در شرایط بحرانی، نقدینگی بدون از دست دادن دارایی تامین کنند.
نبض بازار همگام با تحولات
مهمترین یافتهای که این اطلاعات به ما میدهد، تعقیب رفتار معاملهگران و تطبیق آن با تحولات و رویدادهای مرتبط با جنگ است.
موج فشار خرید
درام واقعی بازار از ۹ تا ۱۲ اسفند ثبت شد. با مخابره اولین اخبار تنش، بخشی از جامعه دچار وحشت شدند. بیشترین قیمت میلی در ساعات اولیه ثبت شد. در ۱۱ اسفند، وزن خرید به بیش از ۲ برابر فروش رسید؛ نشانهای واضح از هجوم مردم برای تبدیل ریال به طلا.
این اختلاف نشانه یک وضعیت غیرعادی بود که با شرایط آن زمان تطبیق داشت. حجم تماسها با میلی منفجر شد: بیش از ۳۹ هزار تماس تنها در ۳ روز نخست! گزارش میگوید در طول جنگ ۴۰ روزه ۱۳۷۷ ساعت مکالمه بین کاربران و کارشناسان انجام شده. امکاناتی که احتمالا معاملهگران در بستر سنتی به آن دسترسی نداشتند.
اما روی غافلگیرکننده ماجرا قیمت بود؛ قیمت میلی ظرف چند روز به زیر ۲۰,۰۰۰ تومان سقوط کرد. دلیل این اتفاق در بازار موازی پنهان بود. معاملهگران در بازار تتر (که به عنوان دماسنج اقتصادی دیگری برای حفظ ارزش پول عمل میکند و رفتار شانه به شانه با دلار دارد) در حال خروج سرمایه بودند و نرخ آن از ۱۶۷,۰۰۰ به ۱۵۷,۰۰۰ تومان ریخت. قیمتهای جهانی طلا نیز در ایام جنگ روندی کاهشی طی کردند. یک نکته مهم این است که این نمودار فقط «طلا» را نشان نمیدهد، بلکه ترکیب انتظارات جنگی، ترس، نقدشوندگی و رفتار معاملهگران دلار و طلای جهانی را هم بازتاب میدهد. یعنی قیمت فقط با منطق عرضه و تقاضای معمول بالا و پایین نرفته است.
فاز رفت و برگشتی
از ۱۳ تا ۱۸ اسفند، بازار وارد فاز فرسایش روانی شد. دیگر فقط «خرید یکطرفه» غالب نبود؛ بخشی از معاملهگران سود شناسایی کردند، بخشی روی اصلاحها وارد شدند و نتیجهاش یک حرکت پرنوسان خرید و فروش بود. همسایه بازار طلا یعنی تتر هم با ورود به کانال ۱۴۰,۰۰۰ تومان، قیمت طلای داخلی را به زیر ۱۸,۰۰۰ تومان کشاند.
تقاطع مرگبار؛ اوج خرید در کف قیمت
عجیبترین پرده این نمایش در فاصله ۱۹ تا ۲۵ اسفند رقم خورد. در ۱۹ اسفند، همپای اوجگیری اخبار منفی و هک شدن بانک سپه و ملی، رکورد تاریخی خرید شکسته شد و تقاضا به بیش از ۲.۷ برابر عرضه رسید. مردم در بالاترین سطح ترس بودند و در میانه نااطمینانی، خرید آنلاین طلا را افزایش دادند.
درست در همان زمان، ارز دیجیتال در کانال ۱۴۰,۰۰۰ تومان به کف رسیده بود. چند روز بعد در ۲۵ اسفند، قیمت طلای میلی هم به زیر ۱۷,۰۰۰ تومان رسید و پایینترین حجم خرید (خرید کمتر از نصف فروش) ثبت شد. افرادی که با بالا رفتن استرس خریده بودند، پس از فروکشکردن موج هیجانی، توانستند دست به فروش بزنند تا از ضرر بیشتر در امان بمانند.
طغیان علیه روندهای جهانی
از ۲۶ تا ۲۹ اسفند، بازار داخلی ایران رفتار کمسابقهای از خود نشان داد. در حالی که طلای جهانی سقوط آزاد ۱۰ درصد را تجربه میکرد، بازار داخلی کاملاً مسیر معکوسی را در پیش گرفت. قطبنمای واقعی، یعنی تتر با بازگشت به کانال ۱۵۴,۰۰۰ تومان سیگنال جدیدی صادر کرد. معاملهگران هوشمند دریافتند که ارزش ریال در حال افت است، بنابراین برخلاف روند جهانی به خرید روی آوردند و قیمتها را بالا کشیدند. بازار در این مقطع کاملاً به واقعیتهای درونمرزی واکنش نشان داد و راه خود را از جهان جدا کرد.
افزایش فروش در بحران
در ۴ فروردین، با موج جدید اخبار، معاملهگران به شدت دست به خرید در کف قیمتی زدند. تقریبا با هر خبر و رخداد تنشزا در میانه جنگ، یک پیک خرید در میلی ثبت شده است. اما نکته جالب ماجرا به روزهای آخر جنگ باز میگردد؛ روزهای تهدید زیرساختهای برق و «عصر حجر».
در این بازه زمانی دیگر الگوی گذشته تکرار نشد. خبر تنشزا موجب پیک خرید نمیشد. در اغلب این روزها فشار فروش از خرید بیشتر بود. هر چه به پایان اولتیماتوم ترامپ نزدیکتر میشدیم خریدها در میلی جای خود را به فروش میداد.
به نظر معامله از یک بازی سود و ضرر برای بسیاری تبدیل به بازی بقا شده بود. آنها سعی میکردند فقط دارایی خود را نقد کنند تا برای یک حالت بحرانی و عجیب، کمربندها را سفت ببندند. نقدشوندگی بازار هم به آنها اجازه میداد تا بتوانند در پوزیشن فروش قرار بگیرند. حتی از امکان تحویل فیزیکی طلا هم استفاده شد، ۱۲۱۹ نفر بیش از ۹ کیلوگرم طلا در دوره جنگ دریافت کردند.
در نهایت، رابطه میان معاملهگران طلا و بازار سنتی زیر فشار شدید جنگ قرار گرفت، اما دادهها نشان میدهد در روزهایی که بازار سنتی با اختلال و محدودیت مواجه بود، بازار مدرن توانست بخشی از بار نقدشوندگی و امکان معامله را به دوش بکشد؛ نقشی که شاید مهمترین آزمون این بازار در دوره بحران بود.