بازار سیاه فیلترشکن؛ نتیجه سیاستی که به خودش شلیک کرد
به گزارش زومان، در سال ۲۰۲۵، مقالهای در یکی از معتبرترین نشریات اقتصادی جهان، Annual Review of Economics، منتشر شد که پاسخی روشن برای یک سؤال بزرگ داشت: اینترنت چگونه اقتصاد کشورهای در حال توسعه را متحول میکند؟ پژوهشگران با بررسی ۱۵۳ تحقیق علمی به این نتیجه رسیدند که اتصال به شبکه جهانی در بسیاری از زمینهها، اثری مثبت و چشمگیر بر رشد اقتصادی و رفاه مردم دارد. اینترنت دیگر یک ابزار جانبی نیست، بلکه زیرساختی حیاتی برای پیشرفت است؛ مسیری که به نظر میرسد ایران در خلاف جهت آن حرکت میکند و فرصتها را به تهدید تبدیل کرده است.
یک موتور توسعه با سه شاهراه
اینترنت چگونه اقتصاد را به حرکت درمیآورد؟ طبق چارچوب این مقاله، تأثیر آن از سه مسیر اصلی قابل مشاهده است.
اولین مسیر، «سمت عرضه» است؛ یعنی هر چیزی که به تولید کالا و خدمات مربوط میشود. اینترنت با افزایش دسترسی به دانش و فناوری، بهرهوری نیروی کار را بالا میبرد و به شرکتها کمک میکند تا کارآمدتر شوند. در واقع، اینترنت به کارگران و کسبوکارها ابزارهای بهتری برای تولید میدهد.
مسیر دوم، «سمت تقاضا» است، جایی که مصرفکنندگان و بازارها قرار دارند. اینترنت با کاهش هزینههای جستجو، بازارهای جدیدی را به روی فروشندگان باز میکند و به خریداران قدرت انتخاب بیشتری میدهد. این یعنی موانع اطلاعاتی که قبلاً خرید و فروش را سخت میکرد، از بین میرود.
مسیر سوم نیز به «بخش عمومی» یا دولت مربوط است. اینترنت میتواند ارائه خدمات دولتی، از جمعآوری مالیات گرفته تا فرآیندهای اداری را شفافتر و کارآمدتر کند. به این ترتیب، هم شهروندان و هم دولت از این فناوری سود میبرند.
از نیجریه تا فیلیپین: وقتی اتصال، سفرهها را بزرگتر میکند
این ایدهها فقط روی کاغذ نیستند. شواهد واقعی از سراسر جهان نشان میدهد که اینترنت زندگی مردم را بهطور ملموس تغییر داده است. برای مثال، راهاندازی اینترنت پهنباند موبایلی در نیجریه باعث افزایش اشتغال، بالا رفتن مصرف خانوارها و کاهش فقر شد. نتایج مشابهی در سنگال و تانزانیا هم دیده شده است. در فیلیپین، نصب دکلهای مخابراتی در مناطق مختلف به شکل مستقیم درآمد مردم و امنیت غذایی آنها را بهبود بخشید.
در مقابل، تجربه قطع اینترنت نیز هزینههای سنگین آن را آشکار کرده است. تحقیقی در هند نشان داد که قطع دسترسی به اینترنت، فعالیتهای اقتصادی را بین ۲۵ تا ۳۵ درصد کاهش داده است.
این اعداد و ارقام یک پیام روشن دارند: اتصال به اینترنت یک امتیاز لوکس نیست، بلکه یک ضرورت اقتصادی است که نبود آن، خسارتهای جبرانناپذیری به همراه دارد. یعنی دیگر نمی شود گفت اینترنت یک کالای «لوکس» است؛ اتفاقا خیلی هم «ضروری» است.
تصویر معکوس در ایران: طولانیترین قطعی، بیکیفیتترین اینترنت
در حالی که جهان از اینترنت برای توسعه بهره میبرد، گزارش انجمن تجارت الکترونیک ایران در سال ۲۰۲۶ روایتی کاملاً متفاوت را به تصویر میکشد. ایران نه تنها رکورد «طولانیترین قطع اینترنت» را به نام خود ثبت کرده، بلکه همچنان در میان ۱۰۰ کشور با بیشترین تولید ناخالص داخلی (GDP)، یکی از بیکیفیتترین اینترنتها را دارد. تجربه کاربری اینترنت در ایران با سه کلمه توصیف میشود: کند، محدود و پر از اختلال.
این وضعیت خسارتی روزانه بیش از ۵ هزار میلیارد تومان به اقتصاد کشور تحمیل کرده و آخرین امیدها برای رشد اقتصاد دیجیتال را از بین برده است. پرسش اصلی این است که چرا سیاستگذار ایرانی، در عصر هوش مصنوعی، محدودیت و قطعی اینترنت را یک راهکار امنیتی میداند، در حالی که این رویکرد در عمل یک «خطای راهبردی» است که ایران را منزوی کرده و به زندگی شهروندانش آسیب میزند.
بازار سیاه یک نیاز اساسی
هرجا یک نیاز اساسی سرکوب شود، بازاری زیرزمینی برای آن شکل میگیرد. پیمایش ملی مرکز افکارسنجی ایسپا که در زمستان ۱۴۰۴ انجام شد، ابعاد این بازار را روشن میکند. ۸۲.۴ درصد کاربران ایرانی برای دسترسی به اینترنت آزاد به فیلترشکن نیاز دارند. جالبتر آنکه حتی در میان کسانی که بیشتر از شبکههای اجتماعی داخلی استفاده میکنند، ۷۳ درصد باز هم از فیلترشکن استفاده میکنند. این آمار نشان میدهد که اتصال به جهان یک نیاز پایهای است و نمیتوان آن را با توسعه ابزارهای داخلی محدود کرد.
این تقاضای گسترده، بازاری پرسود برای فروشندگان فیلترشکن ایجاد کرده است. بررسیها نشان میدهد سود تقریبی این فروشندگان نزدیک به سه برابر هزینهشان است. در واقع، سیاستی که قرار بود دسترسی را محدود کند، تنها کسبوکاری جدید برای عدهای ایجاد کرده که حق مسلم مردم را به خودشان میفروشند.
نسلی که با فیلترشکن بزرگ میشود
نگرانکنندهترین بخش این گزارش، آمار مربوط به کودکان و نوجوانان است. حدود ۳۰ درصد از کودکانی که والدینشان در این نظرسنجی شرکت کردهاند، از فیلترشکن استفاده میکنند. این یعنی سیاست فیلترینگ که با شعار «صیانت از کاربران» اجرا میشود، آسیبپذیرترین قشر جامعه را ناخواسته در معرض محتوای نامناسبی قرار میدهد که در بسیاری از کشورهای جهان از طریق تنظیمات پلتفرمها یا قوانین ملی کنترل میشود. با اصرار بر فیلترینگ، این کنترل حتی از دست خانوادهها نیز خارج شده است.
سیاستی که به خودش شلیک میکند
تجربه نشان داده است که راهکارهای دستوری و تلاش برای محدود کردن یک خواست عمومی، نتیجه عکس میدهد. در نهایت، به نظر میرسد سیاستگذاران با درکی نادرست از شرایط، یک حق اولیه شهروندی را به امتیازی تبدیل کردهاند که باید برای عدهای خاص «سفید» شود. این رویکرد نه تنها ناکارآمد و زیانده است، بلکه خسارتهای بزرگ اقتصادی و اجتماعی به همراه دارد. همانطور که گزارش انجمن تجارت الکترونیک تأکید میکند: «هیچ راهکار فنیای در جهان وجود ندارد که بتواند برخلاف خواست اکثریت، محدودیتهای غیرقابل قبول را به مردم تحمیل کند.»
به گزارش انجمن تجارت الکترونیک، نزدیک به نیمی از مردم ایران حاضرند برای دسترسی به اینترنت ماهوارهای بیش از دو برابر هزینه فعلی را بپردازند. این نشان میدهد که تقاضا برای ارتباط آزاد آنقدر قوی است که با هیچ راهکار فنی نمیتوان جلوی آن ایستاد.