راز بقا در عصر هوش مصنوعی؛ قربانی بعدی AI کیست؟

یک‌شنبه 26 بهمن 1404 - 12:58
مطالعه 3 دقیقه
بانک HSBC
سرمایه‌گذاران سه سال رویای هوش مصنوعی را در سر داشتند، اما اکنون که رویا به واقعیت پیوسته، در حال فرار از بازار هستند. چرا این اتفاق می‌افتد؟

به گزارش زومان، سرمایه‌گذاران سال‌ها شیفته‌ پتانسیل‌های AI بودند، اما حالا که این فناوری کم‌کم از دنیای وعده‌ها پا به دنیای واقعیت می‌گذارد، دکمه «فروش» را بی‌محابا فشار می‌دهند.

این موج فروش، کور و بی‌تفاوت است. سیلی که ابتدا از دره‌ شرکت‌های نرم‌افزاری سرازیر شد، حالا به مزارع سرسبز صنایع دیگر هم رسیده؛ از مشاوران املاک گرفته تا شرکت‌های لجستیک و پستی، همه زیر آب رفته‌اند. روایت فارن افرز نشان می‌دهد که در این شرایط باید یک درس مهم از انقلاب‌های فناورانه‌ گذشته گرفت که امروز فراموش شده است: بین تهدیدی که متوجه «کارکنان» یک شرکت است و تهدیدی که متوجه «خود شرکت» (و سهامدارانش) است، باید تفاوت قائل شد.

برای مثال، به حوزه بانکداری نگاه کنید. در یک دهه، بانکداری از دنیای شعبه‌های فیزیکی به اپلیکیشن‌های موبایلی مهاجرت کرد. این تغییر برای ده‌ها هزار کارمند بانک گران تمام شد؛ چهار بانک بزرگ بریتانیا بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴، مجموعاً ۱۲۴ هزار شغل را حذف کردند. اما سهامدارانشان چه شدند؟ آن‌ها حالشان بسیار خوب بود. سهام بانک‌هایی مثل Lloyds و Barclays در همان دوران به بالاترین سطح خود پس از بحران مالی جهانی رسید.

این الگو امروز هم در حال تکرار است. وقتی شرکت گمنامی به نام الگوریتم هولدینگز Algorhythm) Holdings) اعلام کرد ابزار هوش مصنوعی جدیدش به اپراتورهای حمل‌ونقل اجازه می‌دهد چهار برابر بار فعلی را بدون استخدام حتی یک نیروی جدید مدیریت کنند، سهام شرکت‌های لجستیک سقوط کرد.

این خبر برای برنامه‌ریزان حمل‌ونقل فاجعه است، اما برای مدیران آن شرکت‌ها چطور؟ این یعنی کاهش هزینه‌ها و افزایش سودآوری. به همین ترتیب، یکی از بنیان‌گذاران استارتاپ مدیریت ثروت کلِو (Clove) به فایننشال تایمز گفته است که کمک هوش مصنوعی به یک مشاور مالی اجازه می‌دهد صدها مشتری را پوشش دهد، در حالی که امروز حدود ۱۰۰ مشتری را مدیریت می‌کند. این ممکن است برای مشاور فردی که همکار جذاب‌تر یا پرکارتر در کنار خود دارد، نگران‌کننده باشد؛ اما برای یک مدیر مالی بی‌طرف، به نظر می‌رسد فرصتی برای کاهش هزینه‌ها یا رشد باشد.

البته، هوش مصنوعی یک ریسک برای شرکت‌هایی است که بیش از حد کند و ناکارآمد هستند و نمی‌توانند از آن بهره‌برداری کنند و در برخی بخش‌ها، شرکت‌های فناوری‌محور جدید هم‌اکنون رقبای جدی برای شرکت‌های قدیمی هستند و هزینه عقب ماندن را بالا برده‌اند.

از این نظر، فروش سهام تا زمانی که شرکت‌ها جزئیات بیشتری درباره تأثیر هوش مصنوعی بر کسب‌وکار خود ارائه دهند، چندان غیرمنطقی به نظر نمی‌رسد. مشکل دیگر این است که اکثر مدیران درباره ریسک برای کارکنان محتاطانه حرف می‌زنند و بیشتر درباره افزایش بهره‌وری کارکنان موجود صحبت می‌کنند، انگار هوش مصنوعی تقاضای بیشتری برای محصولاتشان ایجاد می‌کند؛ موضوعی که برای همه شرکت‌ها در تمام صنایع نمی‌تواند درست باشد.

با این حال، این ایده که شرکت‌های نوپای مبتنی بر هوش مصنوعی بتوانند یک‌شبه غول‌هایی را که دهه‌ها برای ساختن شبکه‌ی مشتریان و زیرساخت‌هایشان زحمت کشیده‌اند، از میدان به در کنند، کمی دور از ذهن به نظر می‌رسد. دسترسی به سرمایه، وفاداری مشتری و روابط تجاری، هنوز هم دارایی‌های ارزشمندی هستند.

اما شاید سرمایه‌گذاران سوال اشتباهی می‌پرسند. طرف دیگر این معادله، سرنوشت کارمندانی است که شغلشان در خطر است. به جای اینکه بپرسیم این شرکت‌ها چگونه سود خواهند کرد، شاید باید بپرسیم: کارکنانی که در معرض جایگزینی با هوش مصنوعی هستند، پول خود را کجا خرج می‌کنند؟ شاید موج بعدی بحران، نه در شرکت‌های فناوری، که در فروشگاه‌ها، رستوران‌ها و کسب‌وکارهای کوچکی باشد که مشتریانشان، همین کارمندان دیروز هستند.

شما فکر می‌کنید هوش مصنوعی یک تهدید است یا یک فرصت؟ نظرتان را با ما در میان بگذارید.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.