راز جهش ۱۰ درصدی قیمت دلار؛ ظهور یک تقاضای مرموز در بازار ارز

یک‌شنبه 12 بهمن 1404 - 12:44
مطالعه 5 دقیقه
دلار بازار ارز
دلار در اوج بی‌نظمی است؛ از ۱۳۵ به ۱۶۲ هزار تومان در دو هفته! اما چرا در فصل رکود خرید، بازار این‌طور می‌تازد؟ پای ترس و جنگ در میان است.
تبلیغات

به گزارش زومان، در روزهای اخیر، معادله قیمت دلار یک مجهول دارد؛ بازیگری که ظاهرا ترازوی عرضه و تقاضا را به یک سمت سنگین کرده است. درست زمانی که اینترنت قطع بود، اسکناس آمریکایی تا پله‌ ۱۳۵ هزار تومان هم عقب نشسته بود. با اولین زمزمه‌های وصل شدن اینترنت، تا ۱۴۵ هزار تومان خیز برداشت و با سبز شدن چراغ مودم‌ها، عدد عجیب ۱۶۲ هزار تومان را هم به چشم دید. همه این بالا و پایین‌ها در روزهای عادی اقتصادی ایران شاید یکی دو ماهی طول بکشد، اما این بار در کمتر از یک هفته، رشد ۱۰ درصدی ثبت شد؛ اتفاقی که نمی‌توان به سادگی از کنارش گذشت.

وضعیت بازار از نگاه همتی

این نوسانات در حالی رخ می‌دهد که روی کاغذ، اوضاع عرضه چندان بد به نظر نمی‌رسد. رئیس کل بانک مرکزی اخیراً اعلام کرده که چیزی حدود ۲.۷۵ میلیارد دلار، ظرف دو هفته در بازار تجاری معامله شده که تمامی آن توسط صادرکنندگان غیرنفتی عرضه شده است. تازه عبدالناصر همتی می‌گوید بازار از ۵۰۰ میلیون دلار مازاد تقاضای روزانه به ۷۰ میلیون دلار مازاد عرضه در این دو هفته رسیده است. یعنی نه تنها طبق این روایت در مرکز مبادله دلار کم نیامده که زیاد هم آمده و بخشی زیادی از تخصیص‌های باز شده با پاسخ از سوی متقاضیان روبرو نشده است.

نرخ دلار در این مرکز در محدوده ۱۲۰ تا ۱۳۰ هزار تومان بوده و تقاضاهای رسمی برای واردات اقلامی مانند موبایل و قطعات خودرو بدون کم و کاست تامین شده است. نیاز کالاهای اساسی هم با دلار ۱۱۳ هزار تومانی پاسخ داده می‌شود. پس روایت رسمی می‌گوید که وضعیت عرضه برای تقاضای واقعی مطلوب است و کمبودی وجود ندارد.

معمای تقاضا در فصل رکود

بیایید پرده دوم را هم کنار بزنیم. الان نه خبری از خریدهای سنگین کریسمس تجار است و نه کسب‌وکارها امیدی به بازار شب عید دارند که بخواهند انبارها را پر کنند. یعنی هم از پیک تقاضای تقویم سال میلادی گذشته، هم به فرض اینکه کسی به دنبال پر کردن انبارهایش برای بازار شب عید بوده هم تا به حال خریدهایش را انجام داده است. پس چطور می‌توان انفجار قیمت را در فصل رکود تقاضا توضیح داد؟

گروهی می گویند بخشی از ماجرا قطعاً به تقاضای انباشته برمی‌گردد؛ فنری که دو سه هفته زیر فشار قطعی اینترنت فشرده شده بود و حالا رها شده است. اما این را باید لحاظ کرد که بخش رسمی در این دو هفته مشکلی برای خرید نداشته و آمارهای بانک مرکزی می‌گوید که نزدیک به ۳ میلیارد دلار معامله انجام شده که نسبت به قبل، بیشتر هم است. یعنی بخش رسمی پویاتر از قبل در حال کار بوده است. پس احتمالا تقاضای انباشته توضیح دهنده همه ماجرا نیست.

سیگنال مهم از بازار درهم

یک علامت وجود دارد که نشان می‌دهد ابعاد بازی این بار می‌تواند بزرگتر از نوسانات مرسوم بازار باشد. نکته‌ای که نباید از آن غافل شد، رفتار درهم امارات است. درهم که معمولاً ماهیت تجاری دارد و کندتر از اسکناس حرکت می‌کند، در همین مدت کوتاه با اسکناس کورس انداخته است! حرکتی از ۴۰،۴۰۰ تومان به ۴۴ هزار تومان؛ ۹ درصد رشد در یک هفته! آن هم در وضعیتی که رئیس کل بانک مرکزی می‌گوید تمام تقاضای تجاری پاسخ داده شده است. وقتی حواله درهم (که ابزار واردات است) چنین رشدی می‌کند، یعنی ماجرا فراتر از سفته‌بازی‌های چهارراه استانبول است.

ترس؛ بازیگردان اصلی میدان

در کنار تقاضای انباشته، باید فاکتور «نگرانی از آینده» را بررسی کرد. این نگرانی وجوه مختلفی دارد و صرفا برای بازیگران اقتصادی نیست.

بازیگران اقتصادی: تصور کنید شما یک واردکننده هستید؛ وقتی چشم‌انداز بازار شب عید تیره است، به جای اینکه سرمایه‌تان را به کالا (مثل موبایل یا ادکلن) تبدیل کنید که فروختنش ریسک دارد، ترجیح می‌دهید خودِ دلار را بخرید تا قدرت خریدتان حفظ شود. حتی کاسبان داخلی هم احتمال دارد بودجه خرید پایان سال را فعلا تبدیل به دلار کنند. در چنین حالتی بخشی از تقاضای شب عید پیشاپیش تبدیل به دلار می‌شود.

بستن چمدان جنگ: بازار در حال پیش‌خور کردن وضعیت تنش شدید هم است. حافظه‌ی تاریخی معامله‌گران، نوسانات پس از جنگ ۱۲ روزه را به یاد دارد و این‌بار می‌خواهد قبل از وقوع حادثه، کمربندها را ببندد. رفتار مشابهی از سوی فعالان بورس تهران نیز مشاهده می‌شود. در آنجا هم با توجه به اینکه خاطره بدی از جنگ ۱۲ روزه در ذهن دارند، سعی می‌کنند که تا جای ممکن سهامش را نقد کند تا در روز اضطرار در صف فروش نمانند.

بازیگران فراتر از میدان اقتصاد: اما نگرانی از آینده دیگر فقط مختص فعالان اقتصادی نیست، تمام جامعه را دربر گرفته و در این بین افرادی که توان خرید دلار را دارند، دست به خرید بزرگ می‌زنند. شاید این فرضیه را بتوان برای بخش مجهول ماجرا عنوان کرد که گروهی از خریداران این روزها، کسانی هستند که ریال‌های خود را به دلار تبدیل می‌کنند. تقاضایی که ماهیت آن، بیش از مصرف یا نوسان‌گیری، دارایی‌محور و احتیاطی است. این تقاضا را می‌توان به‌طور تحلیلی در دو دسته متمایز بررسی کرد:

تفاوت این گروه با خریداران خرد دلار، صرفاً در حجم خرید نیست، بلکه در هدف نگه‌داری دارایی است. خریداران خرد معمولاً با انگیزه حفظ ارزش دارایی در برابر تورم وارد بازار می‌شوند؛ اما این گروه، هم حجم بالاتری خرید می‌کند و هم دلار را به‌عنوان ابزاری برای جابه‌جایی بالقوه دارایی در شرایط اضطرار در نظر می‌گیرد.

  • اسکناس؛ خروج سرمایه بدون عبور از مرز: دسته نخست، تقاضایی است که خود را در خرید اسکناس دلار نشان می‌دهد. از نگاه تحلیل‌گران ارزی، خرید اسکناس ـ حتی اگر ارز به‌طور فیزیکی از کشور خارج نشود ـ می‌تواند کارکردی مشابه خروج سرمایه داشته باشد. اسکناس‌های خریداری‌شده نه سپرده‌گذاری می‌شوند و نه وارد چرخه تأمین مالی و سرمایه‌گذاری قرار می‌گیرند؛ در نتیجه، عملاً از مدار اقتصاد رسمی خارج می‌شوند.

به گفته یکی از تحلیل‌گران بازار ارز، نرخ کارمزد حواله که در شرایط عادی معمولاً در محدوده چهار درصد قرار دارد، اخیراً برای برخی مقاصد خاص ـ از جمله مسیرهایی که به‌طور سنتی برای نگه‌داری امن دارایی شناخته می‌شوند ـ تا حدود ۱۰ درصد نیز افزایش یافته است. به باور این تحلیل‌گر، چنین افزایشی نه از جنس نوسان هزینه‌های عملیاتی، بلکه نشانه‌ای از رشد تقاضای غیرروتین و احتیاطی برای انتقال دارایی است.

  • حواله؛ خروج بالفعل سرمایه: دسته دوم، تقاضایی است که در بازار حواله بروز می‌کند؛ جایی که خروج سرمایه از حالت بالقوه خارج شده و به انتقال واقعی دارایی به خارج از کشور می‌رسد. در این بخش، انگیزه‌ها عموماً تجاری نیستند و بیشتر به کاهش مواجهه با ریسک‌های غیرقابل پیش‌بینی بازمی‌گردند.

چرا اکنون؟

از منظر تحلیلی، خروج سرمایه پدیده‌ای تازه در اقتصاد ایران نیست؛ اما معمولاً این رفتار در سطوح بالای نرخ ارز تشدید نمی‌شود. بروز این تقاضا در شرایط فعلی، بیش از آنکه به جذابیت قیمتی دلار مربوط باشد، به تغییر محاسبه ریسک از سوی دارندگان دارایی بازمی‌گردد. به‌نظر می‌رسد بخشی از سرمایه‌گذاران به این جمع‌بندی رسیده‌اند که در بزنگاه‌های پرتنش، هزینه «ماندن» می‌تواند از هزینه «نماندن» بیشتر باشد؛ و برای نماندن، حتی به‌صورت بالقوه، باید دلار در اختیار داشت.

فراتر از بازار رسمی

در چنین وضعیتی، تحلیل بازار ارز صرفاً از مسیر بازار تجاری ـ که برای واردکننده و صادرکننده طراحی شده ـ تصویر کاملی ارائه نمی‌دهد. در شرایط اوج نااطمینانی سیاسی، متغیرهایی مانند حافظه بحران، ترجیح نقدشوندگی و انگیزه‌های حفاظتی، نقشی تعیین‌کننده در سمت تقاضا ایفا می‌کنند.

به بیان دیگر، بازار الزاماً منتظر وقوع یک شوک نیست؛ بازار در حال قیمت‌گذاری «احتمال خروج» است.

به نظر شما تا چه حد این فرضیه می‌تواند در معادلات بازار موثر باشد؟ استراتژی شما در این روزها چیست؟ نظرات خود را بنویسید.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.