سود کدام خودرو برای «ایران خودرو» بالاتر است؟
خودرو، قطعات و لوازمی که طی سال ۱۴۰۴ از ایران خودرو خریدهاید نه تنها سود بالایی به این شرکت رسانده بلکه ضرر سال گذشتهاش درخصوص فروش داخلی را هم جبران کرده است. اما شاید برایتان جالب باشد که بدانید در میان خودروها آن چه بیشترین سود را به این شرکت رسانده خودرویی بوده که احتمالا انتظارش را نداشتهاید.
معادلات سود و زیان در خطوط هفتگانه
به گزارش زومان، صورت مالی سال ۱۴۰۴ شرکت ایرانخودرو، به تازگی به روز شده است. این شرکت در سال گذشته از محل فروش قطعات، لوازم و محصولات داخلی خود، دقیقاً ۱۳ هزار و ۶۰۴ میلیارد تومان سود ناخالص ثبت کرده است. سود ناخالص، یعنی پولی که پس از کسر هزینههای مستقیم تولید باقی میماند و هنوز مالیات، سود بانکی و هزینههای اداری از آن کم نشده است. این رقم زمانی وزن واقعی خود را نشان میدهد که بدانیم همین شرکت در سال مالی منتهی به اسفند ۱۴۰۳، رقم ۴۸ میلیارد تومان زیان را در کارنامه خود ثبت کرده بود. به عبارت دیگر سود ناخالص این شرکت از محل فروش داخلی در ۱۴۰۴ چندین برابر ضرری است که سال قبلش کرده بود.
درآمد اصلی این غول خودروسازی ایران از فروش خودروهای تولیدی و تا حدودی قطعات یدکی تامین میشود. بررسی عملکرد سال گذشته نشان میدهد که سبد محصولات ایرانخودرو از هفت گروه اصلی تشکیل شده است. در این میان، تنها خط تولید «سورن» با زیان ناخالص مواجه بوده و ۶ گروه دیگر سودده بودهاند.
شاید در نگاه اول، با توجه به تیراژ بالای خانواده «پژو»، انتظار برود که این گروه پرچمدار سودآوری باشد. اما دادهها این پیشفرض را رد میکنند. بیشترین سود ناخالص کل مربوط به فروش «قطعات و لوازم» بوده و در میان خودروها هم به گروه «تارا» با ۳.۵ هزار میلیارد تومان اختصاص دارد. پس از آن، گروه «دنا» با ۳.۴ هزار میلیارد تومان و گروه «پژو» با ۳.۳ هزار میلیارد تومان در رتبههای بعدی قرار میگیرند. در مقابل، گروه «سورن» به تنهایی ۱.۸- هزار میلیارد تومان زیان روی دست شرکت گذاشته است. گروههای «رانا»، «هایما» و «سایر محصولات» نیز در رده های بعدی سوددهی بوده اند.
حاشیه سود در سطح تکمحصول
تقسیم سود ناخالص هر گروه بر تعداد خودروهای فروخته شده، زاویه دیگری از اقتصاد این کارخانه را نمایان میکند. در سال ۱۴۰۴، ایرانخودرو به ازای فروش هر دستگاه «تارا»، معادل ۴۱ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان سود ناخالص به دست آورده است. میانگین نرخ فروش این خودرو در صورتهای مالی حدود ۸۰۰ میلیون تومان ثبت شده است؛ به عبارت دیگر، حاشیه سود ناخالص این محصول ۵.۲ درصد از کل قیمت فروش آن بوده است. حاشیه سود، شاخصی است که نشان میدهد از هر صد تومان فروش، چند تومان آن به عنوان سود در شرکت باقی میماند.
در سطح کلانتر، سود حاصل از فروش هر خودرو در بیشتر گروههای تولیدی، رقمی بین ۲۰ تا ۴۰ میلیون تومان در نوسان است. گروه «دنا» با سود ۳۷.۰ میلیون تومانی (حاشیه سود ۴.۵ درصد) و «رانا» با ۲۹.۹ میلیون تومان (حاشیه سود ۴.۸ درصد) در تعقیب تارا هستند. در نقطه مقابل، تولید «سورن» کاملاً زیانده است؛ هر دستگاه از این خودرو به طور متوسط ۱۱.۹ میلیون تومان زیان به همراه داشته که معادل منفی ۲.۰ درصد از نرخ فروش آن است.
ظرفیتهای تولید و رسوب در انبار
سودآوری تنها یک روی سکه است؛ روی دیگر آن، توانایی شرکت در تبدیل تولید به فروش است. نسبت فروش به تولید در گروه «تارا» حدود ۹۷ درصد بوده است. این در حالی است که فروش سایر محصولات عمدتاً در مرز ۱۰۰ درصد تولید قرار داشتهاند. کمترین نسبت فروش به تولید در این میان به «هایما» تعلق دارد که روی عدد ۹۳ درصد متوقف شده است.
در نهایت، متغیر تعیینکننده دیگر، میزان استفاده از ظرفیت اسمی کارخانه است. ظرفیت تولید، یعنی حداکثر توان ماشینآلات و خطوط برای ساخت خودرو در یک دوره زمانی مشخص. دادهها نشان میدهند که به استثنای «هایما» و گروه «سایر محصولات»، تولید در سایر گروههای اصلی ایرانخودرو با استفاده از بالای ۹۰ درصد ظرفیت ممکن انجام شده است؛ سطحی از فعالیت صنعتی که نشان میدهد ماشینآلات با حداکثر توان در حال کار هستند، حتی اگر خروجی آنها مانند خط تولید سورن، مستقیماً به زیان انباشته شرکت اضافه کند.