صف ۵۷۰۰ همتی پشت در سایپا! رویای یک شبه پولدار شدن ۳ میلیون نفر
روز گذشته میلیونها ایرانی با هیجان کد ملی خود را در سایت سایپا وارد کردند، به امید دیدن یک پیام ساده: «شما برنده شدهاید». اما برای اکثر قریب به اتفاق آنها، این هیجان خیلی زود تبدیل به ناامیدی شد و فهمیدند این بار هم شانسی نداشتهاند. اگر شما هم یکی از این افراد هستید، بدانید که تنها نیستید. در حقیقت، شما در کنار نزدیک به صدها هزار نفر دیگر ایستادهاید که در این بختآزمایی بزرگ شرکت کرده و دست خالی بازگشتهاند.
این صف طولانی، داستان تقاضای واقعی برای خودرو نیست؛ این روایت یک لاتاری برای سود است. وقتی اختلاف قیمت کارخانه و بازار یک خودرو به طور میانگین به ۹۱۴ میلیون تومان میرسد و در مواردی مانند چانگان CS55 از ۲ میلیارد تومان هم فراتر میرود، دیگر با یک کالای مصرفی طرف نیستیم. برنده شدن در این قرعهکشی، تنها به معنای خرید یک ماشین نیست، بلکه به معنای دریافت یک جایزه نقدی هنگفت، بدون ریسک و بدون مالیات است.
رویای یک شبه میلیاردر شدن
بیایید به اعداد نگاهی دقیقتر بیندازیم. برای ۳۰ دستگاه خودروی چانگان CS55، یک میلیون و پانصد هزار نفر ثبتنام کردهاند. این یعنی شانس برنده شدن هر فرد، یک در ۵۰ هزار است! برای چانگان CS35 نیز وضعیت مشابهی برقرار است و شانس موفقیت یک به ۴۷.۵ هزار نفر است. در چنین شرایطی، برنده شدن بیشتر شبیه به یک معجزه است تا یک فرآیند خرید منطقی. همین اعداد کافی است تا بفهمیم چرا این قرعهکشیها، به خصوص آنهایی که نیازی به بلوکه کردن پول ندارند، به یک بازی شانس تبدیل شدهاند.
اگر با توجه به اطلاعات موجود، فقط همین دو خودرو را در نظر بگیریم، با توجه به اینکه میانگین اختلاف قیمت بازار و کارخانه آنها به ۱.۹۷ میلیارد تومان میرسد و همچنین ۲.۹۲ میلیون نفر نتوانستهاند در آن برنده شوند، حجم تقاضای سفتهبازی که فقط برای همین دو خودرو شکل گرفته، به عددی باورنکردنی میرسد: ۵۷۷۶ همت (هزار میلیارد تومان). این رقم تقریبا با بودجه عمومی یک سال کشور برابری میکند! البته که این تقاضا «موثر» نیست و اکثر این افراد پول خرید خودرو را ندارند، اما حاضرند شانس خود را در این لاتاری امتحان کنند.
تعداد متقاضی (نفر) | تعداد عرضه - طرح عادی | شانس برنده شدن | |
|---|---|---|---|
سایپا 441p | ۱,۵۰۰,۰۰۰ | ۳۰ | ۱ در ۵۰,۰۰۰ |
سایپا 421p | ۱,۴۲۶,۰۰۰ | ۳۰ | ۱ در ۴۷,۵۳۳ |
متهم ردیف اول: قیمتگذاری دستوری
ریشهی این بازی عجیب و غریب را باید در یک سیاست مشخص جستجو کرد: قیمتگذاری دستوری. این سیاست با سرکوب مصنوعی قیمت در کارخانه، در حالی که تورم افسارگسیخته و نرخ ارز، قیمتها را در بازار آزاد به پرواز درآورده، عملاً یک «ماشین تولید رانت» خلق کرده است. در این اکوسیستم معیوب، خودرو از یک کالای مصرفی برای حملونقل، به یک کالای سرمایهای برای حفظ ارزش پول تبدیل شده که گاهی از طلا و دلار هم جذابتر به نظر میرسد. تا زمانی که این شکاف عمیق میان قیمت کارخانه و بازار پر نشود، بازار خودرو ایران نه محل تلاقی عرضه و تقاضا، که صحنه توزیع رانت و لاتاریهای میلیونی باقی خواهد ماند.
شما هم در این قرعهکشیها شرکت کردهاید؟ نظرتان درباره این بازار چیست؟