پرش به محتوای اصلی

۶ گزینه‌ آمریکا علیه ایران

مطالعه ۷ دقیقه
ناو هواپیمابر (Aircraft Carrier) ایالات متحده با جنگنده‌های مستقر روی عرشه در اقیانوس

آمریکا برای اعمال فشار بر ایران شش گزینه‌ی نظامی پیش رو دارد، اما هر سناریو می‌تواند به ضدحمله و جنگی بزرگ‌تر منتهی شود.

مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS) در مطلبی تازه نوشت: دولت دونالد ترامپ در شرایطی با ایران مذاکره می‌کند که هم‌زمان در حال تقویت حضور نظامی خود در خاورمیانه است. مبنای این رویکرد آن است که تهران حکومتی نیست که به‌سادگی امتیاز بدهد؛ حکومتی که مشروعیت سیاسی خود را تا حد زیادی بر مقاومت در برابر آمریکا و مخالفت با اسرائیل بنا کرده است. به همین دلیل، واشنگتن در کنار پیگیری مذاکرات، گزینه‌های نظامی احتمالی را نیز بررسی می‌کند.

این تحلیل شش گزینه را برای اقدام احتمالی آمریکا مطرح می‌کند. نقطه مشترک همه آن‌ها، حفظ فشار اقتصادی موجود بر ایران، شامل تحریم‌ها و محاصره دریایی است. با این حال، هر گزینه هزینه‌ها و خطرات خاص خود را دارد و می‌تواند به‌جای وادار کردن تهران به عقب‌نشینی، زمینه گسترش درگیری را فراهم کند.

دیپلماسی قهری؛ مذاکره همراه با نمایش قدرت

نخستین گزینه، ادامه مذاکرات هم‌زمان با افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه است. هدف این رویکرد، کشاندن ایران به میز مذاکره با شرایطی مطلوب‌تر برای واشنگتن است.

در این راهبرد، قدرت نظامی برای نشان دادن هزینه‌های احتمالی مقاومت به کار گرفته می‌شود و در مقابل، امتیازهای کوتاه‌مدت نیز می‌تواند برای ترغیب تهران به توافق ارائه شود. اعزام تجهیزات بیشتر، از جمله یک ناوگروه رزمی ناو هواپیمابر دیگر، و ارسال امکانات پشتیبانی مانند هواپیماهای سوخت‌رسان، بخشی از این نمایش قدرت خواهد بود. ارتباطات راهبردی و عملیات اطلاع‌رسانی نیز برای انتقال پیام به مقام‌های ایرانی به کار گرفته می‌شود.

این گزینه می‌تواند نگرانی متحدان آمریکا در خلیج فارس را کاهش دهد؛ کشورهایی که از بازگشت درگیری گسترده نگران‌اند. اما دو خطر اصلی دارد: نخست، برنامه‌های تهاجمی‌تر اسرائیل ممکن است مسیر دیپلماسی را مختل کند. دوم، ایران ممکن است فشار آمریکا را آزمایش کند و با حملات محدود به کشتیرانی تجاری یا تهدید زیرساخت‌های حیاتی منطقه، موضع خود را تقویت کند.

حملات متقابل محدود به اهداف نظامی

گزینه دوم، اجرای حملات محدود علیه تجهیزات کلیدی نظامی ایران، از جمله رادارهای ساحلی و سامانه‌های پدافند هوایی ا ۰ست. هدف، کاهش بخشی از توان نظامی ایران و نشان دادن توانایی آمریکا برای وارد کردن ضربه در زمان و مکان دلخواه است.

این عملیات می‌تواند با استفاده از قدرت هوایی و پشتیبانی حوزه‌های دیگر، مانند فضا، جنگ الکترونیک و عملیات سایبری، انجام شود. نمونه‌ای که در این تحلیل برای چنین رویکردی مطرح شده، حمله محدود اسرائیل در آوریل ۲۰۲۴ به سامانه راداری اس‌۳۰۰ در نزدیکی تأسیسات هسته‌ای اصفهان است.

هدف نهایی این حملات، تغییر موازنه نظامی و اثرگذاری بر محاسبات ایران در مذاکرات، به‌ویژه در موضوع هسته‌ای، است. با این حال، مسئله اصلی نسبت میان هزینه و فایده چنین عملیاتی است. اگر ایران در پاسخ، حملات گسترده‌ای انجام دهد، دستاورد محدود حمله اولیه ممکن است در برابر هزینه‌های تشدید درگیری ناچیز باشد. در واقع، حمله‌ای که برای وادار کردن تهران به مذاکره طراحی شده، می‌تواند به گسترش دامنه جنگ منجر شود.

حمله محدود به تأسیسات هسته‌ای

گزینه سوم، به‌جای اهداف نظامی، مستقیماً تأسیسات مهم برنامه هسته‌ای ایران را هدف قرار می‌دهد. هدف این است که حکومت ایران در ارزیابی خود از امکان حفظ و ادامه برنامه هسته‌ای، تجدیدنظر کند.

در این سناریو، آمریکا می‌تواند از حملات دوربرد و مهمات دقیق برای هدف قرار دادن تأسیسات کلیدی در نقاط مختلف ایران استفاده کند. الگوی عملیاتی مورد اشاره، حملات ژوئن ۲۰۲۵ آمریکا در قالب «عملیات چکش نیمه‌شب» است؛ عملیاتی که به نوشته CSIS، توانایی اجرای حملات دوربرد، پنهان‌کارانه و هماهنگ علیه اهداف هسته‌ای را نشان داد.

با وجود امکان وارد کردن خسارت به برنامه هسته‌ای ایران، این گزینه نیز خطر تشدید متقابل را دارد. حمله به تأسیسات هسته‌ای ممکن است تهران را به این نتیجه برساند که برای حفظ امنیت، باید برنامه خود را با جدیت بیشتری بازسازی کند. بنابراین، تخریب زیرساخت‌های هسته‌ای لزوماً به تغییر پایدار در تصمیم سیاسی ایران منجر نمی‌شود.

عملیات گسترده نیروهای ویژه برای خارج کردن اورانیوم غنی‌شده

گزینه چهارم، اجرای عملیات زمینی پیچیده توسط نیروهای ویژه برای دسترسی مستقیم به محل‌های نگهداری اورانیوم غنی‌شده و خارج کردن آن از ایران است.

منطق این سناریو آن است که اگر ذخایر اورانیوم غنی‌شده به‌صورت فیزیکی از دسترس ایران خارج شود، مسیر حرکت به سوی ساخت سلاح هسته‌ای دشوارتر خواهد شد و ممکن است محاسبات تهران در مذاکرات تغییر کند.

CSIS برای توضیح این گزینه به عملیات نیروهای ویژه اسرائیل در سپتامبر ۲۰۲۴ علیه یک تأسیسات زیرزمینی تولید موشک در سوریه اشاره می‌کند. با این حال، اجرای عملیاتی مشابه در ایران بسیار پیچیده‌تر است. هدف قرار دادن چندین مجموعه زیرزمینی در داخل ایران به نیروی انسانی بیشتری نیاز دارد؛ از جمله نیروهای متعارف برای تأمین امنیت پیرامونی و حملات هوایی مستمر برای محدود کردن توان پاسخ‌گویی ایران.

این مأموریت احتمالاً چند روز طول می‌کشد و با خطرهای جدی روبه‌روست. آمریکا در عملیات نجات دو خلبان سرنگون‌شده در آوریل ۲۰۲۵ توانایی اجرای مأموریت‌های پیچیده در خاک ایران را نشان داده بود، اما همان عملیات نیز هزینه‌هایی داشت. افزون بر این، ایران ممکن است حتی با موشک‌های بالستیک به محل‌هایی حمله کند که نیروهای آمریکایی در حال خارج کردن اورانیوم هستند. چنین حملاتی می‌تواند هم جان نیروها و هم موفقیت کل مأموریت را به خطر بیندازد.

پویش طولانی‌مدت برای کنترل دریا

گزینه پنجم، تمرکز بر مهار توانایی ایران برای تهدید خطوط کشتیرانی و مسیرهای دریایی است. هدف این راهبرد، کاهش توان ایران برای حمله به کشتی‌ها در کوتاه‌مدت و میان‌مدت است.

برای اجرای آن، آمریکا احتمالا ابتدا پدافند هوایی و سایت‌های موشک بالستیک ایران را هدف قرار دهد تا خطر پاسخ متقابل کاهش پیدا کند. پس از آن، هواپیماهای آمریکایی برای شناسایی و نابودی شناورهای تندرو، پهپادها و موشک‌های کروز ضدکشتی اقدام کنند؛ ابزارهایی که ایران در کنار مین‌های دریایی برای تهدید مسیرهای کشتیرانی در اختیار دارد.

اما مشکل اصلی آمریکا، شناسایی و پیدا کردن این تجهیزات است و به همین دلیل، آمریکا باید زمان و منابع قابل‌توجهی برای یافتن اهداف صرف کند.

طولانی شدن عملیات نیز پیامدهای اقتصادی و سیاسی دارد: افزایش قیمت نفت، بالا رفتن حق بیمه کشتیرانی و احتمال واکنش منفی دیپلماتیک کشورها. از سوی دیگر، هیچ عملیات نظامی نمی‌تواند همه ابزارهای پاسخ ایران، از موشک و پهپاد تا حملات سایبری، نیروهای مخفی و گروه‌های نیابتی را به‌طور کامل از بین ببرد.

یک محدودیت مهم دیگر، کاهش ذخایر مهمات آمریکاست. هر مهماتی که در این عملیات مصرف شود، از ذخایری کم می‌کند که واشنگتن برای بازدارندگی در برابر چین، روسیه و کره شمالی نیز به آن‌ها نیاز دارد.

حمله با هدف تهدید حاکمیت

از نظر CSIS گزینه ششم، گسترده‌ترین سناریوی مطرح‌شده است: افزایش دامنه حملات به سطحی که امنیت و بقای حاکمیت ایران را تهدید کند. هدف می‌تواند وادار کردن تهران به تغییر اساسی در موضع مذاکراتی یا حتی ایجاد شرایطی برای تغییر حاکمیت باشد.

CSIS می‌نویسد جنگیدن هم‌زمان با مذاکره، سابقه‌ای طولانی در دیپلماسی و تاریخ نظامی دارد و وضعیت کنونی آمریکا و ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست.

ادامه فشار اقتصادی و نظامی، کم‌خطرترین گزینه برای واشنگتن در میان سناریوهای مطرح‌شده توصیف شده است؛ هرچند که تهران ممکن است از گذشت زمان برای بازسازی توان نظامی، ایجاد اختلاف میان متحدان آمریکا و انجام حملات بازدارنده استفاده کند.

از سوی دیگر، موفقیت نظامی در تخریب تأسیسات یا کاهش توان نظامی ایران لزوماً به دستاورد سیاسی پایدار منجر نمی‌شود.

در نهایت، مسئله اصلی برای واشنگتن انتخاب میان شش گزینه نظامی نیست؛ بلکه سنجش این موضوع است که هر اقدام چه دستاوردی در مذاکرات خواهد داشت و چه خطرهایی برای گسترش جنگ، افزایش هزینه‌های اقتصادی و گرفتار شدن آمریکا در یک درگیری طولانی ایجاد می‌کند.

به محتوای این مطلب چه امتیازی میدی؟

نظر شما برامون مهمه و به بهتر شدن کیفیت مطالب کمک می‌کنه.

۱ - بسیار بد۱۰ - بسیار خوب

نظرات