بلومبرگ در گزارشی مینویسد نفت ایران از بنادر خارج نمیشود و از ارزش ریال کاسته شده است. همزمان این ادعا مطرح است که جریان نفت کشورهای عربی از تنگه هرمز دوباره به سطح قبل از جنگ نزدیک میشود و آمریکا یک ناو هواپیمابر دیگر را راهی منطقه کرده است.
بلومبرگ این مجموعه تحولات را وضعیتی میخواند که میتواند ایران را مقابل دو انتخاب کاملاً متفاوت قرار دهد: امتیاز دادن برای بازکردن مسیر مذاکرات یا تشدید درگیری برای تغییر معادله.
اما این فشار یکطرفه نیست. دونالد ترامپ هم کمتر از یک ماه مانده به انتخابات میاندورهای آمریکا با نفت حدود ۱۰۰ دلاری و قیمت بالای سوخت روبهروست؛ هزینهای که مستقیم به جیب رایدهنده آمریکایی میرسد.
در سمت ایران، از آغاز جنگ، یکی از مهمترین ابزارهای فشار تنگه هرمز بود. اختلال در آبراهی که بخش بزرگی از انرژی جهان از آن عبور میکند، قیمت نفت و گاز را بالا برد و فشار اقتصادی را از منطقه به اقتصاد جهانی منتقل کرد.
بلومبرگ مدعیست که حالا نشانههایی از تغییر دیده میشود.
دادههای ردیابی نفتکشهای بلومبرگ نشان میدهد صادرات نفت عربستان از ۳.۴ میلیون بشکه در روز در اوت به حدود ۶.۱ میلیون بشکه در سپتامبر رسیده است. جیپیمورگان نیز برآورد کرده محمولههای نفت خام خاورمیانه به ۱۷.۵ میلیون بشکه در روز رسیده؛ یعنی ۹۸ درصد سطح پیش از جنگ.
این یعنی با وجود ادامه حملات و ناامنی، نفتکشها دوباره بیشتر از هرمز عبور میکنند.
آرمان محمودیان، پژوهشگر دانشگاه فلوریدای جنوبی، میگوید شرکتهای کشتیرانی بهتدریج از شوک اولیه عبور کردهاند و ناامنی هرمز را بهعنوان بخشی از «واقعیت جدید» پذیرفتهاند.
بنابر ادعای بلومبرگ، آمریکا نیز ظاهراً توانسته اطمینان بیشتری درباره امنیت مسیر ایجاد کند.
البته هنوز درباره میزان کنترل ایران بر تنگه اختلافنظر وجود دارد. یک مقام دفاعی منطقهای میگوید تهران بخش زیادی از کنترل خود را حفظ کرده، درحالیکه یک مقام حوزه انرژی معتقد است این کنترل، با وجود ادامه اصابتها به شناورها، در حال تضعیف است.
با این حال، درست زمانی که نفت کشورهای عربی دوباره راه خود را از هرمز پیدا میکند، وضعیت برای صادرات ایران برعکس شده است.
براساس برآورد اولیه بلومبرگ، ایران در ماه سپتامبر هیچ نفت خامی با نفتکش صادر نکرده است؛ اتفاقی که برای نخستینبار از آغاز جنگ رخ داده و از نگاه این رسانه، نشاندهنده افزایش اثرگذاری محاصره بنادر ایران از سوی آمریکاست.
ایران هنوز میتواند نفتی را که پیشتر به انبارهای آسیایی فرستاده به برخی پالایشگاههای چین تحویل دهد، اما این ذخایر نامحدود نیست.
فشار فقط به نفت محدود نمیشود. بلومبرگ به تورم ایران و کاهش ارزش ریال اشاره میکند. تهران بخشی از تجارت را به مرزهای زمینی و دریای خزر منتقل کرده، اما این مسیرها نمیتوانند جای تجارت دریایی را کامل بگیرند.
آمریکا هم فشار نظامی را بالا میبرد
در کنار محاصره اقتصادی، واشنگتن در حال تقویت حضور نظامی خود است. ناو هواپیمابر یواساس تئودور روزولت همراه با نیروهای تازه به منطقه اعزام میشود و در صورت باقیماندن دو ناوگروه فعلی، آمریکا میتواند سه ناوگروه ضربت را همزمان در منطقه مستقر کند؛ تمرکزی که بلومبرگ آن را از زمان جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ کمسابقه میداند.
ترامپ نیز گفته آغاز حملات شدیدتر پس از انتخابات سوم نوامبر «ممکن» است. با این حال، بلومبرگ یادآوری میکند که او پیشتر هم تهدیدهایی کرده که در نهایت عملی نشدهاند.
ایران هم از سوی دیگر پیام مشابهی میدهد: هم درباره مذاکره صحبت میکند و هم برای جنگ آماده میشود. سپاه از پاسخ «فوری، دردناک و پشیمانکننده» به حمله احتمالی آمریکا یا اسرائیل گفته و یک مقام ایرانی نیز به بلومبرگ گفته تهران خود را برای دور شدیدتری از بمباران آماده کرده است.
حالا کدام طرف زودتر عقب مینشیند؟
این همان نقطهای است که بلومبرگ گزارش خود را روی آن بنا میکند. هر دو طرف تحت فشارند، اما هرکدام امیدوار است دیگری زودتر به نقطه عقبنشینی برسد.
تهران با تورم، کاهش ارزش ریال، محدودشدن صادرات نفت و کاهش نسبی اثر اهرم هرمز روبهروست. واشنگتن نیز باید هزینه حضور نظامی طولانیمدت، نفت گران و نارضایتی رایدهندگان را تحمل کند.
بدر السیف، استاد دانشگاه کویت، میگوید:
همین فشار میتواند ایران را به دو مسیر کاملاً متضاد ببرد: امتیاز دادن یا حمله پیشدستانه.
به همین دلیل، افزایش فشار الزاماً به معنی نزدیکشدن به توافق نیست. اگر تهران و واشنگتن هر دو تصور کنند کمی مقاومت بیشتر، طرف مقابل را وادار به عقبنشینی میکند، همان فشاری که قرار بود راه توافق را باز کند، میتواند مسیر بازگشت به جنگ را هموارتر کند.