در تهران یک محاسبه درباره ادامه جنگ و مذاکره وجود دارد: شاید زمان به نفع ایران کار کند. استدلال این است که دونالد ترامپ تا انتخابات میاندورهای کنگره در ۳ نوامبر ۲۰۲۶، انگیزه کمتری برای رفتن به سمت یک اقدام نظامی بسیار پرهزینه دارد؛ بنابراین ایران میتواند این چند ماه را برای تقویت توان نظامی و همینطور، تقویت موقعیت مذاکراتی خود صرف کند.
اما این محاسبه یک سمت دیگر هم دارد.
اگر فرض کنیم ملاحظه انتخاباتی یک مولفه اثرگذار در تصمیمهای ترامپ برای عدم تشدید تنش باشد، طبیعتا بعد از انتخابات این ملاحظه بیاثر میشود. بنابراین صبر کردن تا آن نقطه لزوما به معنای تقویت موقعیت ایران نیست؛ آنطور که برخی تحلیلگران میگویند، ممکن است بخشی از اهرمهای امروز در طول زمان فرسوده شوند.
اینجا یک سؤال مهمتر مطرح میشود: آیا میتوان روی ملاحظه انتخاباتی ترامپ حساب کرد؟
یک پرونده به نام ترامپ
از طرف دیگر محاسبات ایران فقط به انتخابات کنگره گره نخورده؛ در تهران، فشار سیاسی داخلی روی ترامپ هم بهعنوان یکی از متغیرهای مؤثر بر ادامه جنگ زیر نظر گرفته میشود.
تلاش برای استیضاح ترامپ در ماههای گذشته چند بار مطرح شده و تازهترین تلاش نیز ۲۴ اوت امسال از سوی آل گرین، نماینده دموکرات، با ارائه قطعنامه استیضاح ترامپ (H.Res.1486) انجام شد. این قطعنامه در ۱۵ سپتامبر با رأی ۲۳۲ به ۱۴۷ کنار گذاشته شد. ۴۷ نماینده نیز به هیچیک از دو گزینه رأی ندادند؛ به عبارتی رایشان ممتنع بود. بنابراین وزن تلاش برای برکناری ترامپ فعلاً همینقدر است.
اما چرا ایران روی زمزمههای استیضاح حساب باز کرده؟ چون اگر جنگ ایران به یکی از عوامل فشار سیاسی داخلی بر ترامپ تبدیل شود، ادامه آن برای رئیسجمهور آمریکا هزینه سیاسی بیشتری پیدا میکند. برخی گزارشهای تحلیلی نیز از افزایش فشار سیاسی ناشی از جنگ و نقش آن در فضای انتخاباتی آمریکا خبر میدهند.
حتی این فشار بر جای دیگری هم وارد شده؛ ۱۵ سپتامبر، توماس مسی نماینده جمهوریخواه، طرح استیضاح پیت هگست وزیر دفاع را به دلیل اقدام نظامی علیه ایران بدون مجوز کنگره مطرح کرد. همزمان مجلس نمایندگان برای سومین بار قطعنامهای درباره پایان دادن به عملیات نظامی آمریکا در ایران را تصویب کرد؛ نشانهای از اینکه جنگ حالا وارد مرحله جدیدی از مناقشات سیاسی داخل واشنگتن شده است.
پس وقتی در تهران از «صبر تا انتخابات» صحبت میشود، یک محاسبه دیگر هم کنار آن قرار میگیرد: شاید فشار سیاسی داخلی آمریکا با گذشت زمان بیشتر شود و دست ترامپ برای ادامه جنگ بستهتر شود.
اما همینجا این سوال مطرح میشود: اگر این فشارها نتیجه ندهد چه؟ اگر ترامپ بعد از انتخابات کنگره دیگر آن ملاحظه انتخاباتی را نداشته باشد، آن زمان جایگزین سناریوی خوشبینی تا نوامبر چیست؟
ریسک خوشبینی به «نوامبر»
مسئله این نیست که سناریوی توقف درگیری تا انتخابات کاملا اشتباه است. مسئله این است که ساختن این سناریو با یک فرض قطعی میتواند اشتباه باشد.
ممکن است جنگ تا نوامبر ادامه پیدا نکند و فرصت مذاکره ایجاد شود. ممکن است هم برعکس، در این فاصله شرایط میدانی تغییر کند؛ مانند حرف و حدیثهای اخیر درباره احتمال ازسرگیری دوباره جنگ که میتواند بخشی از اهرمهای امروز جمهوری اسلامی ایران را کم اثر کند.
از طرف دیگر، اگر فرض افزایش فشار سیاسی داخلی بر دولت ترامپ را جدی تلقی کنیم، این احتمال نیز دور از ذهن نیست که کاخ سفید برای فرار از آن، یک حالت اضطراری جدید ایجاد کند؛ مانند تشدید بحران امروز خلیج فارس. البته این صرفاً یک سناریوی فرضی است.
در نهایت، شاید مهمترین نکته برای تهران همین باشد: زمان هم میتواند کارت مذاکره بسازد، هم آن را بسوزاند. پس سؤال اصلی فقط این نیست که «آیا میشود تا انتخابات کنگره صبر کرد؟»؛ به این هم باید پاسخ داد: اگر تا آن روز صبر کنیم، ایران با کارتهای بیشتر پای میز میرود؟