وال‌استریت ژورنال در یادداشتی به قلم آلیشیا فینلی نوشت: تعطیلی مدارس در دوران کرونا، تورم نمرات و حالا هوش مصنوعی، کیفیت آموزش آمریکا را پایین آورده‌اند.

هفته گذشته داشتم به واژه‌خوانی خواهرزاده هفت‌ساله‌ام گوش می‌دادم که فکری ناخوشایند به ذهنم رسید: چقدر طول می‌کشد تا سه مهارت پایه خواندن، نوشتن و حساب کردن، برای نسل جوان به اندازه نقشه‌های کاغذی توماس گاید قدیمی و ازمدافتاده شوند؟ هرچه ماشین‌ها باهوش‌تر می‌شوند، بچه‌ها دارند کم‌هوش‌تر می‌شوند.

وقتی نمره‌ها خبر خوبی برای دانش‌آموزان نیستند

پیشرفت سریع هوش مصنوعی هم‌زمان با افت شگفت‌انگیز یادگیری دانش‌آموزان رخ داده است. هفته گذشته شواهد تازه‌ای از این روند منتشر شد؛ در قالب نتایج برنامه ارزیابی بین‌المللی دانش‌آموزان یا PISA که مهارت‌های نوجوانان ۱۵ساله را در کشورهای مختلف جهان، هر سه تا چهار سال یک‌بار، اندازه‌گیری می‌کند.

بین سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵، عملکرد دانش‌آموزان در خواندن در حدود سه‌چهارم کشورهای مورد بررسی کاهش یافته است. در آمریکا نیز نمرات ریاضی و خواندن به اندازه معادل سه‌چهارم یک سال تحصیلی افت کرده و دانش‌آموزان آمریکایی در هر دو حوزه از چین، سنگاپور، ژاپن، کره جنوبی، بریتانیا، کانادا و استرالیا عقب مانده‌اند.

مهارت‌هایی که دقیقاً در عصر AI ضعیف‌تر شده‌اند

گزارش PISA می‌گوید: «نگران‌کننده‌ترین مسئله، افت دقیقاً همان مهارت‌هایی است که در عصر هوش مصنوعی بیشترین اهمیت را دارند: ارزیابی اطلاعات، برقراری ارتباط میان چند منبع و تفکر انتقادی درباره آنچه می‌خوانیم.» این گزارش همچنین هشدار می‌دهد موارد «خواندن عجولانه» ــ یعنی زمانی که دانش‌آموزان سریع اما نادقیق می‌خوانند ــ بین سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵ تقریباً دو برابر شده و به ۹ درصد رسیده است.

البته بزرگسالان هم ظاهراً در خواندن عجله‌ای چندان بی‌تقصیر نیستند؛ دست‌کم اگر ایمیل‌هایی را که نویسنده این مطلب دریافت می‌کند ملاک قرار دهیم. آیا اعلان‌های صوتی و ویبره پی‌درپی تلفن‌ها، شبیه یک محرک شرطی‌شده پاولفی، در حال ایجاد نوعی اختلال جمعی در توجه ما هستند؟

«محرک شرطی‌شده پاولفی» اشاره به آزمایش معروف ایوان پاولف دارد: سگ‌ها بعد از اینکه بارها صدای زنگ را هم‌زمان با غذا شنیدند، بعد از مدتی فقط با شنیدن زنگ هم واکنش نشان می‌دادند و منتظر غذا می‌شدند.

تعطیلی مدارس در دوران کرونا بدون شک در افت یادگیری نقش داشته است، اما به نظر نمی‌رسد عامل اصلی باشد؛ چون نمرات دانش‌آموزان حتی در کشورهایی که مدارس خود را عمدتاً باز نگه داشتند نیز کاهش یافته است. با این حال، در بیشتر کشورهایی که افت نمرات را تجربه کرده‌اند، دو عامل مشترک دیده می‌شود: افزایش حواس‌پرتی در کلاس و اتکای بیشتر به هوش مصنوعی.

به‌طور متوسط حدود یک‌سوم دانش‌آموزان در کشورهای توسعه‌یافته گفته‌اند سر و صدا و بی‌نظمی روند درس را مختل می‌کند و ۲۹ درصد نیز گفته‌اند همکلاسی‌هایشان به معلم گوش نمی‌دهند. از هر پنج دانش‌آموز، یک نفر گفته است که به دلیل حواس‌پرتی نمی‌تواند به‌خوبی کار کند. در مقابل، کشورهایی که دانش‌آموزان در آنها از انضباط سخت‌گیرانه‌تری خبر داده‌اند، مانند تایوان، ژاپن و کره جنوبی، افت یادگیری اندک یا حتی هیچ افتی را تجربه کرده‌اند.

اما درباره هوش مصنوعی چه می‌دانیم؟ تقریباً نیمی از دانش‌آموزان در کشورهای توسعه‌یافته اقتصادی می‌گویند هر هفته از چت‌بات‌ها استفاده می‌کنند. دانش‌آموزانی که برای تهیه پیش‌نویس متن از هوش مصنوعی استفاده نمی‌کردند، به‌طور میانگین ۲۸ امتیاز بیشتر از دانش‌آموزانی گرفتند که تقریباً هر روز از آن استفاده می‌کردند؛ اختلافی معادل حدود یک‌ونیم سال تحصیلی.

البته همبستگی به‌تنهایی علت و معلول را ثابت نمی‌کند. اما این داده‌ها می‌توانند نشانه‌ای باشند از اینکه هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به یک عصای کمکی برای دانش‌آموزان است؛ ابزاری که ممکن است جای بخشی از تلاش ذهنی لازم برای یادگیری را بگیرد.

گزارش PISA در توضیح این مسئله می‌گوید: «همان‌طور که با تماشای ورزش کردن، ورزیده نمی‌شویم و برای تناسب اندام باید خودمان ورزش کنیم، یادگیری نیز از طریق مصرف محتوا اتفاق نمی‌افتد؛ بلکه نتیجه تلاش شناختی و سازنده ذهن برای درگیر شدن با مطالب جدید است.» به گفته این گزارش، هر جا فناوری این تلاش سازنده را دور بزند، می‌تواند رشد دانش‌آموزان را تضعیف کند.

این مسئله به‌ویژه در آمریکا و احتمالاً در کشورهای دیگر، به مشکلی رو به رشد تبدیل شده است. کودکان بخش زیادی از زمان کلاس را با دستگاه‌های دیجیتال صرف بازی کردن و تماشای ویدئو می‌کنند. معلمان برای تلاش اندک یا حتی بدون تلاش، به دانش‌آموزان نمره A می‌دهند. از آنجا که بسیاری از مدارس تکلیف خانه را کنار گذاشته‌اند، دانش‌آموزان بعدازظهرهای خود را در شبکه‌های اجتماعی می‌گذرانند؛ جایی که قواعد درست دستور زبان و جمله‌بندی چندان جدی گرفته نمی‌شود.

طبق نظرسنجی مؤسسه توماس بی. فوردهم که هفته گذشته منتشر شد، نیمی از دانش‌آموزان دبیرستانی و فارغ‌التحصیلان اخیر گفته‌اند هر روز در کلاس از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند. حتی وقتی قرار است دستگاه‌های دیجیتال برای اهداف آموزشی در کلاس به کار گرفته شوند، ۵۸ درصد گفته‌اند همکلاسی‌هایشان در این زمان ویدئو تماشا می‌کنند، وارد شبکه‌های اجتماعی می‌شوند یا به فعالیت‌هایی می‌پردازند که ارتباطی با درس ندارد.

اما آیا واقعاً می‌توان دانش‌آموزان را مقصر دانست؟

مغز کودکان هنوز به اندازه مغز بزرگسالان رشد نکرده و آنها طبیعتاً کنترل تکانه و خویشتن‌داری کمتری دارند. وقتی درس‌های کلاسی را با دستگاه‌های دیجیتال به آنها می‌سپاریم، عملاً فرصتی فراهم می‌کنیم تا هرچه سریع‌تر درس را تمام کنند و بعد سراغ سرگرمی بروند.

نتیجه می‌تواند همان چیزی باشد که PISA درباره‌اش هشدار می‌دهد: خواندن عجولانه و یادگیری سطحی در ریاضی.

عارضه AI در انجام دادن تکلیف

هم‌زمان، هوش مصنوعی موفق شدن در مدرسه را بدون انجام واقعی کار آسان‌تر کرده است. در نظرسنجی فوردهم، ۴۸ درصد دانش‌آموزان اعتراف کرده‌اند از هوش مصنوعی برای حل مسائل ریاضی استفاده می‌کنند؛ ۳۶ درصد برای خلاصه کردن کتاب‌ها، ۲۹ درصد برای نوشتن پیش‌نویس اولیه یا مقاله و ۲۶ درصد برای کمک گرفتن در آزمون‌های کوتاه و امتحانات.

۶۲ درصد دانش‌آموزان نیز گفته‌اند بیشتر دانش‌آموزان از هوش مصنوعی برای تکالیفی استفاده می‌کنند که قرار است بدون کمک این فناوری انجام شوند. ۵۷ درصد هم گفته‌اند همکلاسی‌هایی که عملاً کاری انجام نداده‌اند، به لطف هوش مصنوعی نمرات خوبی می‌گیرند.

هم‌زمان، استانداردهای نمره‌دهی نیز آسان‌تر شده‌اند. ۶۹ درصد دانش‌آموزان گفته‌اند اجازه دارند دست‌کم یک‌بار امتحان‌های خود را دوباره بدهند تا نمره‌شان را بهتر کنند.

تورم نمرات آن‌قدر فراگیر شده که ۴۴ درصد دانش‌آموزانی که در آزمون SAT کمتر از ۱۰۰۰ امتیاز گرفته‌اند ــ یعنی تقریباً نیمه پایین جامعه شرکت‌کنندگان ــ گفته‌اند همه نمراتشان یا بیشتر آنها A بوده است. هیئت کالج آمریکا نیز در سال ۲۰۲۴ بخش‌های خواندن SAT و خود آزمون را کوتاه‌تر کرد تا با دانش‌آموزانی که دامنه توجه کوتاه‌تری دارند، سازگارتر باشد.

نتیجه ساده‌سازی آموزش چیست؟

گزارش PISA می‌گوید در دنیایی که بیش از هر زمان دیگری از اطلاعات پر شده است، دانش‌آموزان «احتمال کمتری دارد عمیق فکر کنند و اطلاعات مهم را از نویز جدا کنند».

تهدید شناختی فراتر از سناریوهای آخرالزمانی

سیاستمداران و کسانی که نسبت به آینده هوش مصنوعی هشدارهای جدی می‌دهند، درباره این احتمال هشدار می‌دهند که AI بتواند بشریت را نابود کند؛ همانها که به «آخرالزمان‌گرایان هوش مصنوعی» (AI Doomers) شهرت دارند. اما شاید خطر روشن‌تر و نزدیک‌تر، چیز دیگری باشد: اینکه ذهن‌های جوان، وقتی از تلاش و سختی یادگیری رها شوند، به جای توانایی تفکر عمیق، به مصرف‌کننده اطلاعات بی‌کیفیت تبدیل شوند.\