آیا کره جنوبی برای حفظ اتحادش با آمریکا باید وارد جنگی شود که بخش بزرگی از مردمش نمیخواهند؟ این پرسشی است که فارنپالیسی میگوید فشار دولت دونالد ترامپ برای اعزام نیروهای کرهای به تنگه هرمز پیش روی سئول گذاشته است. نویسنده این نشریه استدلال میکند که واشنگتن با همین فشار، در حال آسیب زدن به یکی از مهمترین اتحادهای خود در آسیاست.
کره جنوبی بر سر دوراهی هرمز
دولت لی جائهمیونگ، رئیسجمهور کره جنوبی، هفته گذشته در آستانه تصمیم مهمی قرار گرفت. گزارشهای رسانهای از نزدیکشدن طرح اعزام کشتیها و هواپیماهای دریایی کره جنوبی به هرمز حکایت داشتند؛ مأموریتی که قرار بود «غیررزمی» باشد. مقامهای ریاستجمهوری البته تأکید داشتند که هنوز تصمیم نهایی گرفته نشده است. ایران نیز با انتشار هشدارهایی به زبان کرهای به احتمال این اعزام واکنش نشان داد.
مسئله این نیست که کره جنوبی توان انجام چنین مأموریتی را دارد یا نه. نیروی دریایی این کشور تجهیزات مناسب، تجربه مأموریتهای طولانی در آبهای دور و سابقه گشتزنی و مقابله با دزدی دریایی در منطقه را دارد. مسئله اصلی سیاسی است.
ترامپ از اینکه متحدان آمریکا تمایلی به مشارکت در جنگ ایران نشان ندادهاند ناراضی بوده و دولت لی را نیز بابت حمایت نکردن مستقیم از جنگ مورد انتقاد قرار داده است. همزمان، او دستور کاهش رزمایشهای مشترک آمریکا و کره جنوبی را صادر کرده بود.
اما در داخل کره، اکثریت پاسخدهندگان در نظرسنجیهای مورد اشاره فارنپالیسی با اعزام کشتیهای جنگی به هرمز مخالفاند و مقابل محل استقرار ریاستجمهوری نیز اعتراضهایی برگزار شده است. شکاف سیاسی هم روشن است: چپها خواهان احتیاطاند و راستها نگراناند که سئول با مخالفت، مهمترین متحد نظامی خود را ناامید کند.
خاطرهای که از ویتنام تا عراق برای کره جنوبی زنده مانده
برای فهم حساسیت کرهایها باید کمی به عقب برگردیم. لی به جریان ترقیخواه کره تعلق دارد؛ جریانی که ریشههای سیاسی آن به جنبش دموکراسیخواهی علیه دیکتاتوری نظامی دوران جنگ سرد بازمیگردد و بهطور تاریخی خواهان استقلال بیشتر سئول از واشنگتن بوده است.
به همین دلیل است که در یکی از اعتراضهای اخیر، پلاکاردی با مضمون «اشتباهات جنگ ویتنام را به یاد داشته باشید» دیده شد.
کره جنوبی بین سالهای ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۳ در مقابل دریافت صدها میلیون دلار کمک اقتصادی و نظامی آمریکا، نیروهای رزمی به ویتنام فرستاد. این تصمیم بعدها انتقادهایی را برانگیخت که کره را کشوری تابع واشنگتن معرفی میکرد.
ماجرا در جنگ عراق هم تکرار شد. آمریکا در سال ۲۰۰۳ همزمان با خارجکردن بخشی از تجهیزات نظامی خود از کره، سئول را برای اعزام نیرو به عراق تحت فشار قرار داد. دولت کره ابتدا فقط از اعزام پزشک و مهندس صحبت میکرد، اما رو مو-هیون، رئیسجمهور ترقیخواه وقت، سرانجام با اعزام نیروی رزمی موافقت کرد.
او بعدها این تصمیم را برای حفظ تعهدات بینالمللی کره و بهویژه ادامه حمایت آمریکا از مذاکرات ششجانبه با کره شمالی ضروری دانست. بااینحال، مأموریت عراق هم در جامعه محبوب نبود و هم شکافهایی در اردوگاه ترقیخواهان ایجاد کرد. از نگاه نویسنده فارنپالیسی، این تجربه نگرانی قدیمی درباره نابرابر بودن رابطه واشنگتن و سئول را تقویت کرد.
خطر در کمین نیروهای کره جنوبی در خلیج فارس
حالا تاریخ ممکن است با شکلی متفاوت تکرار شود. اگر کره جنوبی به هرمز برود، احتمالاً مأموریتش عنوان «غیررزمی» خواهد داشت. اما در جنگی که موشک و پهپاد نقش اصلی دارند، مرز میان نیروی رزمی و پشتیبانی چندان امن نیست.
فارنپالیسی میگوید نیروهای کرهای قرار نیست مثلاً به جزیره خارک حمله کنند، اما وارد منطقهای جنگی خواهند شد که کشتیها و نیروهای پشتیبانی نیز ممکن است هدف قرار گیرند. بنابراین عنوان «غیررزمی» به معنای نبود خطر برای جان ملوانان کرهای نیست.
دلیل کره برای پذیرش ریسک تنگه هرمز
پس چرا بخشی از سیاستمداران کره همچنان از اعزام حمایت میکنند؟
محافظهکاران امیدوارند همراهی با آمریکا، ترامپ را راضی کند و احتمال خروج تجهیزات و نیروهای نظامی آمریکا از شبهجزیره کره را کاهش دهد. برای بخشی از جامعه تجاری نیز مسئله اقتصادی مطرح است. شرکتهای کرهای طی سالهای اخیر سرمایهگذاری گستردهای در آمریکا انجام دادهاند و برخی ممکن است همراهی سیاسی با واشنگتن را راهی برای حفاظت از دسترسی خود به بازار آمریکا ببینند.
هزینه راضی نگه داشتن ترامپ چقدر است؟
اما فارنپالیسی روی تناقض دیگری دست میگذارد. ترامپ همزمان خواهان ازسرگیری مذاکرات هستهای با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، است. اگر چنین مذاکراتی پیش برود، ممکن است واشنگتن برای رسیدن به توافق، امتیازاتی در حوزه نظامی بدهد که مستقیماً با امنیت کره جنوبی ارتباط دارد.
در این صورت سئول با سناریویی عجیب روبهرو میشود: ملوانانش را برای همراهی با آمریکا در جنگ ایران به خطر بیندازد و بعد برای حفظ امنیت خودش در برابر کره شمالی نیز مجبور به پذیرش هزینههای بیشتری شود.
یک هشدار برای کره جنوبی
این بحث به مسئلهای بزرگتر رسیده است: خوداتکایی.
فارنپالیسی مینویسد بخشی از افکار عمومی کره از قبل به این نتیجه رسیده بود که کشور باید بیشتر روی توان خودش حساب کند. فشار واشنگتن برای مشارکت در جنگ ایران، نگرانی قدیمیتری را دوباره زنده کرده است: آیا کره جنوبی با وجود قدرت اقتصادی، فرهنگی و سیاسی خود هنوز مجبور است خواستههای قدرت بزرگتری را دنبال کند که از سال ۱۹۴۵ در خاکش نیروی نظامی دارد؟
در طرف مقابل، نگرانی دیگری هم وجود دارد: اگر سئول درخواست واشنگتن را رد کند، آیا ممکن است منزوی شود؟
حتی بحث تسلیحات هستهای بومی نیز جدیتر شده است. به نوشته فارنپالیسی، صداهایی در جناح راست کره آشکارتر از گذشته از دستیابی به زرادخانه هستهای مستقل صحبت میکنند و اگر احساس «غیرقابلاعتماد بودن آمریکا» تقویت شود، ممکن است بخشی از چپ نیز به این گزینه نزدیکتر شود.
نکته پایانی گزارش شاید مهمترین بخش آن باشد. هر مأموریت دریایی کره جنوبی در هرمز احتمالاً کوچک خواهد بود و بهتنهایی قدرت چندانی برای تغییر مسیر جنگ یا وضعیت تنگه ندارد. اما هزینه سیاسی تصمیم میتواند بسیار بزرگتر از اندازه مأموریت باشد.
کره جنوبی و ژاپن در دو سال گذشته از همکاریجوترین متحدان آمریکا بودهاند و سئول هم کمکهای مالی و نظامی خود را افزایش داده و هم مسئولیت بیشتری در امنیت منطقه پذیرفته است. از نگاه نویسنده، آمریکا چه بخواهد حضور جهانی خود را کاهش دهد و چه بخواهد جایگاه سابقش بهعنوان رهبر جهانی را حفظ کند، به همراهی کره جنوبی نیاز خواهد داشت.
اما اگر سئول نیرو به هرمز بفرستد، فارنپالیسی معتقد است احساسات ضدآمریکایی که طی یک سال گذشته در کره افزایش یافته، میتواند شدیدتر شود. به همین دلیل، پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که «آیا کره جنوبی به هرمز نیرو میفرستد؟»
پرسش بزرگتر این است: آیا فشار برای همراه کردن کره جنوبی با جنگ ایران، در نهایت آمریکا را از یکی از قابلاعتمادترین متحدان آسیاییاش دورتر خواهد کرد؟