بامداد یکشنبه ۲۲ شهریور، یک کشتی دیگر هنگام عبور از تنگهی هرمز هدف قرار گرفت. سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا اعلام کرد پرتابهای ناشناس به این شناور برخورد کرده، آتشسوزی رخ داده و مقامهای محلی خدمه را تخلیه کردهاند. همزمان، مقامهای ایرانی از اصابت به یک کشتی تجاری ایرانی در نزدیکی سواحل جنوبی ایران خبر دادند که یک کشته و سه مجروح برجا گذاشته است.
هنوز روشن نیست دو گزارش به یک حادثه مربوطاند یا دو رویداد جداگانه. بهگزارش زومان، مرور گزارشهای رویترز، یوکاامتیاو و اعلامهای رسمی دو طرف نشان میدهد از اول تا ۲۲ شهریور دستکم ۲۳ شناور تجاری یا نفتکش هدف حمله قرار گرفته یا هدف قرار گرفتن آنها رسما اعلام شده است. اگر حادثهی کشتی ایرانی بامداد یکشنبه جدا از گزارش یوکاامتیاو باشد، این رقم به ۲۴ شناور میرسد.
این آمار شامل شناورهای نظامی هدفگرفتهشده نمیشود و برای جلوگیری از دوبارهشماری، مواردی که احتمال دارد گزارشهای مختلف به یک کشتی واحد مربوط باشند، تنها یکبار محاسبه شدهاند. در عمل، موج شهریور نشان میدهد که تنش دریایی در هرمز از یک رشته حادثهی پراکنده فراتر رفته و به یک الگوی تکرارشونده تبدیل شده است.
از نفتکشهای سعودی تا نفتکشهای ایرانی
نخستین موج بزرگ شهریور در ۹ شهریور شکل گرفت. دو ابرنفتکش «سدر» با پرچم عربستان و «سنگال پراسپریتی» با پرچم لیبریا، تنها چند دقیقه با فاصله در نزدیکی خصب عمان هدف پرتابههای ناشناس قرار گرفتند. هرکدام حدود دو میلیون بشکه نفت عربستان حمل میکردند و بعدتر عربستان اعلام کرد در حمله به سدر دو دریانورد فیلیپینی کشته شدهاند.
نقطهی عطف واقعی در میانهی ماه فرا رسید. آمریکا در ۱۴ شهریور سه نفتکش حامل نفت ایران را هدف قرار داد و ایران نیز اعلام کرد سه نفتکش را که از مسیرهای مورد تأیید تهران عبور نمیکردند، هدف گرفته است. رویترز این مرحله را تشدید عمدهی رویارویی دریایی توصیف کرد؛ جایی که کشتیهای تجاری بیش از گذشته به بخشی از فشار متقابل دو طرف تبدیل شدند.
تنها چند روز بعد دامنهی حملات بزرگتر شد. آمریکا در ۱۷ شهریور پنج نفتکش دیگر حامل نفت ایران را منهدم کرد و واشنگتن اعلام کرد در مجموع طی حدود یک هفته ۱۰ نفتکش ایرانی را هدف گرفته است. ایران نیز روز بعد اعلام کرد در پاسخ، هشت نفتکش و دو شناور آمریکایی را هدف قرار داده است. رویترز این تبادل آتش را بزرگترین موج حمله به کشتیرانی از آغاز جنگ توصیف کرد.
دو روز بعد، در ۱۹ شهریور، چهار پرتابهی ناشناس به دو شناور در نزدیکی خصب عمان برخورد کرد و یکی از آنها آتش گرفت. اکنون نیز حادثهی بامداد ۲۲ شهریور یک مورد دیگر به این زنجیره افزوده است. عامل این دو حملهی اخیر هنوز رسما مشخص نشده و هر دو در فضای ابهام باقی ماندهاند.
سهم ایران از کشتیهای هدفگرفتهشده چقدر است؟
یک ویژگی شهریور این است که حملات دیگر فقط متوجه کشتیهای کشورهای عربی یا شناورهای عبوری از هرمز نیست. بر پایهی اعلام رسمی آمریکا، ۱۰ نفتکش حامل نفت ایران طی موج اخیر هدف قرار گرفتهاند. در مقابل، ایران مسئولیت حمله به دستکم ۱۱ نفتکش را در دو موج ۱۴ و ۱۸ شهریور اعلام کرده است؛ سه نفتکش در موج نخست و هشت نفتکش در موج دوم.
دو ابرنفتکش حامل نفت عربستان نیز ۹ شهریور هدف قرار گرفتند، اما عامل آن حمله در گزارش اولیه مشخص نشده بود. دو شناور هدفگرفتهشده در ۱۹ شهریور و کشتی حادثهی بامداد یکشنبه نیز هنوز هویت یا عامل قطعی اعلامشدهای ندارند. به بیان ساده، برخلاف ماههای نخست جنگ که خطر هرمز بیشتر با حمله به کشتیهای عبوری تعریف میشد، در شهریور خود ناوگان نفتکش ایران نیز به یکی از اهداف اصلی جنگ دریایی تبدیل شده است.
اثر این درگیری را شاید بهتر از شمار کشتیهای آسیبدیده بتوان در تعداد شناورهایی دید که هنوز حاضرند از هرمز عبور کنند. پیش از جنگ بهطور متوسط حدود ۱۲۵ کشتی در روز از این آبراه میگذشتند، اما در ۱۹ شهریور این رقم به تنها هفت کشتی رسید؛ کمتر از یکدهم شرایط عادی. این آمار البته کشتیهایی را که برای پنهان ماندن، سامانهی شناسایی خود را خاموش میکنند، در بر نمیگیرد.
جریان نفت هم دوباره عقب نشسته است. در هفتهی پیش از آغاز موج تازهی درگیریها، روزانه حدود ۸ تا ۹ میلیون بشکه نفت از هرمز عبور میکرد، اما با ازسرگیری حملات این رقم تا حدود ۲ میلیون بشکه در روز پایین آمد. هزینهی این ناامنی فقط در تعداد بشکهها نیست؛ نرخ اجارهی ابرنفتکشها برای مسیر خلیج عمان به چین به حدود ۱۱.۵ دلار برای هر بشکه رسیده که بالاترین سطح از زمان معرفی این شاخص در سال جاری است.
بازار نفت هم پیام را گرفته است. برنت که در ابتدای شهریور در محدودهی کمتر از ۹۰ دلار معامله میشد، در هفتهی گذشته دوباره از ۱۰۰ دلار عبور کرد و پنجشنبه تا ۱۰۷.۶۳ دلار بالا رفت. حادثهی بامداد یکشنبه از این منظر فقط خبر آتش گرفتن یک کشتی دیگر نیست؛ شهریور نشان داده است که نفتکشها از حاملان جنگ اقتصادی به هدف مستقیم آن تبدیل شدهاند.
هرچه تعداد کشتیهایی که حاضرند وارد هرمز شوند کمتر شود، برای بازار نفت تفاوت میان بسته شدن رسمی تنگه و آبراهی که عبور از آن بیش از حد پرریسک شده، کوچکتر میشود. در چنین وضعی، حتی یک حادثهی تازه هم میتواند بار دیگر محاسبات تجارت و انرژی را در منطقه تغییر دهد.
شما فکر میکنید بحران هرمز تا کجا ادامه پیدا میکند؟