سخنان اخیر مسعود پزشکیان در گفتوگو با شبکه ایندیا تودی هند که در آن یادآور شد ایران اگر به دنبال سلاح هستهای بود عضو پیمان منع اشاعه (انپیتی) نمیشد، در فضایی مطرح شده که به نظر میرسد پیش از این کمتر محل بحث بود.
رئیسجمهور در این گفتوگو همچنین بر غیرمتجاوز بودن ایران تأکید کرد و اقدامات آمریکا علیه کشور را بیشتر در چارچوب تبلیغات توصیف کرد، در کنار اشاره به ظرفیت ژئوپلیتیکی ایران بهعنوان حلقه اتصال جنوب-شمال و شرق-غرب؛ لحنی که ظاهرا بیش از مخاطب داخلی، رو به مخاطبان و شرکای منطقهای و بینالمللی دارد.
همزمان، در فضای داخلی صداهای دیگری هم به گوش میرسد که میتوان آنها را بخشی از یک بحث در حال جریان دانست، نه لزوماً موضع نهایی یا رسمی.
برای نمونه، حسینعلی حاجیدلیگانی نماینده شاهینشهر از آماده شدن طرحی سه فوریتی برای خروج از انپیتی سخن گفته است.
پیشتر نیز برخی چهرهها از جمله محسن رضایی این پرسش را مطرح کرده بودند که اگر عضویت در انپیتی مانع از هدف قرار گرفتن نشده، چرا بازنگری در رویکرد دفاعی نباید در دستور کار باشد؟
با این حال، به نظر برخی ناظران و گزارشها، اینکه کدام رویکرد در نهایت وزن بیشتری در سیاستگذاری پیدا خواهد کرد، هنوز قطعیتی ندارد.
آنچه نسبتاً روشنتر به نظر میرسد این است که دستکم بخشی از جریانهای سیاسی و پارلمانی، خواهان بازتعریف راهبرد هستهای کشور هستند؛ خواستهای که اگرچه هنوز به تصمیم رسمی تبدیل نشده، اما به تدریج از حاشیه به متن گفتمان سیاسی داخلی راه پیدا کرده است.
در چنین شرایطی، سخنان پزشکیان را میتوان هم تلاشی برای اطمینانبخشی به مخاطب بینالمللی خواند و هم به طور ضمنی، پاسخی به همین فشار درونی؛ نشانهای از اینکه دولت ترجیح میدهد مسیر دیپلماتیک را همچنان گزینه اصلی معرفی کند، حتی در حالی که صدای مخالف این رویکرد در فضای داخلی رساتر شده است.
پرسش اصلی که پیش رو میماند این است که این دو خط موازی تا چه زمانی میتوانند بدون تنش آشکار در کنار هم پیش بروند؟