اکونومیست در تازهترین شماره خود، اسلام در اروپا را به موضوع اصلی جلد تبدیل کرده و میگوید نه روایت «تسخیر اسلامی اروپا» با واقعیتهای جمعیتی سازگار است و نه میتوان تهدیدهای محدود اما واقعی اسلامگرایی سیاسی را نادیده گرفت. این نشریه همزمان نقش راست پوپولیست و چهرههایی مانند ایلان ماسک در تشدید نگرانیها درباره مسلمانان را زیر ذرهبین برده است.
روی جلد شماره ۱۲ تا ۱۸ سپتامبر اکونومیست، مسجدی میان خانههای یک محله اروپایی دیده میشود که در پس دیواری سنگی قرار گرفته است. روی تصویر تنها یک عبارت برجسته نقش بسته: «اسلام در اروپا؛ حقیقتها و دروغها».
این انتخاب جلد در شرایطی انجام شده که مهاجرت و اسلام به یکی از خطوط اصلی شکاف سیاسی در اروپا تبدیل شده است. اکونومیست مینویسد در چند کشور اروپایی اکنون حدود نیمی از مردم اسلام را ناسازگار با ارزشهای غربی میدانند.
نشریه برای نشان دادن ابعاد سیاسی این تغییر به آلمان، بریتانیا و فرانسه میرود. حزب راستگرای آلترناتیو برای آلمان در انتخابات ایالتی زاکسن-آنهالت ۴۴ درصد آرا را به دست آورده و درباره «اسلامیشدن» هشدار داده است. در بریتانیا نیز تجمعهای ضد مهاجرت ادامه دارد و در فرانسه پیشنهاد مارین لوپن برای ممنوعیت روسری اسلامی در اماکن عمومی از حمایت قابل توجهی برخوردار است.
اما اکونومیست معتقد است برای فهم آنچه در اروپا میگذرد باید سه موضوع را از یکدیگر جدا کرد: اسلام بهعنوان یک دین، اسلامگرایی بهعنوان یک ایدئولوژی سیاسی و هراس فزاینده از اسلام که بخشی از راست پوپولیست آن را تقویت میکند.
اکونومیست: اروپا در آستانه «تسخیر اسلامی» نیست
نخستین بخش استدلال اکونومیست متوجه یکی از مهمترین روایتهای راست پوپولیست است؛ اینکه مهاجرت مسلمانان در نهایت ترکیب جمعیتی و فرهنگی اروپا را بهطور بنیادین تغییر خواهد داد.
اکونومیست این تصویر را با آمار جمعیتی سازگار نمیداند. مسلمانان اکنون حدود ۶ درصد از جمعیت بیش از ۵۰۰ میلیونی اروپا را تشکیل میدهند. مهاجران تازهوارد معمولاً فرزندان بیشتری از جمعیت بومی دارند، اما به نوشته این نشریه، نرخ باروری آنها طی دو نسل به نرخ جامعه میزبان نزدیک میشود.
این نشریه همچنین استدلال میکند که بیشتر مهاجران مسلمان به دنبال ساختن زندگی در کشورهای جدید خود هستند، نه بازسازی جامعهای که از آن مهاجرت کردهاند.
برای نمونه، در بریتانیا ۶۷ درصد بنگلادشیهایی که در آزمونهای استاندارد سال ۲۰۲۱ شرکت کرده بودند تا ۱۹ سالگی وارد دانشگاه شدند؛ در مقابل، این نسبت میان بریتانیاییهای سفیدپوست ۳۸ درصد بود.
از نگاه اکونومیست، چنین دادههایی با روایتهایی مانند «محو تمدنی» یا «جایگزینی بزرگ» که در بخشی از راست اروپا و آمریکا رواج یافته، فاصله زیادی دارد.
اما اسلامگرایی را هم نمیتوان نادیده گرفت
اکونومیست در سوی دیگر بحث، با این برداشت نیز مخالفت میکند که هرگونه نگرانی درباره اسلامگرایی صرفاً محصول اسلامهراسی یا نژادپرستی است.
این نشریه میان اسلام بهعنوان دین و «اسلامگرایی» بهعنوان پروژهای سیاسی تمایز میگذارد؛ پروژهای که بر اساس تعریف اکونومیست، خواهان نقش حکومت در اجرای اصول اسلامی است.
نگرانی اصلی در اینجا نه تصرف دولتهای اروپایی و نه برپایی یک حکومت اسلامی در این قاره، بلکه فعالیت شبکههای کوچک و سازمانیافته در سطح محلی است.
اکونومیست از پدیدهای با عنوان «نفوذ سازمانیافته» سخن میگوید؛ ورود فعالان سیاسی به نهادهای دموکراتیک برای پیشبرد دستورکاری که این نشریه آن را غیرلیبرال توصیف میکند. مدرسه، مسجد، شورای محلی یا مؤسسه خیریه میتوانند محل چنین رقابتی باشند.
فرانسه یکی از نمونههایی است که اکونومیست بررسی میکند. مقامهای این کشور درباره فعالیتهای مرتبط با اخوانالمسلمین ابراز نگرانی کردهاند. با این حال، خود آمار رسمی ابعاد مسئله را محدودتر نشان میدهد: وزارت کشور فرانسه برآورد کرده که از حدود ۲۸۰۰ محل عبادت مسلمانان، ۱۳۹ مورد با اخوانالمسلمین ارتباط دارند.
مسلمانان در میان قربانیان اسلامگرایی
یکی از نکات مهم روایت اکونومیست این است که در صورت گسترش فشار اسلامگرایان، قربانیان الزاماً غیرمسلمانان نیستند؛ در بسیاری موارد نخستین کسانی که تحت فشار قرار میگیرند، خود مسلماناناند.
نشریه به مناطقی از بریتانیا اشاره میکند که مسلمانان اکثریت جمعیت را تشکیل میدهند و مینویسد برخی زنان ممکن است برای سپردن امور خانوادگی خود به شوراهای شریعت تحت فشار قرار گیرند. مسلمانان لیبرال یا کسانی که با هنجارهای مذهبی مسلط همراه نیستند نیز ممکن است با فشار اجتماعی مواجه شوند.
به نوشته اکونومیست، مشکل زمانی پیچیدهتر میشود که مقامهای عمومی از ترس متهم شدن به تبعیض یا نژادپرستی از مداخله در چنین مواردی خودداری کنند.
این نشریه در عین حال به نتایج نظرسنجی خود در بریتانیا اشاره میکند که بر اساس آن ۵۲ درصد مسلمانان همجنسگرایی را نادرست میدانند. در همین نظرسنجی، ۴۱ درصد مسلمانان زیر ۳۵ سال گفتهاند در صورت توهین به پیامبر اسلام، خشونت میتواند موجه باشد؛ این نسبت در میان نسلهای مسنتر ۲۵ درصد بوده است.
اکونومیست تأکید میکند داشتن دیدگاههای محافظهکارانه اجتماعی بهخودیخود افراد را به تهدید تبدیل نمیکند و یادآوری میکند که بخشی از راست اروپایی نیز درباره موضوعاتی مانند همجنسگرایی مواضعی به همان اندازه محافظهکارانه دارد.
ضلع سوم؛ راست پوپولیست
اما از نگاه اکونومیست، اسلامگرایی تنها یک سوی ماجراست. سوی دیگر، جریانی است که مشکلات واقعی را به تصویری فراگیر از مسلمانان بهعنوان یک تهدید تبدیل میکند.
بخشی از راست پوپولیست اروپا از «اسلامیشدن»، رفتار دوگانه حکومتها و پنهان کردن جرایم مهاجران سخن میگوید و راهکارهایی از اخراج گسترده مهاجران تا ممنوعیت برخی پوششهای اسلامی را پیشنهاد میکند.
اکونومیست استدلال میکند چنین سیاستهایی خود میتوانند نتیجه معکوس داشته باشند: مسلمانانی که احساس کنند به دلیل هویت دینی خود طرد شدهاند، دشوارتر با جامعه میزبان ادغام میشوند و بخشی از آنها ممکن است بیشتر در معرض جریانهای افراطی قرار گیرند.
در نتیجه، دو قطبی که ظاهراً دشمن یکدیگرند میتوانند عملاً یکدیگر را تقویت کنند؛ اسلامگرایان از احساس تبعیض برای بسیج هواداران بهره میگیرند و راست افراطی نیز از نمونههای افراطگرایی برای تعمیم تهدید به کل جمعیت مسلمان استفاده میکند.
ایلان ماسک چگونه وارد این جدال شد؟
اکونومیست در این میان به نقش ایلان ماسک نیز میپردازد؛ چهرهای که به اعتقاد این نشریه از شبکه اجتماعی خود برای اثرگذاری بر برداشت عمومی از اسلام و مهاجرت و تقویت بخشی از راست ضداسلام اروپا استفاده کرده است.
این نشریه از حزب آلترناتیو برای آلمان تا تامی رابینسون، فعال جنجالی بریتانیایی، بهعنوان نمونههایی از جریانهایی نام میبرد که در این فضای سیاسی برجستهتر شدهاند.
اهمیت ماسک در این روایت فقط به موضعگیری شخصی او محدود نیست. او مالک یکی از شبکههای اجتماعی بزرگ جهان است و بنابراین بحث اکونومیست به پرسش بزرگتری میرسد: شبکههای اجتماعی تا چه اندازه میتوانند یک نگرانی واقعی و محدود را به احساس یک تهدید فراگیر تبدیل کنند؟
اکونومیست معتقد است هراس راستگرایانهای که در شبکههای اجتماعی تقویت میشود، در کنار اسلامگرایی، میتواند به دموکراسیهای لیبرال اروپا آسیب بزند.
نه انکار مسئله، نه ساختن دشمن جمعی
پیام نهایی پرونده جلد اکونومیست دفاع بیقیدوشرط از هیچیک از دو سوی این مناقشه نیست.از نگاه این نشریه، بخشی از چپ با تبدیل پرسش درباره مهاجرت، جرم یا اسلامگرایی به مسئلهای ممنوع و بخشی از راست با تعمیم رفتار افراطگرایان به همه مسلمانان، به یک چرخه مشترک کمک میکنند.
راهحل پیشنهادی اکونومیست برخورد با خشونت و تهدید، مقابله با نفوذ سیاسی غیرلیبرال و انتشار شفاف دادههاست؛ اما همزمان با سیاستهایی مانند اخراج جمعی، جداسازی اجتماعی و محدودیتهای فراگیر علیه مسلمانان نیز مخالفت میکند.
در نهایت، اکونومیست به تجربه تاریخی اروپا بازمیگردد. کاتولیکها، یهودیان و مهاجران کارائیبی نیز زمانی با این پرسش مواجه بودند که آیا میتوانند بخشی از جوامع میزبان شوند یا نه. به استدلال این نشریه، مسلمانان اروپا نیز در مسیر مشابهی قرار دارند.
بنابراین هشدار اصلی جلد تازه اکونومیست نه درباره «اسلامیشدن اروپا»، بلکه درباره چرخهای است که در آن اسلامگرایی از ترس و طرد تغذیه میکند و هراس از اسلام نیز از نمونههای اسلامگرایی نیرو میگیرد؛ چرخهای که اگر سیاست میانه نتواند آن را بشکند، هزینهاش میتواند متوجه خود دموکراسیهای اروپایی شود.