به گزارش زومان به نقل از اکونومیست، دونالد ترامپ بار دیگر سراغ نیروی دریایی آمریکا رفته و این‌بار منجنیق‌های الکترومغناطیسی ناوهای هواپیمابر را نشانه گرفته است. او که از طراحی ناوها لذت می‌برد، می‌خواهد سامانه‌های بخار قدیمی به‌جای فناوری تازه روی ناوهای جدید نصب شوند؛ تصمیمی که می‌تواند مسیر ساخت ناوها را پرهزینه‌تر کند.

روسای‌جمهور آمریکا از جورج واشنگتن تا فرانکلین روزولت نیروی دریایی این کشور را تقویت کرده‌اند، اما کمتر رهبر آمریکایی تا این اندازه به طراحی کشتی‌ها علاقه نشان داده است. ترامپ شیفته‌ی مستند «پیروزی در دریا» محصول دهه‌ی ۱۹۵۰ درباره‌ی عملیات نیروی دریایی آمریکا در جنگ جهانی دوم است که از نبردناوهایی روایت می‌کند که با توپ‌های بزرگ شلیک می‌کنند و هواپیماهایی که از عرشه‌های پرنوسان ناوهای هواپیمابر بلند می‌شوند.

او در سخنرانی خود در گردهمایی ملی جمهوری‌خواهان در سال ۲۰۲۴، که به نوشته این نشریه مهم‌ترین سخنرانی کارزار ریاست‌جمهوری‌اش بود، از متن خارج شد تا به بازطراحی نوک یک جنگ‌کشتی در دوره‌ی اول ریاست‌جمهوری‌اش افتخار کند و بگوید آن‌ها را طوری ساخته که «شبیه قایق‌های تفریحی» شوند. به ادعای او، واکنش کارگران در کشتی‌سازی این بود که «این مرد انگار می‌داند چه می‌کند». با این حال اکونومیست می‌گوید که درستی این ادعا محل تردید جدی دارد.

نیروی دریایی آمریکا با بحران کمبود ناو روبه‌رو است و کمتر از سیصد شناور عملیاتی در اختیار دارد، در حالی که کنگره خواستار ناوگانی با سیصد و پنجاه و پنج فروند بوده است. چین بیش از سیصد و هفتاد شناور دارد.

ترامپ هم در پاسخ، در ماه دسامبر ساخت ناوهای تازه‌ی غول‌پیکری را با نام «کلاس ترامپ» دستور داد؛ ناوهایی که قرار است به پرتابگر موشک، سلاح لیزری و توپ‌های ریلی الکترومغناطیسی مجهز شوند.

با این حال، ابعاد هر کشتی جنگی در «ناوگان طلایی» تازه‌ی ترامپ شاید آن‌ها را به گزینه‌ای پرریسک‌تر از داشتن تعداد بیشتری شناور کوچک‌تر بدل کند. تازه‌ترین خواسته‌ی او اما به عقیده اکونومیست آشکارا حرکت به عقب است، زیرا می‌خواهد منجنیق‌های الکترومغناطیسی روی ناوهای هواپیمابر جدید با نسخه‌های بخاری و منسوخ جایگزین شوند.

تبعات مالی و مهندسی بازگشت به سامانه‌های بخار

منجنیق‌ها ابزار پرتاب هواپیما از باند کوتاه ناو هستند. در سیزدهم اوت، ترامپ به پنتاگون دستور داد ظرف شصت روز طرحی برای منجنیق‌های بخار ارائه کند. او معتقد است سامانه‌ی EMALS یا همان منجنیق‌های الکترومغناطیسی، بیش از حد پیچیده‌اند. این سامانه در آغاز با مشکلات اولیه روبه‌رو شد، اما به‌نظر می‌رسد اکنون به ثبات رسیده باشد.

ناو یواس‌اس جرالد آر. فورد یک استقرار ۳۲۶ روزه را به پایان رساند و در جریان عملیات در نزدیکی ونزوئلا و ایران، ۱۲ هزار پرتاب موفق انجام داد. برایان کلارک از مؤسسه‌ی هادسون، یک اندیشکده، برآورد می‌کند که EMALS نرخ پروازهای عملیاتی را ۲۰ درصد بالاتر از پرتابگرهای بخاری می‌برد.

این سامانه شتابی نرم‌تر فراهم می‌کند، فشار وارد بر هواپیما را کاهش می‌دهد و می‌تواند پهپادهای سبک‌تر را بدون ضربه‌ی پیستون بخار پرتاب کند. چین و فرانسه نیز روی ناوهای جدید خود از پرتابگرهای الکترومغناطیسی استفاده می‌کنند.

از نگاه ترامپ، چهارمین فروند از کلاس فورد، یعنی یواس‌اس دوریس میلر که هم‌اکنون در حال ساخت است، باید نخستین ناوی باشد که دوباره به بخار بازمی‌گردد. چنین کاری مستلزم بازطراحی کامل برای عبور لوله‌کشی تازه از اتاق موتور تا منجنیق و بازچینی فضاهای داخلی خواهد بود.

اگر وزن و تعادل کشتی تغییر کند، به‌ویژه اگر ترامپ بر جابه‌جایی «جزیره» روی عرشه که محل جای‌گیری مرکز فرماندهی است اصرار ورزد، بازطراحی‌های بیشتری لازم می‌شود. نیروگاه هسته‌ای که برای تولید برق بهینه شده، شاید در صورت نیاز به تولید بخار بیشتر، عمر مفید کمتری داشته باشد.

فقط هزینه‌ی بازطراحی، به گفته‌ کلارک، صدها میلیون دلار خواهد بود و تبدیل واقعی سامانه می‌تواند میلیاردها دلار به هزینه‌ی ۱۵ میلیارد دلاری یواس‌اس دوریس میلر اضافه کند.

دریاسالاران فعلا سکوت کرده‌اند؛ اکونومیست می‌گوید که شاید امیدوارند روند کار را آن‌قدر آهسته پیش ببرند که ترامپ از صحنه خارج شود.

فشار مضاعف بر ناوگان آمریکا با استقرارهای طولانی‌مدت در منطقه

این نشریه در ادامه گزارش خود می‌نویسد که بخشی از تصمیم‌های ترامپ ترکیبی از عقل سلیم و شگفتی است. او اجازه می‌دهد شرکت‌های خارجی در ساخت ناو جنگی مشارکت کنند، به شرط آن‌که سرمایه‌گذاری کنند و بعدتر تولید را به کشتی‌سازی‌های آمریکایی منتقل کنند.

همچنین به‌درستی یادآوری می‌کند که برنامه‌های دریایی از «طراحی‌های بیش‌ازحد پیچیده» رنج می‌برند و به پنتاگون دستور می‌دهد از «فناوری‌های آزموده، قابل‌اعتماد و مقرون‌به‌صرفه» استفاده کند. با این حال، EMALS اکنون همان فناوری آزموده‌شده به‌شمار می‌آید، در حالی که بخار فقط عادت بد بازطراحی مداوم کشتی‌ها را ادامه می‌دهد.

مهم‌تر از همه، ساخت ناوهای تازه زمان بیشتری برای ورود به خدمت می‌خواهد و همین موضوع میان خروج ناوهای قدیمی و آماده شدن شناورهای جدید، شکافی ایجاد می‌کند.

جنگ در ایران ارزش پایگاه‌های هوایی شناور را دوباره نشان داده است، اما ناوگان آمریکا زیر فشار قرار دارد. یواس‌اس آبراهام لینکلن پس از بیش از ۲۷۰ روز حضور در دریا و در میانه‌ی گزارش‌هایی درباره‌ی کمبود غذا و تلاش برای خودکشی، از خاورمیانه به‌سوی خانه بازمی‌گردد.

قرار است یواس‌اس جرج واشنگتن جای آن را بگیرد؛ ناوی که پیش‌تر در ژاپن مستقر بود و این جابه‌جایی، اقیانوس آرام غربی را در زمانی که نگرانی‌ها درباره‌ی قدرت چین بالا گرفته، بدون یک ناو هواپیمابر می‌گذارد.