آنطور که فایننشال تایمز گزارش داده، رفتوآمد لنجها و شناورهای چوبی که طی چندین دهه کالاها را از خور دبی به بنادر ایران منتقل میکردند نیز کاهش محسوسی یافته است.
کمی پایینتر در مسیر آبراه، قایقهای ماهیگیری به اسکلهها بسته شدهاند؛ اما یکی از معدود خدمهای که هنوز در آنجا حضور دارند میگوید دیگر اجازه ورود به خلیج فارس را ندارند.
در دهانه خور، پایانه ویژه رفتوآمد لنجها جنبوجوش بیشتری به چشم میآید. هنگام غروب، لیفتراکها و جرثقیلها مشغول بارگیری پالتها و کانتینرهای کوچک روی حدود دوازده شناور بودند؛ هرچند بهگفته یکی از ماموران حراست، این لنجها عازم عمان و هند هستند.
او گفت: «از هفته گذشته دیگر خبری از ایران نیست.»
امال ماهیگیر هم می گوید: «قبل از جنگ، کشتیهای باری ایرانی زیادی به اینجا میآمدند. حالا دیگر تمام شده است.»
دبی طی چندین دهه در جایگاه کانون تجارت خارجی ایران قرار داشت و با ارائه خدمات مالی، تسهیل تجارت و پیوند با بازارهای جهانی، امکاناتی را در اختیار اقتصاد تحت فشار تحریمهای این کشور قرار داد که به آنها نیاز داشت.
پیوندهای تجاری و تاریخی میان دبی و ایران حتی به پیش از تأسیس امارات متحده عربی در سال ۱۹۷۱ بازمیگردد. امروزه چند صد هزار ایرانی و تاجر ایرانی در دبی زندگی میکنند و این شهر همچنین میزبان بانکها، شرکتهای بازرگانی و شبکه تجارت لنجهاست.
اکنون با اعلام برنامههای آمریکا و امارات برای هدف قرار دادن تجارت ایران، این نقش با تهدیدی جدی روبهرو شده است؛ طرحی که واشنگتن آن را «روز دی اقتصادی» توصیف میکند.
امارات که پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل در ماه فوریه، بیشترین بخش حملات را متحمل شد، هفته گذشته اعلام کرد که تمامی تجارت، مبادلات تجاری و تراکنشهای مالی با ایران را به حالت تعلیق درمیآورد.
یک روز بعد، دونالد ترامپ رئیسجمهوری آمریکا از آغاز کارزار جدیدی تحت عنوان «جنگ اقتصادی» علیه ایران خبر داد و دامنه تحریمهای ثانویه علیه طرفهایی را که با جمهوری اسلامی تجارت میکنند گسترش داد.
این تحولات بار دیگر جامعه تجاری ایرانیان دبی را نسبت به آینده خود نگران کرده است.
حجم تجارت میان امارات متحده عربی ــ که یکی از نزدیکترین متحدان منطقهای آمریکا محسوب میشود ــ و ایران پیش از جنگ سالانه تقریباً به ۳۰ میلیارد دلار میرسید.
بخش قابلتوجهی از این تجارت به کمک لنجهای چوبی انجام میشد؛ همان شناورهایی که چهره بخش قدیمی شهر دبی را شکل دادهاند؛ منطقهای که بازارهای ادویه و طلا نیز در آن قرار دارند.
تحلیلگران درباره اینکه آیا کارزار فشار اقتصادی میتواند موفق شود یا نه؟ تردید دارند. با این حال، درگیری ششماهه، در کنار بستهشدن تنگه هرمز، آسیب قابلتوجهی به بازرگانان منطقه قدیمی شهر وارد کرده است.
تأثیر جنگ بر کسبوکارها در بازار سنتی کاملاً مشهود بود. دستکم شش مغازه، که برخی از آنها متعلق به ایرانیها و برخی دیگر متعلق به افغانها بودند، تعطیل شده بودند. روی شیشه ویترین این مغازهها برگههایی نصب شده که اعلام میکند فروشگاه برای «تعمیرات» تعطیل است؛ وضعیتی که یادآور هتلهای لوکسی بود که در ماههای ابتدایی درگیری، درهای خود را برای بازسازیهای طولانیمدت بسته بودند.
در نشانهای از اینکه مقامهای دبی ممکن است فشارهای نظارتی بر بازرگانان ایرانی را افزایش داده باشند، مأموران بازرسی امور تجاری در هفتههای اخیر، چند مغازه را به دلیل آنچه «تخلفهای کوچک و بروکراتیک» توصیف شده، جریمه کردهاند.
از زمان آغاز جنگ، امارات متحده عربی بیش از هر کشور دیگری در منطقه خلیج فارس هدف حملات ایران قرار گرفته است. نزدیک به ۳ هزار موشک به سمت این کشور شلیک شده که در نتیجه آن، صنعت گردشگری با افت شدیدی مواجه شده و زیرساختهای کلیدی نیز آسیب دیدهاند.
این وضعیت باعث شد موضع امارات در قبال ایران تندتر و سختگیرانهتر شود؛ تا جایی که امارات حتی در اوایل جنگ، حملات هوایی علیه ایران انجام داد.
دبی نیز در همان مراحل ابتدایی، یک باشگاه و یک بیمارستان مرتبط با ایران را تعطیل کرد.
با این حال، بخشی از تجارت دوباره از سر گرفته شد؛ از جمله تردد لنجها و پروازهای ایرانی به مقصد دبی.
این اتفاق در شرایطی رخ داد که ابوظبی و تهران پس از یک توافق موقت کوتاهمدت میان آمریکا و ایران در ماه ژوئن، تلاش کردند تنشها را کاهش دهند.
فایننشال تایمز میگوید شماری از شهروندان ایرانی تصمیم به ترک امارات گرفتهاند؛ این تصمیم نهتنها ناشی از نگرانی درباره ادامه پذیرش آنان در کشوری است که بسیاری از آنها در آن زاده شده یا تمام عمر زندگی کردهاند، بلکه به این دلیل است که «بیشترشان ورشکست شدهاند».
با این حال، بسیاری معتقدند روابط تجاری ایران و دبی آنقدر عمیق و ریشهدار است که نمیتوان آن را بهطور کامل از میان برد.
جاستین الکساندر پژوهشگر غیرمقیم مؤسسه سیاست عمومی بیکر در این باره گفت:
بازرگانان ایرانی، از مدتها پیش از آغاز عصر نفت، یکی از پایههای شکلگیری اقتصاد دبی بودهاند.
وزارت خزانهداری آمریکا روز جمعه اعلام کرد که در چارچوب تشدید فشارهای اقتصادی علیه تهران، شعبههای بانک «بانک مصر» -دومین بانک بزرگ مصر- در امارات متحده عربی را از دسترسی به مؤسسات مالی آمریکا محروم خواهد کرد.
در ایران، بازرگانان لحنی مقاوم و سرسختانه داشتند و به نظر میرسید برای مواجهه با هرگونه محدودیت بیشتر بر فعالیتهای تجاری خود آمادهاند.
ایران طی چند دهه، مسیرهای تجاری جایگزین متعددی ایجاد کرده و پرداختها را از طریق صرافیها یا شرکتهای صوری انجام داده؛ ساختارهایی که با هدف تابآوری در برابر تحریمها طراحی شدهاند.
یک بازرگان مستقر در تهران گفت: «حالا مقدار زیادی کالا در انبارهای ترکیه قرار دادهایم تا اگر مسیر امارات دوباره بسته شد، گزینه جایگزین داشته باشیم.»
او گفت به نظر میرسد تجارت لنجی میان ایران و دبی محدود شده، اما بخشی از محمولهها از مسیر عمان تغییر مسیر دادهاند.
آمریکا از اواسط ماه ژوئیه یک محاصره دریایی علیه بنادر ایران اعمال کرده است.
از سوی دیگر، هزینه حملونقل کالا بهشدت افزایش یافته، اما همچنان از اوج دوران جنگ پایینتر است؛ زمانی که امارات تقریباً هر روز هدف حملات قرار میگرفت و تعداد بسیار کمی کشتی از تنگه هرمز عبور میکردند.
در بخشهای دیگر دبی، کسبوکارهای ایرانی همچنان تقریباً طبق روال معمول فعالیت میکردند.
در بازار بزرگ سرپوشیده کنار آب، یک فروشنده میوه و سبزیجات محصولات ایرانی ــ از جمله کاهو، ذرت شیرین، گوجهفرنگی و بادام ــ میفروخت.
به گفته خودش، این محصولات از طریق همان مسیرهای دریایی سنتی و تثبیت شده به دبی رسیده بودند.
شورای بازرگانان ایرانی -یک نهاد غیرانتفاعی که با هدف توسعه تجارت دوجانبه فعالیت میکند- همچنان فعال است؛ این موضوع را یکی از کارکنان این شورا که تلفنی با او تماس گرفته شد تأیید کرد.
آژانسهای مسافرتی در تهران نیز این هفته اعلام کردند که شرکتهای هواپیمایی ایرانی همچنان پروازهای خود به دبی را انجام میدهند.
همچنین دو بانک بزرگ ایرانی -یعنی بانک ملی و بانک صادرات- که هر دو تحت تحریمهای آمریکا قرار دارند، همچنان باز بودند و به مشتریان خدمات ارائه میکردند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، خواستار تعطیلی تمامی شعب بانک ملی در سراسر جهان شده است.
دو بانک ایرانی رویهمرفته بیش از ۱۲ شعبه در امارات متحده عربی دارند.
یکی از کارکنان بانک ملی گفت که برخی از مشتریان بانک، چه ایرانی، چه روس و چه مشتریان محلی، در ابتدا درباره سرنوشت سپردههای خود نگران شده بودند؛ اما تاکنون هیچ تأثیر محسوسی بر تراکنشهای مالی روزمره مشاهده نشده است. این موضوع شامل اعطای تسهیلات و دریافت یا تأمین اعتبارنامههای بانکی نیز میشود.