به گزراش زومان، شش ماه اختلال در تنگه هرمز، یک واقعیت ناخوشایند را برای کشورهای ثروتمند خلیج فارس آشکار کرده است: داشتن ذخایر عظیم نفت و گاز کافی نیست؛ اگر مسیر خروج آنها بسته شود، بخش بزرگی از این ثروت عملاً پشت یک گلوگاه جغرافیایی گرفتار می‌شود.

رویترز در گزارشی تازه می‌نویسد جنگ ایران اکنون نقشه سرمایه‌گذاری منطقه را تغییر داده است. عربستان سعودی، امارات و دیگر کشورهای خلیج فارس میلیاردها دلار به سمت بنادر، خطوط لوله و شبکه‌های حمل‌ونقل می‌برند تا اقتصادی بسازند که در بحران بعدی کمتر به تنگه هرمز وابسته باشد.

پیش از جنگ حدود ۲۰ درصد جریان نفت جهان از هرمز عبور می‌کرد. اما این تنگه در بخش بزرگی از شش ماه گذشته عملاً مسدود بوده و تجارت به سمت بنادر عربستان در دریای سرخ و بنادر شرقی امارات منحرف شده است؛ مسیرهایی که فعلاً ظرفیت کافی برای جایگزینی کامل هرمز ندارند.

آمار میانگین هفت‌روزه تردد نفت‌کش‌های بالای ۱۰ هزار تن در بازه زمانی سپتامبر ۲۰۲۵ تا اوت ۲۰۲۶.

یک منبع صنعتی به رویترز گفته دولت‌های خلیج فارس اکنون به دنبال راه‌حل‌هایی دائمی و یکپارچه برای دور زدن هرمز هستند. هزینه چنین تغییری می‌تواند طی سال‌های آینده به صدها میلیارد دلار برسد.

«بندر، بندر، بندر»؛ اولویت تازه عربستان

تغییر اولویت‌ها شاید در عربستان از همه ملموس‌تر باشد. یک منبع صنعتی به رویترز گفته است اگر دو سال پیش «ورزش» موضوع داغ سرمایه‌گذاری در عربستان بود، احتمالاً در یکی دو سال آینده همه خواهند گفت: «بندر، بندر، بندر.»

این جمله به تغییر مهمی در محاسبات ریاض اشاره دارد. عربستان برخلاف بسیاری از همسایگانش یک مزیت جغرافیایی بزرگ دارد: از شرق به خلیج فارس و از غرب به دریای سرخ دسترسی دارد.

ریاض اکنون اجرای برنامه‌های میلیارد دلاری برای افزایش ظرفیت خط لوله انتقال نفت خام به ساحل غربی را سرعت داده است. در نتیجه بخشی از نفت می‌تواند به‌جای عبور از خلیج فارس و تنگه هرمز، از داخل خاک عربستان به دریای سرخ منتقل و از آنجا صادر شود.

این شبکه در آینده حتی می‌تواند به همسایگان عربستان کمک کند بخشی از نفت خود را بدون عبور از هرمز به بازار جهانی برسانند.

چرا فجیره برای امارات حیاتی شده است؟

امارات نیز نسخه خودش را برای همین مشکل دارد و نام یک شهر در این برنامه مرتب تکرار می‌شود: فجیره. اهمیت فجیره بیشتر از هر چیز به موقعیت آن روی نقشه برمی‌گردد. بخش اصلی امارات در ساحل خلیج فارس قرار دارد، اما فجیره در ساحل دریای عمان و آن سوی تنگه هرمز است. بنابراین نفت یا کالایی که از راه زمینی یا خط لوله به فجیره برسد، برای رسیدن به اقیانوس دیگر لازم نیست از هرمز عبور کند.

امارات اکنون خط لوله جدیدی می‌سازد که با آغاز فعالیت آن در سال آینده، ظرفیت انتقال نفت خام به فجیره دو برابر خواهد شد. هم‌زمان «DP World»، شرکت مستقر در دبی که یکی از بزرگ‌ترین گردانندگان بنادر و پایانه‌های کانتینری جهان است، قصد دارد دو پایانه کانتینری در فجیره توسعه دهد و روی مراکز داخلی جابه‌جایی کانتینر در امارات نیز کار می‌کند.

به این ترتیب، پروژه فجیره فقط توسعه یک بندر نیست؛ امارات در حال افزایش ظرفیت مسیری است که امکان دسترسی به بازار جهانی بدون ورود به تنگه هرمز را فراهم می‌کند.

چرا ابوظبی سراغ شرکت بنادرش رفته است؟

تحول دیگری نیز در ابوظبی در جریان است. صندوق ثروت ملی «لعماد» هفته گذشته اعلام کرد قصد دارد باقی سهام «AD Ports» را بخرد و راهبرد این شرکت را بازطراحی کند. AD Ports را می‌توان بازوی مهم بندری و لجستیکی ابوظبی دانست؛ شرکتی که بنادر و خدمات حمل‌ونقل و لجستیک را در امارات و کشورهای دیگر اداره می‌کند.

جنگ در عین حال نشان داده این کسب‌وکار تا چه اندازه از اختلال منطقه‌ای آسیب می‌بیند. حجم کانتینر و همچنین بارهای فله و عمومی جابه‌جا‌شده توسط این شرکت در امارات در سه‌ماهه دوم نسبت به سال قبل حدود دوسوم کاهش یافته است. خود شرکت شرایط اخیر را شاید «مهم‌ترین چالش در تاریخ ۲۰ ساله» فعالیتش توصیف کرده است.

DP World نیز در نیمه نخست سال با کاهش فعالیت روبه‌رو شده است. بنابراین سرمایه‌گذاری تازه در بنادر فقط برنامه‌ای برای رشد بیشتر نیست؛ بخشی از تلاش دولت‌های منطقه برای بازسازی شبکه‌ای است که جنگ آسیب‌پذیری آن را آشکار کرده است.

قطر و کویت؛ جغرافیایی که راه فرار کمتری می‌دهد

اما همه کشورهای منطقه گزینه‌هایی مانند عربستان و امارات ندارند. قطر نمونه مهمی است. این کشور پیش از جنگ یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان گاز طبیعی مایع جهان بود، اما برای صادرات ال‌ان‌جی خود کاملاً به تنگه هرمز وابسته است. آسیب به تأسیسات انرژی نیز کمبود شدید تولید را به مشکلات آن اضافه کرده است.

کویت هم اکنون با عربستان و امارات مذاکره می‌کند تا شبکه خطوط لوله آنها توسعه یابد و امکان انتقال نفت کویت از مسیرهای جایگزین فراهم شود. هزینه اقتصادی بحران برای این کشورها سنگین بوده است. براساس نظرسنجی رویترز، اقتصاد قطر و کویت امسال هرکدام اندکی بیش از ۸ درصد کوچک خواهند شد. عربستان در مقابل، پس از رشد ۴.۵ درصدی سال ۲۰۲۵، همچنان برای امسال رشد ۱.۴ درصدی خواهد داشت.

موقعیت جغرافیایی خط لوله امارات برای انتقال نفت از خلیج فارس به خلیج عمان جهت دور زدن تنگه هرمز

جنگ علاوه بر کشتیرانی، پالایشگاه‌ها، کارخانه‌های آلومینیوم و مراکز داده منطقه را نیز تحت تأثیر قرار داده و ترافیک هوایی همچنان پایین‌تر از سطح پیش از جنگ است. گردشگری و تجارت آسیب دیده‌اند و حتی تصویر کشورهای خلیج فارس به‌عنوان پناهگاه‌های امن سرمایه و کسب‌وکار نیز زیر سؤال رفته است.

عراق هم دنبال در خروجی تازه است

این بازطراحی زیرساختی به شش کشور شورای همکاری خلیج فارس محدود نمی‌شود. عراق در تلاش است صادرات نفت از طریق بندر جیهان ترکیه را افزایش دهد و می‌خواهد در آینده از طریق بندر بانیاس سوریه و عقبه اردن نیز نفت صادر کند؛ برنامه‌ای که به احداث خطوط لوله جدید نیاز دارد.

در کنار نفت، شبکه‌های زمینی هم اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند. ترکیه و عربستان قصد دارند طی سه تا چهار سال آینده راه‌آهنی ایجاد کنند که با عبور از اردن و سوریه دو کشور را به یکدیگر متصل کند. وزیر حمل‌ونقل ترکیه گفته دیگر کشورهای خلیج فارس نیز به این پروژه خواهند پیوست.

در واقع مسئله دیگر فقط پیدا کردن یک مسیر جایگزین برای نفتکش نیست؛ کشورهای منطقه به دنبال ایجاد چند مسیر موازی برای نفت، کالا و تجارت هستند تا بسته‌شدن یک نقطه نتواند کل شبکه را مختل کند.

هرمز کمی باز شده، مسئله حل نشده است

در روزهای اخیر بخشی از تردد در تنگه هرمز از سر گرفته شده، اما تجارت همچنان محدود است و چشم‌انداز روشنی برای پایان مناقشه ایران و آمریکا وجود ندارد. تازه‌ترین داده‌ها نیز ابعاد مشکل را نشان می‌دهد. روز پنجشنبه تنها هفت کشتی حامل کالا از تنگه عبور کردند؛ در حالی که این رقم یک روز قبل ۱۷ کشتی و میانگین ۱۰ روز گذشته ۱۵ کشتی بود.

بنابراین حتی اگر هرمز دوباره کاملاً باز شود، تجربه شش ماه گذشته احتمالاً محاسبات سرمایه‌گذاری کشورهای منطقه را برای سال‌ها تغییر داده است. آفاق حسین، پژوهشگر پیشین ابتکار خاورمیانه در شورای آتلانتیک، به رویترز می‌گوید بحران اخیر یک درس مهم داشته است: آسیب‌پذیری گلوگاه‌های تجاری واقعی است و چنین اتفاقی می‌تواند هر زمان تکرار شود.

نتیجه این نگاه از نظر اقتصادی جالب است. برخی بنادر، خطوط لوله و مسیرهای جایگزین ممکن است در شرایط عادی حتی چندان مقرون‌به‌صرفه نباشند؛ زیرا بخش بزرگی از ظرفیت آنها تا زمان وقوع بحران بدون استفاده می‌ماند. اما جنگ ارزش این ظرفیت خالی را تغییر داده است. کشورهای خلیج فارس حالا حاضرند میلیاردها دلار برای زیرساختی هزینه کنند که شاید همیشه به آن احتیاج نداشته باشند، اما در روز بسته‌شدن هرمز به کار می‌آید.

به این ترتیب، بخشی از پول نفت منطقه اکنون صرف خرید چیزی می‌شود که تا پیش از جنگ کمتر دیده می‌شد: بیمه زیرساختی در برابر جغرافیا.