به گزارش زومان، رویترز در تحلیلی تازه از وضعیت جنگ ایران، شش ماه پس از آغاز درگیریها، به یک جمعبندی مشخص رسیده است: مرحله نظامی نتوانسته نتیجهای تعیینکننده ایجاد کند و جنگ اکنون وارد «بنبستی پرهزینه» شده که میدان اصلی آن بیش از آنکه آسمان ایران باشد، اقتصاد، صادرات نفت و تنگه هرمز است.
این خبرگزاری مینویسد ایران با وجود خسارتهای سنگین نظامی و اقتصادی همچنان توانسته ساختار سیاسی خود را حفظ کند و در تهران این محاسبه وجود دارد که گذشت زمان الزاماً به سود واشنگتن نیست. در مقابل، دولت دونالد ترامپ پس از شش ماه جنگ، فشار را از حملات هوایی به سمت تحریمهای شدیدتر، محدودکردن درآمد نفتی و محاصره دریایی سوق داده است.
جنگ از آسمان به اقتصاد منتقل شد
به روایت رویترز، اقدامات تازه آمریکا که دوشنبه اعلام شد، نشانه ورود درگیری به مرحلهای متفاوت است. واشنگتن اکنون میخواهد شریانهای مالی ایران را هدف بگیرد و صادرات نفت و دسترسی تهران به ارز را محدودتر کند.
اما مسئله اصلی، اجرای تحریمهای ثانویه علیه شرکای بزرگ ایران است. تهران روی این فرض حساب میکند که واشنگتن حاضر نخواهد شد برای قطع کامل روابط اقتصادی ایران با کشورهایی مانند چین و هند، هزینه یک رویارویی اقتصادی گستردهتر را بپذیرد.
آلن ایر، دیپلمات پیشین آمریکایی، نیز به رویترز گفته است مشخص نیست واشنگتن از حمایت بینالمللی و سازوکار اجرایی لازم برای مؤثرکردن این تحریمها برخوردار باشد. برخلاف فشارهای منتهی به توافق هستهای سال ۲۰۱۵ که بر یک ائتلاف چندجانبه استوار بود، فشار کنونی بیشتر بر تهدیدهای آمریکا متکی است.
محاسبه ایران؛ بالا بردن هزینه بنبست
در این روایت، خطر اصلی برای منطقه زمانی آغاز میشود که فشار اقتصادی افزایش پیدا کند، اما برای هیچیک از طرفین راه خروج سیاسی قابل قبولی وجود نداشته باشد.
مایکل نایتس، رئیس بخش پژوهش شرکت مشاوره راهبردی هورایزن انگیج، به رویترز گفته است در چنین شرایطی چالش ایران دیگر فقط تحمل فشار اقتصادی نیست، بلکه پیدا کردن راهی برای شکستن آن است.
طبق ارزیابی او، تهران ممکن است به سمت الگویی از فشار مقطعی و فرسایشی بدون ورود به جنگ تمامعیار حرکت کند؛ حملات دورهای، مذاکرههای مقطعی و ایجاد اختلال در کشتیرانی، بنادر یا زیرساختهای انرژی میتواند هزینه ادامه بنبست را برای کشورهای خلیج فارس افزایش دهد و آنها را به فشار بر واشنگتن برای یافتن یک راهحل دیپلماتیک سوق دهد.
آمریکا این ارزیابی را قبول ندارد. وزارت خارجه آمریکا به رویترز گفته اقتصاد ایران در «سقوط آزاد» قرار گرفته، توان نظامی کشور بهشدت آسیب دیده و ترامپ «همه برگها را در اختیار دارد».
فشار اقتصادی؛ نقطه قوت یا پاشنه آشیل راهبرد آمریکا؟
رویترز در بخش دیگری از گزارش به یک تناقض در راهبرد واشنگتن اشاره میکند: افزایش فشار اقتصادی الزاماً به تغییر رفتار سیاسی تهران منجر نمیشود.
برخی تحلیلگران مورد استناد رویترز میگویند تجربه کشورهایی مانند کره شمالی، روسیه و ایران نشان داده تحریمها بهندرت دولتها را وادار میکنند از اهدافی صرفنظر کنند که آنها را برای بقای خود حیاتی میدانند.
در مقابل، فشار اقتصادی میتواند خطر نارضایتی داخلی را افزایش دهد. رویترز با استناد به آمارهای مرکز آمار ایران از افزایش شدید تورم و قیمت مواد غذایی مینویسد و یادآوری میکند که مسعود پزشکیان نیز هفته گذشته گفته بود مشکلات کشور چند برابر شده، در حالی که درآمدها کاهش یافته است.
بنابراین فشار اقتصادی برای تهران بدون هزینه نیست؛ اما پرسش تعیینکننده این است که این فشار به تغییر رفتار سیاست خارجی منجر میشود یا صرفاً فشار بر اقتصاد و جامعه ایران را افزایش میدهد.
نگرانی کشورهای خلیج فارس از یک جنگ طولانی
شاید مهمترین بخش تحلیل رویترز به موقعیت کشورهای خلیج فارس مربوط باشد. این کشورها از یک سو ادامه فشار اقتصادی و دیپلماتیک را به آغاز دور تازهای از جنگ ترجیح میدهند، اما از سوی دیگر از طولانیشدن وضعیتی که ایران همچنان امکان اخلال در تردد تنگه هرمز را داشته باشد نگراناند.
عبدالعزیز صقر، رئیس مرکز تحقیقات خلیج، میگوید دولتهای منطقه قانع نشدهاند که تحریم بهتنهایی بتواند رفتار تهران را بهسرعت تغییر دهد. از نگاه آنها، تغییر سیاسی بزرگ در ایران نیز قرار نیست در کوتاهمدت اتفاق بیفتد.
همین وضعیت سه مطالبه متفاوت را مقابل یکدیگر قرار داده است:
- واشنگتن میخواهد ایران اهرم هرمز را کنار بگذارد بدون آنکه امتیازی در مدیریت این آبراه بگیرد
- تهران خواهان پایان محاصره دریایی است بدون آنکه تصویر تسلیم از خود ارائه دهد
- کشورهای خلیج فارس خواهان پایان بحراناند بدون آنکه ایران بتواند خود را پیروز آن معرفی کند
از نگاه رویترز، اگر میانجیگریهای جاری نتواند این سه خواسته را به نقطهای مشترک برساند، نتیجه نه پیروزی ایران خواهد بود و نه پیروزی آمریکا؛ بلکه ادامه همان چیزی است که اکنون پس از شش ماه شکل گرفته است: یک بنبست خطرناک و پرهزینه که هر طرف امیدوار است دیگری زودتر از ادامه آن خسته شود.